مشاعره با حافظ !!
مدیر انجمن: eli
Re: مشاعره با حافظ !!
او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود
کام بستانم از و یاد داد بستاند ز من
کام بستانم از و یاد داد بستاند ز من
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
Re: مشاعره با حافظ !!
نرگس همه شیوه های مستی
از چشم خوشت به وام دارد
ذکر رخ و زلف تو دلم را
دردی است که صبح و شام دارد
از چشم خوشت به وام دارد
ذکر رخ و زلف تو دلم را
دردی است که صبح و شام دارد
نبوده
............. نیست
........................ نخواهد بود
از تو عزیزتر
.............کسی برای من...
............. نیست
........................ نخواهد بود
از تو عزیزتر
.............کسی برای من...
Re: مشاعره با حافظ !!
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
ترا نصیب همین کرده است و این دادست
ترا نصیب همین کرده است و این دادست
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره با حافظ !!
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وين راز سر به مهر به عالم سمر شود
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
آري شود وليک به خون جگر شود
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه
باشد کز آن ميانه يکي کارگر شود
از هر کرانه تير دعا کردهام روان
ليکن چنان مگو که صبا را خبر شود
اي جان حديث ما بر دلدار بازگو
آري به يمن لطف شما خاک زر شود
از کيمياي مهر تو زر گشت روي من
يا رب مباد آن که گدا معتبر شود
در تنگناي حيرتم از نخوت رقيب
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
بس نکته غير حسن ببايد که تا کسي
سرها بر آستانه او خاک در شود
اين سرکشي که کنگره کاخ وصل راست
دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود
وين راز سر به مهر به عالم سمر شود
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
آري شود وليک به خون جگر شود
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه
باشد کز آن ميانه يکي کارگر شود
از هر کرانه تير دعا کردهام روان
ليکن چنان مگو که صبا را خبر شود
اي جان حديث ما بر دلدار بازگو
آري به يمن لطف شما خاک زر شود
از کيمياي مهر تو زر گشت روي من
يا رب مباد آن که گدا معتبر شود
در تنگناي حيرتم از نخوت رقيب
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
بس نکته غير حسن ببايد که تا کسي
سرها بر آستانه او خاک در شود
اين سرکشي که کنگره کاخ وصل راست
دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره با حافظ !!
دولت از مرغ همایون طلب و سایه او
زانکه با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
زانکه با زاغ و زغن شهپر دولت نبود
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره با حافظ !!
حرف دل من::
ديدي که يار جز سر جور و ستم نداشت
بشکست عهد وز غم ما هيچ غم نداشت
ديدي که يار جز سر جور و ستم نداشت
افکند و کشت و عزت صيد حرم نداشت
يا رب مگيرش ار چه دل چون کبوترم
حاشا که رسم لطف و طريق کرم نداشت
بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه يار
هر جا که رفت هيچ کسش محترم نداشت
با اين همه هر آن که نه خواري کشيد از او
انکار ما مکن که چنين جام جم نداشت
ساقي بيار باده و با محتسب بگو
مسکين بريد وادي و ره در حرم نداشت
هر راهرو که ره به حريم درش نبرد
هيچش هنر نبود و خبر نيز هم نداشت
ديدي که يار جز سر جور و ستم نداشت
بشکست عهد وز غم ما هيچ غم نداشت
ديدي که يار جز سر جور و ستم نداشت
افکند و کشت و عزت صيد حرم نداشت
يا رب مگيرش ار چه دل چون کبوترم
حاشا که رسم لطف و طريق کرم نداشت
بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه يار
هر جا که رفت هيچ کسش محترم نداشت
با اين همه هر آن که نه خواري کشيد از او
انکار ما مکن که چنين جام جم نداشت
ساقي بيار باده و با محتسب بگو
مسکين بريد وادي و ره در حرم نداشت
هر راهرو که ره به حريم درش نبرد
هيچش هنر نبود و خبر نيز هم نداشت
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره با حافظ !!
تا مگر همچو صبا باز به کوی تو رسم
حاصلم دوش به جز ناله شبگیر نبود
حاصلم دوش به جز ناله شبگیر نبود
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
Re: مشاعره با حافظ !!
تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت
تا باز چه اندیشه کند رای صوابت
تا باز چه اندیشه کند رای صوابت
نبوده
............. نیست
........................ نخواهد بود
از تو عزیزتر
.............کسی برای من...
............. نیست
........................ نخواهد بود
از تو عزیزتر
.............کسی برای من...
Re: مشاعره با حافظ !!
تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافری ست
راهرو گر صد هنــــر دارد توکٌــــــل بایـــــدش
راهرو گر صد هنــــر دارد توکٌــــــل بایـــــدش
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره با حافظ !!
شراب تلخ ميخواهم که مردافکن بود زورش
که تا يک دم بياسايم ز دنيا و شر و شورش
شراب تلخ ميخواهم که مردافکن بود زورش
مذاق حرص و آز اي دل بشو از تلخ و از شورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسايش
به لعب زهره چنگي و مريخ سلحشورش
بياور مي که نتوان شد ز مکر آسمان ايمن
که من پيمودم اين صحرا نه بهرام است و نه گورش
کمند صيد بهرامي بيفکن جام جم بردار
به شرط آن که ننمايي به کج طبعان دل کورش
بيا تا در مي صافيت راز دهر بنمايم
سليمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
نظر کردن به درويشان منافي بزرگي نيست
وليکن خنده ميآيد بدين بازوي بي زورش
.
که تا يک دم بياسايم ز دنيا و شر و شورش
شراب تلخ ميخواهم که مردافکن بود زورش
مذاق حرص و آز اي دل بشو از تلخ و از شورش
سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسايش
به لعب زهره چنگي و مريخ سلحشورش
بياور مي که نتوان شد ز مکر آسمان ايمن
که من پيمودم اين صحرا نه بهرام است و نه گورش
کمند صيد بهرامي بيفکن جام جم بردار
به شرط آن که ننمايي به کج طبعان دل کورش
بيا تا در مي صافيت راز دهر بنمايم
سليمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
نظر کردن به درويشان منافي بزرگي نيست
وليکن خنده ميآيد بدين بازوي بي زورش
.
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره با حافظ !!
شراب تلخ صوفی سوز بنیادم بخواهد بود
لبم بر لب نه ای ساقـــیٌ و بستان جان شیرینم
لبم بر لب نه ای ساقـــیٌ و بستان جان شیرینم
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
Re: مشاعره با حافظ !!
مرا مهر سیه چشمان زسر بیرون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
رقیب ازارها فرموده جای آشتی نگذاشت
مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد
مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند
هرآن قسمت که آنجا رفت ازآن افزون نخواهد شد
حدارا محتسب مارا به فریاد دف و نی بخش
که ساز شرع ازین افسانه بی قانون نخواهد شد
شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی
دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد
مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه ی حافظ
که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد
قضای آسمان است این و دیگرگون نخواهد شد
رقیب ازارها فرموده جای آشتی نگذاشت
مگر آه سحرخیزان سوی گردون نخواهد شد
مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند
هرآن قسمت که آنجا رفت ازآن افزون نخواهد شد
حدارا محتسب مارا به فریاد دف و نی بخش
که ساز شرع ازین افسانه بی قانون نخواهد شد
شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی
دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد
مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه ی حافظ
که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد
نبوده
............. نیست
........................ نخواهد بود
از تو عزیزتر
.............کسی برای من...
............. نیست
........................ نخواهد بود
از تو عزیزتر
.............کسی برای من...
- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره با حافظ !!
ديدي اي دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد
آه از آن نرگس جادو که چه بازي انگيخت
آه از آن مست که با مردم هشيار چه کرد
اشک من رنگ شفق يافت ز بيمهري يار
طالع بيشفقت بين که در اين کار چه کرد
برقي از منزل ليلي بدرخشيد سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
ساقيا جام ميام ده که نگارنده غيب
نيست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
آن که پرنقش زد اين دايره مينايي
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
يار ديرينه ببينيد که با يار چه کرد
.
چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد
آه از آن نرگس جادو که چه بازي انگيخت
آه از آن مست که با مردم هشيار چه کرد
اشک من رنگ شفق يافت ز بيمهري يار
طالع بيشفقت بين که در اين کار چه کرد
برقي از منزل ليلي بدرخشيد سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
ساقيا جام ميام ده که نگارنده غيب
نيست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
آن که پرنقش زد اين دايره مينايي
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
يار ديرينه ببينيد که با يار چه کرد
.
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره با حافظ !!
در انتــظار رویــــت مـــــــا و امیــــدواری
در عشوه ی وصــالت ما و خیال و خوابی
در عشوه ی وصــالت ما و خیال و خوابی
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
Re: مشاعره با حافظ !!
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
آن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبول بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک رهنمونیم به پای علم داد نکرد
دل به امید صدایی که مگر در تو رسد نالهها کرد در این کوه که فرهاد نکرد
سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر آشیان در شکن طره شمشاد نکرد
شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد
کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد
غزلیات عراقیست سرود حافظ که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد

آن جوان بخت که میزد رقم خیر و قبول بنده پیر ندانم ز چه آزاد نکرد
کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک رهنمونیم به پای علم داد نکرد
دل به امید صدایی که مگر در تو رسد نالهها کرد در این کوه که فرهاد نکرد
سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر آشیان در شکن طره شمشاد نکرد
شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار زان که چالاکتر از این حرکت باد نکرد
کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد
مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق که بدین راه بشد یار و ز ما یاد نکرد
غزلیات عراقیست سرود حافظ که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد
شهید دکتر مصطفی چمران
دکتری فیزیک هسته ای گرایش گداخت هسته ای از بزرگترین و یکی از معتبر ترین دانشگاه های دنیا برکلی کالیفرنیای امریکا-شاگرد اول دانشگاه برکلی از بین تمامی نوابغ و مغزهای دنیا-استاد تمام دانشگاه برکلی-عضو سازمان فضایی ناسا-عضو موسسه بزرگ و معتبر T&T امریکا-یکی از بزرگترین دانشمندان فیزیک اتمی دنیا-مرد خاکی جبه های جنوب لبنان-معاون نخست وزیر-وزیر دفاع-نماینده مجلس-و سردار جبه های جنوب سردار دهلاویه
---------------------------------------------
مصطفی میگفت: «در دنیا آدمهایی هستند که به ظاهر زندهاند. نفس میکشند. راه میروند، حرف میزنند، زندگی میکنند، اما در حقیقت اسیر دنیا، برده زندگی و ذلیل حوادث هستند. اینان برای آنکه نمیرند، آنقدر خود را کوچک میکنند که گویا مردهاند. اما انسانهای آزاده، ممکن است کوتاه زندگی کنند، ولی تا آنجا که زنده هستند، به راستی زندگی میکنند و با اختیار خود نفس میکشند. محکوم اراده دیگری نیستند. دیگران تسلیم او هستند».
دکتری فیزیک هسته ای گرایش گداخت هسته ای از بزرگترین و یکی از معتبر ترین دانشگاه های دنیا برکلی کالیفرنیای امریکا-شاگرد اول دانشگاه برکلی از بین تمامی نوابغ و مغزهای دنیا-استاد تمام دانشگاه برکلی-عضو سازمان فضایی ناسا-عضو موسسه بزرگ و معتبر T&T امریکا-یکی از بزرگترین دانشمندان فیزیک اتمی دنیا-مرد خاکی جبه های جنوب لبنان-معاون نخست وزیر-وزیر دفاع-نماینده مجلس-و سردار جبه های جنوب سردار دهلاویه
---------------------------------------------
مصطفی میگفت: «در دنیا آدمهایی هستند که به ظاهر زندهاند. نفس میکشند. راه میروند، حرف میزنند، زندگی میکنند، اما در حقیقت اسیر دنیا، برده زندگی و ذلیل حوادث هستند. اینان برای آنکه نمیرند، آنقدر خود را کوچک میکنند که گویا مردهاند. اما انسانهای آزاده، ممکن است کوتاه زندگی کنند، ولی تا آنجا که زنده هستند، به راستی زندگی میکنند و با اختیار خود نفس میکشند. محکوم اراده دیگری نیستند. دیگران تسلیم او هستند».

