صفحه 38 از 54
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: شنبه 19 تیر 1389, 1:15 am
توسط عسل
وصال دوست گرت دست می دهد یکدم
برو که هر چه مرادست در جهان داری
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: شنبه 19 تیر 1389, 2:24 pm
توسط Unknown
یا رب این نو دولتان را با خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر می کنند
بر در میخانه ی عشق ای ملک تسبیح گوی
کاندر آنجـــــــــــــا طینت آدم مخمٌر می کنند
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: یکشنبه 20 تیر 1389, 2:36 pm
توسط farshidshd
دوش از مسجد سوي ميخانه آمد پير ما
چيست ياران طريقت بعد از اين تدبير ما
ما مريدان روي سوي قبله چون آريم چون
روي سوي خانه خمار دارد پير ما
در خرابات طريقت ما به هم منزل شويم
کاين چنين رفتهست در عهد ازل تقدير ما
عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است
عاقلان ديوانه گردند از پي زنجير ما
روي خوبت آيتي از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبي نيست در تفسير ما
با دل سنگينت آيا هيچ درگيرد شبي
آه آتشناک و سوز سينه شبگير ما
تير آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان خود پرهيز کن از تير ما
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: یکشنبه 20 تیر 1389, 3:14 pm
توسط Unknown
آه کز طعـــنه ی بدخواه ندیدم رویـــــــــت
نیست چون آینه ام روی ز آهن چه کنم
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: دوشنبه 21 تیر 1389, 7:09 pm
توسط farshidshd
مرا مهر سيه چشمان ز سر بيرون نخواهد شد
قضاي آسمان است اين و ديگرگون نخواهد شد
رقيب آزارها فرمود و جاي آشتي نگذاشت
مگر آه سحرخيزان سوي گردون نخواهد شد
مرا روز ازل کاري بجز رندي نفرمودند
هر آن قسمت که آن جا رفت از آن افزون نخواهد شد
.
.
.
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: دوشنبه 21 تیر 1389, 8:04 pm
توسط Unknown
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غــم خدمتکارش
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خـــــزف می شکند بازارش
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود
این همه قول و غــــزل تعبیه در منقارش
ای که در کوچه ی معشوقه ما می گذری
بر حذر باش که ســـر می شکند دیوارش 
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: سهشنبه 22 تیر 1389, 12:20 am
توسط عسل
شهریست پر ظریفان و ز هر طرف نگاری
یاران صلای عشق است گرمی کنید کاری
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: سهشنبه 22 تیر 1389, 10:52 am
توسط farshidshd
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و برهاندم از بند ملامت
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: سهشنبه 22 تیر 1389, 3:13 pm
توسط Unknown
تابه گیسوی تو دست ناسزایان کــــــم رسد
هر دلی از حلقه ای در ذکر یا رب یا رب است
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: پنجشنبه 24 تیر 1389, 6:20 pm
توسط farshidshd
یارب سببی ساز که یارم به سلامت
باز آیدو برهاندم از بند ملامت
خاک ره آن یارسفر کرده بیارید
تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: پنجشنبه 24 تیر 1389, 7:34 pm
توسط Unknown
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمــــــــــی از نو به مبارکبادم
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: پنجشنبه 24 تیر 1389, 11:25 pm
توسط Unknown
در کوی نیکنــــامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: جمعه 25 تیر 1389, 12:12 pm
توسط farshidshd
الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکلها
به بوي نافهاي کاخر صبا زان طره بگشايد
ز تاب جعد مشکينش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هر دم
جرس فرياد ميدارد که بربنديد محملها
به مي سجاده رنگين کن گرت پير مغان گويد
که سالک بيخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاريک و بيم موج و گردابي چنين هايل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
همه کارم ز خود کامي به بدنامي کشيد آخر
نهان کي ماند آن رازي کز او سازند محفلها
حضوري گر هميخواهي از او غايب مشو حافظ
متي ما تلق من تهوي دع الدنيا و اهملها
.
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: جمعه 25 تیر 1389, 7:17 pm
توسط Unknown
مستی عشق نیست در سر تو
رو که تو مست آب انـــــــــــگوری
روی زرد است و آه درد آلــــــــود
عاشقان را گواه رنجـــــــــــــوری
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: یکشنبه 27 تیر 1389, 2:52 pm
توسط Unknown
من گدا و تمنٌـــــــــای وصل او هیهات
مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست
دل صنوبری ام همچو بید لـــــرزان است
ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست