سلام خانم فرج زادهAzita.f نوشته شده:آقای اطهری سلام با یکم تاخیر![]()
یاشاسین![]()
راستی پروژه رو چیکار کردین؟
پروژه رو فردا تکمیل میکنیم بعد از کلاس . شما چی >>>؟<<<
مدیران انجمن: Parsian، rosa_127، Moh3n II، مدیران
سلام خانم فرج زادهAzita.f نوشته شده:آقای اطهری سلام با یکم تاخیر![]()
یاشاسین![]()
راستی پروژه رو چیکار کردین؟
من هنوز اول کارم تازه شروع کردمm2ka نوشته شده:سلام خانم فرج زادهAzita.f نوشته شده:آقای اطهری سلام با یکم تاخیر![]()
یاشاسین![]()
راستی پروژه رو چیکار کردین؟![]()
پروژه رو فردا تکمیل میکنیم بعد از کلاس . شما چی >>>؟<<<
زود تموم میکنین ... راحته ... فقط باید بشینین 1 ساعت تحلیل کنین ...Azita.f نوشته شده:من هنوز اول کارم تازه شروع کردمm2ka نوشته شده:سلام خانم فرج زادهAzita.f نوشته شده:آقای اطهری سلام با یکم تاخیر![]()
یاشاسین![]()
راستی پروژه رو چیکار کردین؟![]()
پروژه رو فردا تکمیل میکنیم بعد از کلاس . شما چی >>>؟<<<![]()
با کدوم زبان مینویسین؟
ما هم نتونستیم شکل بکشیم .... کمکAzita.f نوشته شده:خدا کنه ولی نمیدونم چرا اصلا نمیتونم روش تمرکز کنمبه یه جاهایی رسیدم ولی دوس دارم شکلشم بکشم که فکر نکنم بتونم بکشم
ولی حیف یه نمره که از دست میرهm2ka نوشته شده:ما هم نتونستیم شکل بکشیم .... کمکAzita.f نوشته شده:خدا کنه ولی نمیدونم چرا اصلا نمیتونم روش تمرکز کنمبه یه جاهایی رسیدم ولی دوس دارم شکلشم بکشم که فکر نکنم بتونم بکشم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ممنون میشیم افتظاح اگه به ما هم برسونین .. البته فقط به ما ها ... به همه بدین شکل هارو استاد میفهمهAzita.f نوشته شده:ولی حیف یه نمره که از دست میرهm2ka نوشته شده:ما هم نتونستیم شکل بکشیم .... کمکAzita.f نوشته شده:خدا کنه ولی نمیدونم چرا اصلا نمیتونم روش تمرکز کنمبه یه جاهایی رسیدم ولی دوس دارم شکلشم بکشم که فکر نکنم بتونم بکشم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
من فردا میرم از یکی کمک بگیرم اگه جور در اومد به شمام میرسونم![]()
شب خوش

ترزا کیه ؟؟؟؟Gold boy نوشته شده:قسمتی از وصیت نامه مادر ترزا که مادر همه انسانهاست , بانویی پاک دامن و مهربان:
مردم غالبا نامعقول خودخواه و غیر منطقی هستند با این وجود انها را ببخشید.اگر مهربان باشید ممکن است مردم شما را متهم به چاپلو سی کنند با این وجود مهربان باشید.اگر توانستید دوستان دروغین و دشمنان واقعی خود را تشخیص دهید باز هم مهربان باشید.اگر صادق و روراست باشید ممکن است مردم فریبتان بدهند با این وجود صادق و روراست باشید.چیزی را که طی سالها میسازید ممکن است کسی یک شبه خراب کند با این وجود بسازید.اگر ارامش و شادی بیابید ممکن است حسادت بورزند با این وجود شاد باشید .کار خوبی که امروز انجام میدهید مردم اغلب فراموش میکنند با این وجود کار خوب را انجام دهید.بهترین چیزهایی که دارید به مردم بدهید.هرچند ممکن است کافی نباشد با این وجود بهترین چیزهایی را که دارید به مردم بدهید.همه اینها بین تو و خداست و بین تو و این افراد چیزی وجود ندارد.
درانتهای حیات ما بدین سنجیده نخواهیم شدکه:
چه مدرک دانشگاهی دریافت کرده ایم
چه مقدارازمادیات دنیابرای خوداندوخته ایم
چه کارهای بزرگی انجام داده ایم
سنجش مابراین اساس خواهد بود که:
من تشنه بودم وتومراسیراب کردی
من عریان بودم وتومراپوشاندی
من بی خانمان بودم وتومرااسکان دادی
تشنه.نه فقط تشنه آب بلکه تشنه محبت
عریان.نه فقط ازبرای لباس بلکه عریان ازعزت واحترام
بی خانمان.ولی نه تنهادرطلب خانه ای ازخشت بلکه به
سبب خروج ازعوالم انسانی
بنابراین.جسورانه عشق بورز.احترام کن وبپذیر .
خداوند به ما دستور نداده كه كار هاى بزرگ بكنيم، بلكه بايد كارهاى كوچك را با عشق بزرگ به انجام رسانيم.ا
دعاي مادر ترزا
به نام او که موسیقی کیهانی را عاشقانه می نوازد
خداوندا! مرا شايسته آن كن تا به همنوعانم كه در سراسر دنيا در فقر و گرسنگي به دنيا مي آيند و ميميرند ؛ خدمت كنم
خدايا! امروز با دستهاي ما روزي عشق ،آرامش و سرور به آنها ببخش
خدايا! مرا معبر آرامش كن ؛تا آنجا كه نفرت هست ، عشق جاري سازم آنجا كه خطا هست ، بخشايش بگسترم
آنجا كه جدايي هست ، وصل بيافرينم آنجا كه لغزش و دروغ هست ، حقيقت بياورم آنجا كه ترديد هست ، ايمان بياورم آنجا كه ظلمت هست ، نور بتابانم
و آنجا كه اندوه است ، شادي منتشر كنم
خدايا! مرا موهبت آن عطا كن تا به جاي آسودن به ديگران آسايش بخشم.و بجاي آنكه ديگران دركم كنند ، دركشان كنم و بجاي آنكه عشق دريافت كنم ، عشق بورزم زيرا با فراموش كردن خويش است كه مي توان به هرچيز رسيد با بخشايش است كه بخشوده مي شويم و با مردن است كه زندگي ابدي ميابيم .
miss.B نوشته شده:می نویسم که شب تار، سحر می گردد
یک نفر مانده از این قوم، که برمی گردد...
یا صاحب الزمان ادرکنی
Azita.f نوشته شده:
چه می شد ای خدا مشکم مرا حاجت روا می کرد
به حق هر دو دستانم همه دردم دوا می کرد
به یاد اصغر نالان که عطشان و پریشان است
کمی از آبِ باقی را برای او سوا می کرد
خدایا عاقبت دیدی شدم شرمنده ی اصغر
چه می شد این فراتِ غم مرا در خود فنا می کرد
ز روی کودکان او خجالت می کشم یا ربّ
چه می شد ناله ی زینب دلِ من را رها می کرد
کنار علقمه آید نوای شیون و زاری
شنیدم مادرم زهرا مرا هر دم صدا می کرد
توانِ دیدنِ رویِ رقیه کرده مجنونم
چه می شد دشمنم اکنون سر من را جدا می کرد
به ذکرِ نام مولایم خیالم طفل شش ماهه
دلم هر لحظه با شورِ دل زینب صفا می کرد
نوای یاری عشقم حسین تشنه ی زهرا
قسم بر هر دو چشمانم ز دل صد عقده وا می کرد