شاعرانه ها
مدیر انجمن: Moh3n II
سراپا اگر زرد و پژمرده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم
گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!
دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم
ولى دل به پائیز نسپرده ایم
چو گلدان خالى لب پنجره
پر از خاطرات ترک خورده ایم
اگر داغ دل بود، ما دیده ایم
اگر خون دل بود، ما خورده ایم
اگر دل دلیل است، آورده ایم
اگر داغ شرط است، ما برده ایم
اگر دشنه دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گرده ایم
گواهى بخواهید، اینک گواه
همین زخم هایى که نشمرده ایم!
دلى سر بلند و سرى سر به زیر
از این دست عمرى به سر برده ایم
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
حرفهای ما هنوز ناتمام...
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود...!
تا نگاه می کنی:
وقت رفتن است
بازهم همان حکایت همیشگی !
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه ی عظیمت تو ناگزیر می شود
آی...
ناگهان
چقدر زود
دیر می شود...!
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
-
Ramin
آرزوي فرشته ها اين است : ميهمان نگاه تو باشند
مثل تو كه نمي شود بشوند مثل لبخند ماه تو باشند
آرزوي فرشته ها اين است : گاه روي زمين قدم بزنند
تا مگر بخت يارشان بشود تا مگر در مسير تو باشند
گاه شاگرد مدرسه بشوند تو دبير فرشتگي باشي
در كلاس تو درس گوش كنند پاي تخته سياه تو باشند
آرزوي فرشته ها اين است : كه بدانند قلب تو از چيست
تا مگر مثل تو لطيف شوند ! تا مگر دلبخواه تو باشند
مثل تو كه نمي شود بشوند مثل لبخند ماه تو باشند
آرزوي فرشته ها اين است : گاه روي زمين قدم بزنند
تا مگر بخت يارشان بشود تا مگر در مسير تو باشند
گاه شاگرد مدرسه بشوند تو دبير فرشتگي باشي
در كلاس تو درس گوش كنند پاي تخته سياه تو باشند
آرزوي فرشته ها اين است : كه بدانند قلب تو از چيست
تا مگر مثل تو لطيف شوند ! تا مگر دلبخواه تو باشند
خسته ام از آرزوها ، آرزوهاي شعاري
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري
لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري
آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري
با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري
صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري
عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري
رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري
عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري
روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري
شوق پرواز مجازي ، بالهاي استعاري
لحظه هاي کاغذي را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بايگاني،زندگي هاي اداري
آفتاب زرد و غمگين ، پله هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين ، آسمانهاي اجاري
با نگاهي سر شکسته،چشمهايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري
صندلي هاي خميده،ميزهاي صف کشيده
خنده هاي لب پريده ، گريه هاي اختياري
عصر جدول هاي خالي، پارک هاي اين حوالي
پرسه هاي بي خيالي، نيمکت هاي خماري
رو نوشت روزها را،روي هم سنجاق کردم:
شنبه هاي بي پناهي ، جمعه هاي بي قراري
عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي ، باد خواهد برد باري
روي ميز خالي من، صفحه ي باز حوادث
در ستون تسليتها ، نامي از ما يادگاري
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
-
Ramin
غصه نخور مسافر اينجا ماهم غريبيم
از ديدين نورماه يه عمر بي نصيبيم
فرقي نداره بي تو بهارمون با پاييز
نميبيني كه شعرام همه شدن غم انگيز
غصه نخور مسافر اونجا هوا كه بد نيست
اينجا ولي اسمون باريدنم بلد نيست
غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت
فداي برق ناز،اون چشاي قشنگت
غصه نخور مسافر تلخ هواي دوري
من كه خودم ميدونم كه تو چقدر صبوري
غصه نخور مسافربازم مياي بزودي
مارو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
از دل تو ميدونم هيچ كس خبر نداره
غصه نخور مسافر تو خود اسموني
در ارزوي روزي كه بياي و بموني
از ديدين نورماه يه عمر بي نصيبيم
فرقي نداره بي تو بهارمون با پاييز
نميبيني كه شعرام همه شدن غم انگيز
غصه نخور مسافر اونجا هوا كه بد نيست
اينجا ولي اسمون باريدنم بلد نيست
غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت
فداي برق ناز،اون چشاي قشنگت
غصه نخور مسافر تلخ هواي دوري
من كه خودم ميدونم كه تو چقدر صبوري
غصه نخور مسافربازم مياي بزودي
مارو بگو چه كرديم از وقتي تو نبودي
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
از دل تو ميدونم هيچ كس خبر نداره
غصه نخور مسافر تو خود اسموني
در ارزوي روزي كه بياي و بموني
وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
وحرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
دردل ذخیره می کنم:
باشد برای روز مبادا!
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند؟
شاید
امروزنیز روزمبادا
باشد!
وقتی تونیستی
نه هست های ما
چوانکه بایدند
نه بایدها...
هرروز بی تو
روز مباداست!
نه هست های ما
چونانکه بایدند
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم
وحرف آخرم را
با بغض می خورم
عمری است
لبخندهای لاغر خود را
دردل ذخیره می کنم:
باشد برای روز مبادا!
اما
در صفحه های تقویم
روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هرچه باشد
روزی شبیه دیروز
روزی شبیه فردا
روزی درست مثل همین روزهای ماست
اما کسی چه می داند؟
شاید
امروزنیز روزمبادا
باشد!
وقتی تونیستی
نه هست های ما
چوانکه بایدند
نه بایدها...
هرروز بی تو
روز مباداست!
آخرین ویرایش توسط eli در چهارشنبه 22 اسفند 1386, 11:32 pm، در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
-
Ramin
-
maryam_1364
- کاربر ساده

- پست: 25
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 16 اسفند 1386, 8:14 pm
- تماس:
شب اومدو باز اومدي تو شهر دل قدم زدي
ترانه عاشقي رو تو اومدي رقم زدي
باز اومدي شب دراز، لحظه شدو ثانيه شد
بازم سحر سر رسيدو تو شعر شب قافيه شد
يادش بخير قصه ما قصه آشنايي بود
غريب ترين واژه ها براي ما جدايي بود
اما چي شد؟ غصه اومد دووم قصه روگرفت
غصه اومد خيمه زدو تموم قصه روگرفت
يه روز سفير غم رسيد، تو اون همه ماها روديد
تو اون همه گلاي باغ، رسيدو تنها تورو چيد
تو رفتي و رفتن تو قرارو از دلم ربود
فکر نديدنت واسه قلبم يه جور فاجعه بود
تو رفتي و بين حصار بي کسي اسير شدم
تو سوز تنها موندنم، خشکيدم و کوير شدم
مي گن که فکرشم نکن، به جز خودم کي مي دونه
ياد تو حالا حالا ها تو قلب آدم مي مونه
ترانه عاشقي رو تو اومدي رقم زدي
باز اومدي شب دراز، لحظه شدو ثانيه شد
بازم سحر سر رسيدو تو شعر شب قافيه شد
يادش بخير قصه ما قصه آشنايي بود
غريب ترين واژه ها براي ما جدايي بود
اما چي شد؟ غصه اومد دووم قصه روگرفت
غصه اومد خيمه زدو تموم قصه روگرفت
يه روز سفير غم رسيد، تو اون همه ماها روديد
تو اون همه گلاي باغ، رسيدو تنها تورو چيد
تو رفتي و رفتن تو قرارو از دلم ربود
فکر نديدنت واسه قلبم يه جور فاجعه بود
تو رفتي و بين حصار بي کسي اسير شدم
تو سوز تنها موندنم، خشکيدم و کوير شدم
مي گن که فکرشم نکن، به جز خودم کي مي دونه
ياد تو حالا حالا ها تو قلب آدم مي مونه
وقتي دل شكسته بودم تو رسيدي
از زمـــونه خسته بـــودم تو رسيدي
................................
گفتي تو قلب يه رنگت خونه دارم
هر نفس فقط تــو رو بهـــونه دارم
گفتي تـو دنيا فقط تـــو مهــربوني
تا ته جاده عشق باهام مي موني
................................
ديگه تا يكي شدن چيزي نمونده
اون چشــاي ناز تو غم سوزونده
................................
تو رسيدي شب سفر كرد
شب چشمات در بدر كرد
تو رسيدي چو گــــل صبح
عشق تو قلب من اثر كرد
از زمـــونه خسته بـــودم تو رسيدي
................................
گفتي تو قلب يه رنگت خونه دارم
هر نفس فقط تــو رو بهـــونه دارم
گفتي تـو دنيا فقط تـــو مهــربوني
تا ته جاده عشق باهام مي موني
................................
ديگه تا يكي شدن چيزي نمونده
اون چشــاي ناز تو غم سوزونده
................................
تو رسيدي شب سفر كرد
شب چشمات در بدر كرد
تو رسيدي چو گــــل صبح
عشق تو قلب من اثر كرد
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
كاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم كرد
كاش مي شد با نگاه شاپرك عشق را بر آسمان تفهيم كرد
كاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز كرد
كاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز كرد
كاش مي شد با نسيم شا مگاه برگ زرد ياس ها را رنگ كرد
كاش مي شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد
كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد
بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد
كاش مي شد مثل يك حس لطيف لابه لاي آسمان پرنور شد
كاش مي شد چا در شب را كشيد از نقاب شوم ظلمت دور شد
كاش مي شد از ميا ن ژاله ها جرعه اي از مهر با ني را چشيد
در جواب خوبها جان هديه داد سختي و نا مهرباني را شنيد
كاش مي شد با محبت خا نه سا خت يك اطاقش را به مرواريد داد
كاش مي شد آسما ن مهر را خانه كرد و به گل خورشيد داد
كاش مي شد بر تمام مردمان پيشوند نام انسان را گذاشت
كاش مي شد كه دلي راشا دكرد برآب خشكيده اي يك غنچه كاشت
كاش مي شد با كلامي سرخ و سبز يك دل غمديده راتسكين دهم
كاش مي شد درطلوع ياس ها به صنوبر يك سبد نسرين دهم
كاش مي شد با نگاه شاپرك عشق را بر آسمان تفهيم كرد
كاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز كرد
كاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز كرد
كاش مي شد با نسيم شا مگاه برگ زرد ياس ها را رنگ كرد
كاش مي شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد
كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد
بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد
كاش مي شد مثل يك حس لطيف لابه لاي آسمان پرنور شد
كاش مي شد چا در شب را كشيد از نقاب شوم ظلمت دور شد
كاش مي شد از ميا ن ژاله ها جرعه اي از مهر با ني را چشيد
در جواب خوبها جان هديه داد سختي و نا مهرباني را شنيد
كاش مي شد با محبت خا نه سا خت يك اطاقش را به مرواريد داد
كاش مي شد آسما ن مهر را خانه كرد و به گل خورشيد داد
كاش مي شد بر تمام مردمان پيشوند نام انسان را گذاشت
كاش مي شد كه دلي راشا دكرد برآب خشكيده اي يك غنچه كاشت
كاش مي شد با كلامي سرخ و سبز يك دل غمديده راتسكين دهم
كاش مي شد درطلوع ياس ها به صنوبر يك سبد نسرين دهم
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.
در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.
-
Ramin
عشق آمد در دل و شور آفرید
شوق هستى بر دل شیدا كشید
شهرت دل آنچنان بالا گرفت
تا به مرز آسمانهاهم رسید
این دل از روز ازل هـرگز نبود
اینچنین شد كه خدا دل آفرید
وقتى دل در این نهادم پا گرفت
شور عشقى در دلم آمد پدید
با نگاهى آمد و در دل نشست
آمد و ما را به رسوایى كشید
غصّه ها تا با دلم همساز شد
قطره اشكى آمد و بر دل مرحم شد
شوق هستى بر دل شیدا كشید
شهرت دل آنچنان بالا گرفت
تا به مرز آسمانهاهم رسید
این دل از روز ازل هـرگز نبود
اینچنین شد كه خدا دل آفرید
وقتى دل در این نهادم پا گرفت
شور عشقى در دلم آمد پدید
با نگاهى آمد و در دل نشست
آمد و ما را به رسوایى كشید
غصّه ها تا با دلم همساز شد
قطره اشكى آمد و بر دل مرحم شد
-
Ramin
من به چشمان پر از سبزه ی تو محتاجم
به همان دست پر از مهر تو و
به همان دل که شده خانه ی من .
می شوم شاد اگر شادی تو
مثل گلهای بهار .
ای بت تاریخی من !
من به محراب تو دستم به دعاست .
می شوم زنده اگر
پای تو کشته شوم .
ای همه هستی من !
سبک آهنگ طراوت بخش ات
می برد این دل غمگین مرا
تا سرا پرده ی شوق .
می شوم شاعر چشمان تو تا
بسرایم غزلی ناب برای دل تو .
تو به یک معجزه می مانی !
تو به یک بارقه ی سبز و لطیف
که نشسته در بر گلدان دلم !
دیدنت خاطره ای ست
مثل باران که ببارد به تن خشک کویر !
ای تو نزدیک ِ دور !
ای تو آن نقطه که من
عشق می خوانم و بس !
من به چشمان پر از سبزه ی تو محتاجم
به همان دست پر از مهر تو و
به همان دل که شده خانه ی من .
می شوم شاد اگر شادی تو
مثل گلهای بهار .
ای بت تاریخی من !
من به محراب تو دستم به دعاست .
می شوم زنده اگر
پای تو کشته شوم .
ای همه هستی من !
سبک آهنگ طراوت بخش ات
می برد این دل غمگین مرا
تا سرا پرده ی شوق .
می شوم شاعر چشمان تو تا
بسرایم غزلی ناب برای دل تو .
تو به یک معجزه می مانی !
تو به یک بارقه ی سبز و لطیف
که نشسته در بر گلدان دلم !
دیدنت خاطره ای ست
مثل باران که ببارد به تن خشک کویر !
ای تو نزدیک ِ دور !
ای تو آن نقطه که من
عشق می خوانم و بس !
من به چشمان پر از سبزه ی تو محتاجم
-
maryam_1364
- کاربر ساده

- پست: 25
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 16 اسفند 1386, 8:14 pm
- تماس:


