شاعرانه ها
مدیر انجمن: Moh3n II
-
Ramin
کنار برکه ی دلم نشستم و نیامدی
دوباره در سکوت خود شکستم و نیامدی
سوال کردم از خدا نشانه ی خانه ی تو را
سکوت کرد و در سکوت شکستم و نیامدی
دوباره در سکوت خود شکستم و نیامدی
سوال کردم از خدا نشانه ی خانه ی تو را
سکوت کرد و در سکوت شکستم و نیامدی
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
چه شبی بود و چه فرخنده شبی
آن شب دور که چون خواب خوش از دیده پرید
کودک قلب من این قصه ی شاد
از لبان تو شنید :
زندگی رویا نیست
زندگی زیبایی ست
می توان
بر درختی تهی از بار ، زدن پیوندی
می توان در دل این مزرعه ی خشک و تهی بذری ریخت
می توان
از میان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصله هاست
آن شب دور که چون خواب خوش از دیده پرید
کودک قلب من این قصه ی شاد
از لبان تو شنید :
زندگی رویا نیست
زندگی زیبایی ست
می توان
بر درختی تهی از بار ، زدن پیوندی
می توان در دل این مزرعه ی خشک و تهی بذری ریخت
می توان
از میان فاصله ها را برداشت
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصله هاست
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
تو که رفتی پریشون شد خیالم
همه گفتن که من دیوونه حالم
نمی دونن که این دیوانه در فکر شفا نیست
که هر چی باشه اما بی وفا نیست
همه گفتن که من دیوونه حالم
نمی دونن که این دیوانه در فکر شفا نیست
که هر چی باشه اما بی وفا نیست
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
-
Ramin
سينه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشي بود در اين خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوري دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بين که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
آشنايي نه غريب است که دلسوز من است
چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخت
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد
خانه عقل مرا آتش ميخانه بسوخت
چون پياله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بي مي و خمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
آتشي بود در اين خانه که کاشانه بسوخت
تنم از واسطه دوري دلبر بگداخت
جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت
سوز دل بين که ز بس آتش اشکم دل شمع
دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت
آشنايي نه غريب است که دلسوز من است
چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخت
خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد
خانه عقل مرا آتش ميخانه بسوخت
چون پياله دلم از توبه که کردم بشکست
همچو لاله جگرم بي مي و خمخانه بسوخت
ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم
خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت
-
Ramin
-
Ramin
میرم تا تو آروم شبها چشمات بسته شه
دیوار اتاقت از عکسم خسته شه
میرم تا بارون منو یاد تو نندازه
میرم یه جای تازه ، میرم یه جای تازه
میرم با چشمهای خیس و قلبی بی گناه
میرم حتی نمیندازی به من یک نگاه
هر جا میرم اما بازم یادت میوفتم
اینو به همه گفتم ، اینو به همه گفتم
کاش میشد تا ببینی من اینجا چه تنهام
وقتی تو نباشی به هم میریزه دنیام
از هر جا رد میشم میاد عکست روبروم
سوخته تو آتیش عشقت شهر آرزوم
دارم آروم آروم مرگ رو به جون میخرم
دیدی چی اومد به سرم ؟
میرم. بودیم و کس پاس نمی داشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم!
دیوار اتاقت از عکسم خسته شه
میرم تا بارون منو یاد تو نندازه
میرم یه جای تازه ، میرم یه جای تازه
میرم با چشمهای خیس و قلبی بی گناه
میرم حتی نمیندازی به من یک نگاه
هر جا میرم اما بازم یادت میوفتم
اینو به همه گفتم ، اینو به همه گفتم
کاش میشد تا ببینی من اینجا چه تنهام
وقتی تو نباشی به هم میریزه دنیام
از هر جا رد میشم میاد عکست روبروم
سوخته تو آتیش عشقت شهر آرزوم
دارم آروم آروم مرگ رو به جون میخرم
دیدی چی اومد به سرم ؟
میرم. بودیم و کس پاس نمی داشت که هستیم باشد که نباشیم و بدانند که بودیم!
آخرین ویرایش توسط Ramin در چهارشنبه 14 فروردین 1387, 8:40 am، در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
اي بسته به تارو پودم
من لايق عشق تو نبودم
عشقي که نهفته در دلم بود
در راه محبت تو کم بود
من لايق عشق تو نبودم
عشقي که نهفته در دلم بود
در راه محبت تو کم بود
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
-
Ramin
در حسرت ديدار تو بگذار بميرم
دشوار بود مردن و روي تو نديدن
بگذار به دلخواه تو دشوار بميرم
بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ
در وحشت و انوه شب تار بميرم
بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب
دربستر اشک افتم و ناچار بميرم
ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست
تا از غم عشق تو دگر بار بميرم
تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم
بگذار بدانگونه وفادار بميرم
دشوار بود مردن و روي تو نديدن
بگذار به دلخواه تو دشوار بميرم
بگذار که چون ناله مرغان شباهنگ
در وحشت و انوه شب تار بميرم
بگذار که چون شمع کنم پيکر خود آب
دربستر اشک افتم و ناچار بميرم
ميميرم از اين درد که جان دگرم نيست
تا از غم عشق تو دگر بار بميرم
تا بوده ام اي دوست وفادار تو هستم
بگذار بدانگونه وفادار بميرم
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
کــــاش مـیــشـد دوبـاره بــاشــی
کــنــــار ایـــن تـــن خــــســــتــــه
مــثــه مـــــــرحـــــــم بــــشــــــی
واســــه ایـــن دل شـــــکــســـتــه
کــــاش مـیــشـد دوبــاره واشــــه
اون دوتـا چــشــم خـیسـه بـسـتـه
کــــاش مـیــشـد دوبـــاره پــیـــدا
اون نــــــگــاه نـــــاز شـــــیـــدا
کــــاش مـیــشـد دوبـــاره واشــه
اون لــبــــای ســــرخ بـــســــتـه
کاش میشد دوباره سر بدی فریاد
تا بدونم که هـنـوز، نرفتم از یــاد
کــــاش مـیــشـد دوبـــاره شونت
تــکـیـه گــاه نــالــه هـــام شـــه
حــضــــــور ســبــز عـــاشــقـــت
ســنــگ صــبــور گریه هـام شــه
مــونــدن مـــن دیــگــه ایـنـجــا
هــــیــــچ فـــــایــــــده ای نــــداره
مـثـه یـه رویـا ای کــه ؛ تــوی
هـــــیـــچ ذهــنـــی جـایـی نــــداره
کــنــــار ایـــن تـــن خــــســــتــــه
مــثــه مـــــــرحـــــــم بــــشــــــی
واســــه ایـــن دل شـــــکــســـتــه
کــــاش مـیــشـد دوبــاره واشــــه
اون دوتـا چــشــم خـیسـه بـسـتـه
کــــاش مـیــشـد دوبـــاره پــیـــدا
اون نــــــگــاه نـــــاز شـــــیـــدا
کــــاش مـیــشـد دوبـــاره واشــه
اون لــبــــای ســــرخ بـــســــتـه
کاش میشد دوباره سر بدی فریاد
تا بدونم که هـنـوز، نرفتم از یــاد
کــــاش مـیــشـد دوبـــاره شونت
تــکـیـه گــاه نــالــه هـــام شـــه
حــضــــــور ســبــز عـــاشــقـــت
ســنــگ صــبــور گریه هـام شــه
مــونــدن مـــن دیــگــه ایـنـجــا
هــــیــــچ فـــــایــــــده ای نــــداره
مـثـه یـه رویـا ای کــه ؛ تــوی
هـــــیـــچ ذهــنـــی جـایـی نــــداره
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
ما دو تا پرنده بوديم خونمون رو سقف ابرا
توي آسمون شادي بي خيال از فکر فردا
اما يک روز نميدونم که ته افق چي ديدي
که گذشتي از من آسون, تک و تنها پر کشيدي
توي اين راه نرفته حالا من موندمو غم
تنم زخمي راهه يه دنيا درد و ماتم
رفيق آسموني به کجا پر کشيدي
غم تنهايي رو تو چشمام نديدي
با صداي غم گرفته توي تنهاييم مي خونم
اگه رفتي از کنارم من به ياد تو می مونم
ميدوني از تو جدايي براي من خيلي سخته
شب و روزم ديگه بي تو ساکت و تيره و سرده
تنم زخمي درده پرو بالم شکسته
غم تلخ جدايي روي قلبم نشسته
رفيق نيمه راهم به کجا پر کشيدي
غم تنهايي رو تو چشمام نديدی
توي آسمون شادي بي خيال از فکر فردا
اما يک روز نميدونم که ته افق چي ديدي
که گذشتي از من آسون, تک و تنها پر کشيدي
توي اين راه نرفته حالا من موندمو غم
تنم زخمي راهه يه دنيا درد و ماتم
رفيق آسموني به کجا پر کشيدي
غم تنهايي رو تو چشمام نديدي
با صداي غم گرفته توي تنهاييم مي خونم
اگه رفتي از کنارم من به ياد تو می مونم
ميدوني از تو جدايي براي من خيلي سخته
شب و روزم ديگه بي تو ساکت و تيره و سرده
تنم زخمي درده پرو بالم شکسته
غم تلخ جدايي روي قلبم نشسته
رفيق نيمه راهم به کجا پر کشيدي
غم تنهايي رو تو چشمام نديدی
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
بی قراری ناتوانم می کند
در کنار غربتی غمگین و تلخ
درد را هم آشیانم می کند
گونه هایم خیس شبنم می شوند
آتشی از درد می سوزد مرا
زیر باران شعله ورتر می شوم
این تب شبگرد می سوزد دلم
می زنم فریاد تا شاید کسی
دردهای خفته ام باور کند
نیست آرامش ولی باید که دل
گونه ای تنهایی اش را سر کند
در کنار غربتی غمگین و تلخ
درد را هم آشیانم می کند
گونه هایم خیس شبنم می شوند
آتشی از درد می سوزد مرا
زیر باران شعله ورتر می شوم
این تب شبگرد می سوزد دلم
می زنم فریاد تا شاید کسی
دردهای خفته ام باور کند
نیست آرامش ولی باید که دل
گونه ای تنهایی اش را سر کند
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
دلم گرفته آسمون
نمی تونم گریه کنم
شکنجه ميشم از خودم
نمی تونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها
رو سينهءمن اومده
آخ ! داره باورم ميشه
خنده به ما نيومده
دلم گرفته آسمون
از خودتم خسته ترم
تو روزگار بی کسی
يه عمره که در به درم
حتی صدای نفسم
ميگه که توی قفسم
من واسه آتيش زدن
يه کوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون
يه کم منو حوصله کن
نگو که از اين روزگا ر
يه خورده کمتر گله کن
منو به بازی می گيرن
عقربه های ساعتم
برگهء تقويم می کنه
لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمين !
يه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگيره
يه آدم شکسته تن
نمی تونم گریه کنم
شکنجه ميشم از خودم
نمی تونم شکوه کنم
انگاری کوه غصه ها
رو سينهءمن اومده
آخ ! داره باورم ميشه
خنده به ما نيومده
دلم گرفته آسمون
از خودتم خسته ترم
تو روزگار بی کسی
يه عمره که در به درم
حتی صدای نفسم
ميگه که توی قفسم
من واسه آتيش زدن
يه کوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون
يه کم منو حوصله کن
نگو که از اين روزگا ر
يه خورده کمتر گله کن
منو به بازی می گيرن
عقربه های ساعتم
برگهء تقويم می کنه
لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمين !
يه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگيره
يه آدم شکسته تن
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

