شاعرانه ها

عاشقان شعر و ادبیات بیایید اینجا

مدیر انجمن: Moh3n II

قفل شده
آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 14 فروردین 1387, 11:14 am

کاش می دانستی
من سکوتم حرف است
حرف هایم حرف است
خنده هایم
خنده هایم حرف است
کاش می دانستی
می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم
کاش می دانستی
کاش می فهمیدی
کاش و صد کاش نمی ترسیدی
که مبادا دل من پیش دلت گیر کند
یا نگاهم تلی از عشق به دستان تو زنجیر کند
من کمی زودتر از خیلی دیر
مثل نور ماه از شب چشم تو سفر خواهم کرد
تو نترس
سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد
کاش می دانستی
چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت
در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست
تازه خواهی فهمید...
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 14 فروردین 1387, 11:22 am

من از تو دل نمی برم اگرچه از تو دلخورم
اگرچه گفته ای تو را به خاطرات بسپرد


هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام
منی که در جوانیم به خاطرت شکسته ام

تو در سراب آینه شبانه خنده می کنی
منه شکست داده را خودت برنده میکنی


رفیق روزهای خوب ، رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من همیشه تا هنوزها

صدا بزن مرا شبی به غربتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 14 فروردین 1387, 11:30 am

من دیگه خسته شدم بسکه چشام بارونیه
باز دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من دیگه بسه برام تحمل این همه غم
بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد وکم
وقتی فایده ای نداره غصه خوردن واسه چی؟
واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی؟
نمیخوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم
نمیخوام گناه بی عشقی بیفته گردنم
نمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیشه همه یه هیزمه آماده شم
یا یه موجود کم و خالی و پر افاده شم
وایسا دنیا وایستا دنیا من میخوام پیاده شم
قربونت برم خدا چه قدر غریبی رو زمین
آره دنیا ما نخواستیم دل و با خودت نبین
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

Ramin

پست توسط Ramin » چهارشنبه 14 فروردین 1387, 12:03 pm

خیر از عاشقی ندیدم ، ای خدا خوشی ندیدم
یه ندا از ته دنیا رسیده باید بمیرم

که دیگه عاشق نباشم ، دیگه دلداده نباشم
نباشم تا که یه روز مثل حالا آواره باشم

مرگ من شده یه چاره ، واسه این دل بیچاره
اونی که واسش میمردم ، دلو کرده پاره پاره

این چه دردی بود خدا جون ، دلو کرده دربو داغون
با غم نبودنش دل همیشه بشه پر از خون

آواتار کاربر
farshidshd
مشاور وِیژه
مشاور وِیژه
پست: 2057
تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
محل اقامت: My Heart
تماس:

پست توسط farshidshd » چهارشنبه 14 فروردین 1387, 12:14 pm

شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني، تو را با لهجه گلهاي نيلوفر صدا كردم

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

پس از يك جستجوي نقره اي دركوچه هاي آبي احساس

تورا از بين گل هايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم

و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي

دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي

و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم تو را در دشتي از تنهايي و حسرت رها كردم

همين بود آخرين حرفت

و من بعد از عبور تلخ و غمگينت

حريم چشمهايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد واكردم

نميدانم چرا رفتي

نميدانم شايد خطا كردم

و تو بي آنكه فكر غربت چشمان من باشي

نمي دانم كجا تا كي براي چه

ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد

و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت

و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد

و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهرباني دانه بر ميداشت

تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد

و بعد از رفتنت درياچه بغضي كرد

كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد

وبعد از اين همه طوفان و وهم و پرسش و ترديد

كسي از پشت قاب پنجره آرام وزيبا گفت:

تو هم در پاسخ اين رفتن بگو در راه انتخابم خطا كردم

و من در حالتي ما بين اشك و حسرت و ترديد

و من در اوج پاييزي ترين حالت يك دل

ميان غصه اي از جنس بغض كوچك يك ابر

نميدانم چرا شايد به رسم و عادت پروانگي مان باز

براي شادي و خوشبختي باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

کد: انتخاب همه

دانشجوی ارشد نرم افزار

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 14 فروردین 1387, 12:37 pm

رسیده ام به ناکجا
به آن کجای بی کجا

رسیده ام به چشمِ تر
به یک غروب پُر خطر

رسیده ام به یک دروغ
به یک صدای بی فروغ

رسیده ام به مرزِ شب
به لحظه های سوزوتب

رسیده ام به درد و غم
به گریه های دم به دم

رسیده ام به بُغض خیس
به چشمای همیشه خیس

رسیده ام به یک جنون
به یک نگاهِ پُر زِ خون

رسیده ام به یک گُذر
به ناله های بی ثمر

رسیده ام به یک سراب
به یک سؤالِ بی جواب

رسیده ام به یک حباب
به شومترین لحظۀ خواب

رسیده ام به یک کویر
به یک دلِ بهانه گیر

رسیده ام به پُشتِ در
به شکوه های دربه در

رسیده ام به یک محال
به خواسته های خیس وکال

رسیده ام به یک شکست
به دردی که به دل نشست

رسیده ام به نا رفیق
به زخمای خیلی عمیق

رسیده ام به سوزِ دل
به آدمای مُرده دل

رسیده ام به انتها
به تارو پودِ مُرده ها

رسیده ام به فصلِ زرد
به مرگی آلوده به درد

رسیده ام به مرگِ خویش
به خاطراتِ ریش ریش
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

Ramin

پست توسط Ramin » چهارشنبه 14 فروردین 1387, 1:11 pm

درون سینه ام صد آرزو مرد
گل صد آرزو نشکفته پژمرد
دلم بی روی او دریای درد است
همین دریا مرا در خود فرو برد :cry:

Ramin

پست توسط Ramin » چهارشنبه 14 فروردین 1387, 1:19 pm

کاش بودی تا دلم تنها نبود

تا اسیر غصه ی فردا نبود

کاش بودی تا فقط باور کنی

بی تو هرگز زندگی زیبا نبود

آواتار کاربر
farshidshd
مشاور وِیژه
مشاور وِیژه
پست: 2057
تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
محل اقامت: My Heart
تماس:

پست توسط farshidshd » چهارشنبه 14 فروردین 1387, 1:21 pm

دست من خيلي حقيره که برات يه سايه باشه
آخه خورشيد کي مي تونه با شبي همسايه باشه



تو به من مي گي هميشه دل تو که خوب نمي شه
گل پرپر بي ريشه مي دوني بزرگ نمي شه



تو به من مي گي هميشه يه وقت تنهات نذارم
اما خودت خوب مي دوني من برات وجود ندارم

کد: انتخاب همه

دانشجوی ارشد نرم افزار

Ramin

پست توسط Ramin » چهارشنبه 14 فروردین 1387, 1:26 pm

هنوز چشم مرادم رخ تو سیر ندیده
هوا گرفتی و رفتی زکف چو مرغ پریده
تو را به روی زمین دیدم و شکفتم و کفتم
که این فرشته برا من از بهشت رسیده
بیا که چشم و چراغم تو بودی از همه عالم
خدای را به کجا رفتی ای فروغ دو دیده
هزار بار گذشتی به ناز و هیچ نگفتی
که چونی ای به سر راه انتظار کشیده

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 14 فروردین 1387, 2:08 pm

تو تک ستاره بی فروغ شبهای من

تو ناجی دل تو ظلمت غمهای من

من دست یاری به سویت دراز کردم

گرمای وجودت چون عشق نیاز کردم

بیا و شکسته بند غرورم باش

بیا و خلق خنده و شادی و سرورم باش

وز مهر تو رگهای خشکیده امیدم سرشار

شاخسار تک نهال جوان عشقم پر بار

پا گذار بر بال دل تا بدانی احوال دل

هر رهگذر بگذشت و چشم بست، نداد مجال دل
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 14 فروردین 1387, 2:21 pm

زیر بار کوله بارخاطرات تو شکستم
میرم اما باورم کن که به دست تو شکستم
میرمو هرم داغ جاده دل کندن از تو
از تو دل شکسته اما فکر اون چشای مستم
تو روزای خالی از عشق که رواج دل شکستن
ای خوشا رفتن و رفتن پل پشت سر شکستن
رفتنو تو جاده مردن دل به تنهایی سپردن
وقت رفتن سخته اما ای خوشا رفتن و رفتن
من برای موندن تو همه تن تشنه گفتن
تو نموندی و ندیدی غم دل شکستن من
تو روزای خالی از عشق که رواج دل شکستن
ای خوشا رفتن و رفتن پل پشت سر شکستن
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

Ramin

پست توسط Ramin » چهارشنبه 14 فروردین 1387, 3:05 pm

چو ماه از کام ظلمت ها دمیدی
جهانی عشق در من آفریدی
دریغا با غروب نا بهنگام
مرا در ظلمت ها کشیدی

Ramin

پست توسط Ramin » پنج‌شنبه 15 فروردین 1387, 10:38 am

همه ذرات جان پیوسته با دوست
همه اندیشه ام اندیشه اوست
نمی بینم به غیر از دوست اینجا
خدابا این منم یا اوست اینجا ؟

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » پنج‌شنبه 15 فروردین 1387, 11:01 pm

من صبورم اما . . .

به خدا دست خودم نيست اگر می رنجم

يا اگر شادی زيبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

قفل شده