صفحه 41 از 54
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: سهشنبه 12 مرداد 1389, 9:43 pm
توسط Unknown
فاطمه خانوم نوشته شده:نقش خيال روي تو تا وقت صبحدم
بر كارگاه ديده ي بي خواب مي زدم
ساقي بصوت اين غزلم كاسه مي گرفت
ميگفتم اين سرود و مي ناب ميزدم
ملامتم به خرابی مکن که مرشــــــــــد عشـــــــــــق
حوالتــــــم به خرابــــــــــــــات کرد روز نخســـــــــــــت 
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: چهارشنبه 13 مرداد 1389, 6:55 pm
توسط farshidshd
تو را که صورت جسم تو را هيولايي است
چو جوهر ملکي در لباس انساني
کدام پايهي تعظيم نصب شايد کرد
که در مسالک فکرت نه برتر از آني
درون خلوت کروبيان عالم قدس
صرير کلک تو باشد سماع روحاني
تو را رسد شکر آويز خواجگي گه جود
که آستين به کريمان عالم افشاني
.
.
.
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: چهارشنبه 13 مرداد 1389, 11:08 pm
توسط Unknown
یــــــــــار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناخت
حاش لله کـــه روم مـــــــــن ز پی یـــــار دگـــــــر 
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: پنجشنبه 14 مرداد 1389, 11:35 am
توسط farshidshd
روز هجران و شب فرقت يار آخر شد
زدم اين فال و گذشت اختر و کار آخر شد
آن همه ناز و تنعم که خزان ميفرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر ايزد که به اقبال کله گوشه گل
نخوت باد دي و شوکت خار آخر شد
صبح اميد که بد معتکف پرده غيب
گو برون آي که کار شب تار آخر شد
.
.
.
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: پنجشنبه 14 مرداد 1389, 4:18 pm
توسط Unknown
دریغا عیش شب گیری که در خواب سحر بگذشت
ندانی قدر وقت ای دل مـــــــــــگر وقتی که درمانی
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: پنجشنبه 14 مرداد 1389, 4:28 pm
توسط عسل
یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر امد دوستداران را چه شد؟
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: پنجشنبه 14 مرداد 1389, 4:43 pm
توسط Unknown
دلنشـــــــــان شد سخنم تا قبولش کردی
آری آری سخن عشـــــــــــق نشانی دارد
در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز
هر کسی بر حسب فکـــــــــر گمانی دارد
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: پنجشنبه 14 مرداد 1389, 8:10 pm
توسط Unknown
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکبـــــــــارن ساحل ها 
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: یکشنبه 17 مرداد 1389, 12:13 pm
توسط eli
ماییم و آستانه عشق و سر نیاز
تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست
دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک
منت خدای را که نیم شرمسار دوست
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: یکشنبه 17 مرداد 1389, 12:41 pm
توسط eli
می خواه و گل افشان کن از دهر چه میجویی
این گفت سحرگه گل بلبل تو چه میگویی
مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را
لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: یکشنبه 17 مرداد 1389, 2:24 pm
توسط Unknown
فاطمه خانوم نوشته شده:يا رب اين نو گل خندان كه سپردي به منش
ميسپارم به تو از ترس حسود چمنش
گرچه از كوي وفا گشت بصد مرحله دور
دور باد آفت دور فلك از جان و تنش
شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی
دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: یکشنبه 17 مرداد 1389, 6:00 pm
توسط farshidshd
در نظربازي ما بيخبران حيرانند
من چنينم که نمودم دگر ايشان دانند
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولي
عشق داند که در اين دايره سرگردانند
جلوه گاه رخ او ديده من تنها نيست
ماه و خورشيد همين آينه ميگردانند
.
.
.
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: یکشنبه 17 مرداد 1389, 10:55 pm
توسط Unknown
دلفریبان نبــــــــــاتی همه زیور بستند
دلبر ماست که با حسن خداداد آمـــد 
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: چهارشنبه 20 مرداد 1389, 8:34 am
توسط eli
روزگاریست که سودای بتان دین من است
غم این کار نشاط دل غمگین من است
دیدن روی تو را دیده جان بین باید
وین کجا مرتبه چشم جهان بین من است
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: چهارشنبه 20 مرداد 1389, 6:37 pm
توسط Unknown
تا زیان را غم احوال گرانباران نیست
پارسایان مددی تا خوش و آسان بروم 