پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

در این قسمت میتونید به بحث در مورد کنکور کاردانی به کارشناسی بپردازید

مدیران انجمن: Parsian، rosa_127، Moh3n II، مدیران

قفل شده
آواتار کاربر
Mr.amante
کاربر ساده
کاربر ساده
پست: 27
تاریخ عضویت: جمعه 27 آبان 1390, 11:12 pm

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط Mr.amante » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 12:40 am

در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست...
می بینمت عیان و دعا می فرستمت...

اي غايب از نظر که شدي همنشين دل...
مي‌گويمت دعا و ثنا مي‌فرستمت ...
خدایا آسمان متری چند؟! دیگر زمین بوی زندگی نمیدهد.....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آواتار کاربر
Mr.amante
کاربر ساده
کاربر ساده
پست: 27
تاریخ عضویت: جمعه 27 آبان 1390, 11:12 pm

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط Mr.amante » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 1:25 am

اغلب اوقات رضایت قلبی خیلی مهم‌تر از نتیجه کاری است که شروع می‌کنیم

جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی، دنیا را فرا گرفته بود. جنگ بود و یکی از سربازان وقتی که دید دوست تمام دوران زندگی‌اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند.

مافوق به سرباز گفت: اگر بخواهی می‌توانی بروی اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه؟ دوستت احتمالا مرده و ممکن است، حتی زندگی خودت را هم به خطر بیاندازی!

حرف‌های مافوق اثری نداشت. سرباز برای نجات دوستش رفت و به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او را روی شانه‌هایش کشید و به پادگان رساند.

افسر مافوق به سراغ آنها رفت. سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به سرباز دیگر نگاه کرد و گفت: من به تو گفتم که ممکن است ارزش به خطر انداختن جانت را نداشته باشد. دوستت مرده است! خود تو هم زخم‌های عمیق و مرگباری برداشتی.

سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت! چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود و من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می‌کنم. دوستم به من گفت:
«جیم... من می‌دانستم که تو به کمک من می‌آیی...»
خدایا آسمان متری چند؟! دیگر زمین بوی زندگی نمیدهد.....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آواتار کاربر
parastoo_p
کاربر خوب
کاربر خوب
پست: 425
تاریخ عضویت: چهارشنبه 4 آبان 1390, 1:44 pm
محل اقامت: TABRIZ

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط parastoo_p » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 2:04 pm

Mr.amante نوشته شده:اغلب اوقات رضایت قلبی خیلی مهم‌تر از نتیجه کاری است که شروع می‌کنیم

جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی، دنیا را فرا گرفته بود. جنگ بود و یکی از سربازان وقتی که دید دوست تمام دوران زندگی‌اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند.

مافوق به سرباز گفت: اگر بخواهی می‌توانی بروی اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه؟ دوستت احتمالا مرده و ممکن است، حتی زندگی خودت را هم به خطر بیاندازی!

حرف‌های مافوق اثری نداشت. سرباز برای نجات دوستش رفت و به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او را روی شانه‌هایش کشید و به پادگان رساند.

افسر مافوق به سراغ آنها رفت. سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به سرباز دیگر نگاه کرد و گفت: من به تو گفتم که ممکن است ارزش به خطر انداختن جانت را نداشته باشد. دوستت مرده است! خود تو هم زخم‌های عمیق و مرگباری برداشتی.

سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت! چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود و من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می‌کنم. دوستم به من گفت:
«جیم... من می‌دانستم که تو به کمک من می‌آیی...»
قشنگ بود مرسی goll
وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی،
یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن...

آواتار کاربر
parastoo_p
کاربر خوب
کاربر خوب
پست: 425
تاریخ عضویت: چهارشنبه 4 آبان 1390, 1:44 pm
محل اقامت: TABRIZ

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط parastoo_p » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 2:37 pm

ریش سفید پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز 3 سالگی مبارک

rgs goll ssb: shad goll shad ssb: goll rgs

shad goll M2ka goli shad

تاريخ عضويت: دوشنبه فبريه 16, 2009 12:03 pm
پست ها : 1393
محل سکونت: T@br!Z

shad str: rgs str: shad
وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی،
یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن...

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط M2kA » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 3:14 pm

Mr.amante نوشته شده:در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست...
می بینمت عیان و دعا می فرستمت...

اي غايب از نظر که شدي همنشين دل...
مي‌گويمت دعا و ثنا مي‌فرستمت ...
fekr goll
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط M2kA » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 3:20 pm

Mr.amante نوشته شده:اغلب اوقات رضایت قلبی خیلی مهم‌تر از نتیجه کاری است که شروع می‌کنیم

جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی، دنیا را فرا گرفته بود. جنگ بود و یکی از سربازان وقتی که دید دوست تمام دوران زندگی‌اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند.

مافوق به سرباز گفت: اگر بخواهی می‌توانی بروی اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه؟ دوستت احتمالا مرده و ممکن است، حتی زندگی خودت را هم به خطر بیاندازی!

حرف‌های مافوق اثری نداشت. سرباز برای نجات دوستش رفت و به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او را روی شانه‌هایش کشید و به پادگان رساند.

افسر مافوق به سراغ آنها رفت. سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به سرباز دیگر نگاه کرد و گفت: من به تو گفتم که ممکن است ارزش به خطر انداختن جانت را نداشته باشد. دوستت مرده است! خود تو هم زخم‌های عمیق و مرگباری برداشتی.

سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت! چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود و من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می‌کنم. دوستم به من گفت:
«جیم... من می‌دانستم که تو به کمک من می‌آیی...»
فکر کنم اینو من 5 6 بار خوندم ولی هر بار واسم تازگی داره goll goll nar: nar:
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط M2kA » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 3:24 pm

parastoo_p نوشته شده:ریش سفید پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز 3 سالگی مبارک

rgs goll ssb: shad goll shad ssb: goll rgs

shad goll M2kA goli shad

تاريخ عضويت: دوشنبه فبريه 16, 2009 12:03 pm
پست ها : 1393
محل سکونت: T@br!Z

shad str: rgs str: shad
ger ger ger ger ger
مرسی . واقعا سوپرایز شدم ger ger ger ger ger ger ger ger

این اولین پست من در سایت کارشناسی بود :

m2ka نوشته شده:SaLaM > Man Gaboool Shoodam. Az Tabriz tof:
یادش بخیر nar nar nar ger ger ger
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط M2kA » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 11:13 pm

خداوندا ...
خـــــــــداوندا تــــــو میـــــــــدانی که من
دلـــــــواپس فــــــــردای خود هســــــتم
مبـادا گــم کنـــــم راه قــــشنگ آرزوها را
مبــــــادا گــــــم کنـــــــم اهـــداف زیبا را
مـــبادا جا بمانم از قطار موهــــبتهایـــــت
مــــــرا تنــــــــــها تـــــــــــــو نـــــگذاری
که مـــــــن تنــــهاترین تنهام ؛ انـــــسانم
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط M2kA » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 11:14 pm

بچه ها این حرف پایینی نتیجه 3 سال تجربه من هستش :

اولین سوال دخترا در شروع ترم:
استاد منابع امتحانی چیا هست؟
اولین سوال پسرا از استاد در شروع ترم:
استاد نه ونیمُ ده می‌دین؟؟
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

آواتار کاربر
zardoshti
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 175
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 بهمن 1390, 10:47 pm
محل اقامت: تبـــــــــــــــــــــــــــــــریز
تماس:

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط zardoshti » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 11:29 pm

اولدوز سایاراق گوزلمیشم هر گئجه یاری
گج گلمده دیر یار ینه اولموش گئجه یاری
گوزلر آسیلی یوخ نه قارالتی نه ده بیر سس
باتمیش قولاقیم گور نه دوشورمکده دی داری
...
عشقین کی قراریندا وفا المویاجاقمیش
بیلمم کی طبیعت نیه قویموش بوقراری
....
افتادگی آموز اگر طالب فیضی *** هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

آواتار کاربر
zardoshti
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 175
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 بهمن 1390, 10:47 pm
محل اقامت: تبـــــــــــــــــــــــــــــــریز
تماس:

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط zardoshti » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 11:31 pm

*VenuS* نوشته شده:
m2ka نوشته شده:بچه ها این حرف پایینی نتیجه 3 سال تجربه من هستش :

اولین سوال دخترا در شروع ترم:
استاد منابع امتحانی چیا هست؟
اولین سوال پسرا از استاد در شروع ترم:
استاد نه ونیمُ ده می‌دین؟؟
fekr fekr
بنظرتون چرا اینجوریه؟
اینو شما باید بگین نه ما bale

str: str: str: بچه ها شنبه چه روزه باحالیه کلا روحیه ! استاد صمد زمینی str: str: str: str: str: ssb:
افتادگی آموز اگر طالب فیضی *** هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

آواتار کاربر
zardoshti
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 175
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 بهمن 1390, 10:47 pm
محل اقامت: تبـــــــــــــــــــــــــــــــریز
تماس:

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط zardoshti » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 11:45 pm

من قسمت خودمو میگم شمام باید اون قسمت مربوط به آقایونو بگین ....

دخترا چون میدونن از چونه زدن با استاد کاری از پیش نمیبرن از همون اول خودشونو آماده میکنن
و دنبال منبع میگردن yes:

حالا شما؟[/quote]

پسرا هم معمولا اونقد کار دارن که اصلا به منبع و جزوه درس و اینجور چیزا نمی رسن ! yes:

در ضمن شما چرا شدی *VenuS* خانم بشیری ؟


شنبه رو نظرتون چیه ؟روز باحالی نیست از صبح کله سحر با استاد صمد زمینی ssb: ssb: amuz: nisdh
افتادگی آموز اگر طالب فیضی *** هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

آواتار کاربر
zardoshti
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 175
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 بهمن 1390, 10:47 pm
محل اقامت: تبـــــــــــــــــــــــــــــــریز
تماس:

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط zardoshti » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 11:47 pm

دوستان شب همگی خوش من یکم برم اینترنت گردی goll چشام خوب شده خیلی وقته با اینترنت حال نکردم goll شب همگی خووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووش


محسن بابای goli
افتادگی آموز اگر طالب فیضی *** هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط M2kA » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 11:50 pm

*VenuS* نوشته شده:
m2ka نوشته شده:بچه ها این حرف پایینی نتیجه 3 سال تجربه من هستش :

اولین سوال دخترا در شروع ترم:
استاد منابع امتحانی چیا هست؟
اولین سوال پسرا از استاد در شروع ترم:
استاد نه ونیمُ ده می‌دین؟؟
fekr fekr
بنظرتون چرا اینجوریه؟
چون بیشتر دخترا وقت آزاد زیاد دارنو و فقط دنبال خوندن منابع زیاد هستن تا نمره بالایی رو بگیرن . آما پسر ها به علت مشغله کاری و فکری آینده بشتر دنبال پاس کردن دروس و گرفتن مدرک و سربازیو از این حرفا هستن ... bale bale
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

آواتار کاربر
zardoshti
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 175
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 4 بهمن 1390, 10:47 pm
محل اقامت: تبـــــــــــــــــــــــــــــــریز
تماس:

Re: پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

پست توسط zardoshti » پنج‌شنبه 27 بهمن 1390, 11:51 pm

m2ka نوشته شده:
*VenuS* نوشته شده:
m2ka نوشته شده:بچه ها این حرف پایینی نتیجه 3 سال تجربه من هستش :

اولین سوال دخترا در شروع ترم:
استاد منابع امتحانی چیا هست؟
اولین سوال پسرا از استاد در شروع ترم:
استاد نه ونیمُ ده می‌دین؟؟
fekr fekr
بنظرتون چرا اینجوریه؟
چون بیشتر دخترا وقت آزاد زیاد دارنو و فقط دنبال خوندن منابع زیاد هستن تا نمره بالایی رو بگیرن . آما پسر ها به علت مشغله کاری و فکری آینده بشتر دنبال پاس کردن دروس و گرفتن مدرک و سربازیو از این حرفا هستن ... bale bale
ای ول محسن
افتادگی آموز اگر طالب فیضی *** هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

قفل شده