صفحه 40 از 54

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: سه‌شنبه 5 مرداد 1389, 11:08 am
توسط farshidshd
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وين راز سر به مهر به عالم سمر شود
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر
آري شود وليک به خون جگر شود
خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
.
.
.

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: سه‌شنبه 5 مرداد 1389, 12:38 pm
توسط farshidshd
دلم رمیده شد و غافلم من درویش
که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: سه‌شنبه 5 مرداد 1389, 12:55 pm
توسط farshidshd
شمه‌اي از داستان عشق شورانگيز ماست
اين حکايتها که از فرهاد و شيرين کرده‌اند
هيچ مژگان دراز و عشوه‌ي جادو نکرد
آنچه آن زلف دراز و خال مشکين کرده‌اند
ساقيا مي ده که با حکم ازل تدبير نيست
قابل تغيير نبود آنچه تعيين کرده‌اند
در سفالين کاسه‌ي رندان به خواري منگريد
کاين حريفان خدمت جام جهان‌بين کرده‌اند
.
.
.

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: سه‌شنبه 5 مرداد 1389, 1:06 pm
توسط farshidshd
دوش از جناب آصف پيک بشارت آمد
کز حضرت سليمان عشرت اشارت آمد
خاک وجود ما را از آب ديده گل کن
ويرانسراي دل را گاه عمارت آمد
اين شرح بي‌نهايت کز زلف يار گفتند
حرفيست از هزاران کاندر عبارت آمد
عيبم بپوش زنهار اي خرقه مي آلود
کان پاک پاکدامن بهر زيارت آمد
امروز جاي هر کس پيدا شود ز خوبان
کان ماه مجلس افروز اندر صدارت آمد
.
.
.

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: سه‌شنبه 5 مرداد 1389, 2:50 pm
توسط Unknown
نامه ی تعزیت دختــــــــــــــر رز بنویسید
تا حریفان همه خون از مژه ها بگشایند
kis:

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: چهارشنبه 6 مرداد 1389, 12:56 pm
توسط farshidshd
تويي که بر سر خوبان کشوري چون تاج
سزد اگر همه دلبران دهندت باج
دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش
به چين زلف تو ماچين و هند داده خراج
بياض روي تو روشن چو عارض رخ روز
سواد زلف سياه تو هست ظلمت داج
دهان شهد تو داده رواج آب خضر
لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج
از اين مرض به حقيقت شفا نخواهم يافت
که از تو درد دل اي جان نمي‌رسد به علاج
.
.
.

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: چهارشنبه 6 مرداد 1389, 1:16 pm
توسط farshidshd
من ترک عشق شاهد و ساغر نمي‌کنم
صد بار توبه کردم و ديگر نمي‌کنم
باغ بهشت و سايه طوبي و قصر و حور
با خاک کوي دوست برابر نمي‌کنم
تلقين و درس اهل نظر يک اشارت است
گفتم کنايتي و مکرر نمي‌کنم
هرگز نمي‌شود ز سر خود خبر مرا
تا در ميان ميکده سر بر نمي‌کنم
ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن
محتاج جنگ نيست برادر نمي‌کنم
اين تقواام تمام که با شاهدان شهر
ناز و کرشمه بر سر منبر نمي‌کنم
حافظ جناب پير مغان جاي دولت است
من ترک خاک بوسي اين در نمي‌کنم


Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: پنج‌شنبه 7 مرداد 1389, 3:53 pm
توسط farshidshd
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
لطف‌ها مي‌کني اي خاک درت تاج سرم
دلبرا بنده نوازيت که آموخت بگو
که من اين ظن به رقيبان تو هرگز نبرم
همتم بدرقه راه کن اي طاير قدس
که دراز است ره مقصد و من نوسفرم
اي نسيم سحري بندگي من برسان
که فراموش مکن وقت دعاي سحرم
.
.
.



تصویر

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: جمعه 8 مرداد 1389, 7:11 pm
توسط farshidshd
مي‌فکن بر صف رندان نظري بهتر از اين
بر در ميکده مي کن گذري بهتر از اين
در حق من لبت اين لطف که مي‌فرمايد
سخت خوب است وليکن قدري بهتر از اين
آن که فکرش گره از کار جهان بگشايد
گو در اين کار بفرما نظري بهتر از اين
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو اي خواجه عاقل هنري بهتر از اين
دل بدان رود گرامي چه کنم گر ندهم
مادر دهر ندارد پسري بهتر از اين
من چو گويم که قدح نوش و لب ساقي بوس
بشنو از من که نگويد دگري بهتر از اين
کلک حافظ شکرين ميوه نباتيست به چين
که در اين باغ نبيني ثمري بهتر از اين


Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: شنبه 9 مرداد 1389, 10:47 am
توسط Unknown
زان باده که در میــــکــــــــــده ی عشـــــــــــــــق فروشـــــند
مارا دو ســـه ساغــــــــــر بده و گــــــــــــور مضــــــــــان باش

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: یک‌شنبه 10 مرداد 1389, 10:55 am
توسط farshidshd
Donya_Samani نوشته شده:زان باده که در میــــکــــــــــده ی عشـــــــــــــــق فروشـــــند
مارا دو ســـه ساغــــــــــر بده و گــــــــــــور مضــــــــــان باش

شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت
روي مه پيکر او سير نديديم و برفت
گويي از صحبت ما نيک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسيديم و برفت
بس که ما فاتحه و حرز يماني خوانديم
وز پي اش سوره اخلاص دميديم و برفت
عشوه دادند که بر ما گذري خواهي کرد
ديدي آخر که چنين عشوه خريديم و برفت
شد چمان در چمن حسن و لطافت ليکن
در گلستان وصالش نچميديم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاري کرديم
کاي دريغا به وداعش نرسيديم و برفت

تصویر


Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: یک‌شنبه 10 مرداد 1389, 2:54 pm
توسط عسل
وصل تو اجل را ز سرم دور همی داشت
از دولت هجر تو کنون دور نماندست

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: یک‌شنبه 10 مرداد 1389, 9:51 pm
توسط Unknown
تا شدم حلقه به گــــــــــــوش میخانه عشق
هر دم آید غمـــــــی از نو به مبارکبــــــــــادم

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 11 مرداد 1389, 5:57 pm
توسط farshidshd
ما نگوييم بد و ميل به ناحق نکنيم
جامه کس سيه و دلق خود ازرق نکنيم
عيب درويش و توانگر به کم و بيش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنيم
رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنيم
سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنيم
شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد
التفاتش به مي صاف مروق نکنيم


Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 11 مرداد 1389, 6:15 pm
توسط farshidshd
نکته‌اي دلکش بگويم خال آن مه رو ببين
عقل و جان را بسته زنجير آن گيسو ببين
عيب دل کردم که وحشي وضع و هرجايي مباش
گفت چشم شيرگير و غنج آن آهو ببين
حلقه زلفش تماشاخانه باد صباست
جان صد صاحب دل آن جا بسته يک مو ببين
عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند
اي ملامتگو خدا را رو مبين آن رو ببين
زلف دل دزدش صبا را بند بر گردن نهاد
با هواداران ره رو حيله هندو ببين
.
.
.