مشاعره با حافظ !!
مدیر انجمن: eli
- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره با حافظ !!
اگر آن طاير قدسي ز درم بازآيد
عمر بگذشته به پيرانه سرم بازآيد
دارم اميد بر اين اشک چو باران که دگر
برق دولت که برفت از نظرم بازآيد
آن که تاج سر من خاک کف پايش بود
از خدا ميطلبم تا به سرم بازآيد
خواهم اندر عقبش رفت به ياران عزيز
شخصم ار بازنيايد خبرم بازآيد
گر نثار قدم يار گرامي نکنم
گوهر جان به چه کار دگرم بازآيد
کوس نودولتي از بام سعادت بزنم
گر ببينم که مه نوسفرم بازآيد
مانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح
ور نه گر بشنود آه سحرم بازآيد
آرزومند رخ شاه چو ماهم حافظ
همتي تا به سلامت ز درم بازآيد
.
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره با حافظ !!
دل گفت وصـــــالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره با حافظ !!
تو مگر بر لب آبي به هوس بنشيني
ور نه هر فتنه که بيني همه از خود بيني
به خدايي که تويي بنده بگزيده او
که بر اين چاکر ديرينه کسي نگزيني
گر امانت به سلامت ببرم باکي نيست
بي دلي سهل بود گر نبود بيديني
ادب و شرم تو را خسرو مه رويان کرد
آفرين بر تو که شايسته صد چنديني
عجب از لطف تو اي گل که نشستي با خار
ظاهرا مصلحت وقت در آن ميبيني
صبر بر جور رقيبت چه کنم گر نکنم
عاشقان را نبود چاره بجز مسکيني
باد صبحي به هوايت ز گلستان برخاست
که تو خوشتر ز گل و تازهتر از نسريني
شيشه بازي سرشکم نگري از چپ و راست
گر بر اين منظر بينش نفسي بنشيني
سخني بيغرض از بنده مخلص بشنو
اي که منظور بزرگان حقيقت بيني
نازنيني چو تو پاکيزه دل و پاک نهاد
بهتر آن است که با مردم بد ننشيني
سيل اين اشک روان صبر و دل حافظ برد
بلغ الطاقه يا مقله عيني بيني
تو بدين نازکي و سرکشي اي شمع چگل
لايق بندگي خواجه جلال الديني
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره با حافظ !!
یا رب مگیـــرش ار چه دل چــــون کبـــوترم
افکند و کشت و عزٌت صید حــــرم نداشت
بر من جفـــــا ز بخــت من آمد و گر نه یـــار
حاشـــا که رسم لطف و طریق کرم نداشت
با این همــه هر آنکـــه نه خـواری کشــید ازو
هر جا که رفت هیچ کسش محتـــــرم نداشت
افکند و کشت و عزٌت صید حــــرم نداشت
بر من جفـــــا ز بخــت من آمد و گر نه یـــار
حاشـــا که رسم لطف و طریق کرم نداشت
با این همــه هر آنکـــه نه خـواری کشــید ازو
هر جا که رفت هیچ کسش محتـــــرم نداشت
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره با حافظ !!
تو نيک و بد خود هم از خود بپرس
چرا بايدت ديگري محتسب
و من يتق الله يجعل له
و يرزقه من حيث لا يحتسب
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره با حافظ !!
برسان بندگی دختـــــــر رز گو بدر آی
که دم ، همـــت مــا کرد ز بنــد آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد هر آن دل که نخواهد شادت
که دم ، همـــت مــا کرد ز بنــد آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد هر آن دل که نخواهد شادت
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره با حافظ !!
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وين راز سر به مهر به عالم سمر شود
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر
آري شود وليک به خون جگر شود
خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر کرانه تير دعا کردهام روان
باشد کز آن ميانه يکي کارگر شود
اي جان حديث ما بر دلدار بازگو
ليکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کيمياي مهر تو زر گشت روي من
آري به يمن لطف شما خاک زر شود
در تنگناي حيرتم از نخوت رقيب
يا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غير حسن ببايد که تا کسي
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
اين سرکشي که کنگره کاخ وصل راست
سرها بر آستانه او خاک در شود
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست
دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود
وين راز سر به مهر به عالم سمر شود
گويند سنگ لعل شود در مقام صبر
آري شود وليک به خون جگر شود
خواهم شدن به ميکده گريان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر کرانه تير دعا کردهام روان
باشد کز آن ميانه يکي کارگر شود
اي جان حديث ما بر دلدار بازگو
ليکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کيمياي مهر تو زر گشت روي من
آري به يمن لطف شما خاک زر شود
در تنگناي حيرتم از نخوت رقيب
يا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غير حسن ببايد که تا کسي
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
اين سرکشي که کنگره کاخ وصل راست
سرها بر آستانه او خاک در شود
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست
دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره با حافظ !!
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس
کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد
که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست
زحمتی می کشم از مردم نادان که مپرس
که چنان زو شده ام بی سر و سامان که مپرس
کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد
که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس
به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست
زحمتی می کشم از مردم نادان که مپرس
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
Re: مشاعره با حافظ !!
سحرم دولت بیدار به بالین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
گفت برخیز که آن خسرو شیرین آمد
نبوده
............. نیست
........................ نخواهد بود
از تو عزیزتر
.............کسی برای من...
............. نیست
........................ نخواهد بود
از تو عزیزتر
.............کسی برای من...
Re: مشاعره با حافظ !!
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جـــــان نیز هم
این که می گویند آن خوشتر ز حسن
یــــار مـــــا آن دارد و آن نیــــز هــــم
داستان در پــــرده می گویـم ولی
گفته خواهد شد به دستان نیز هم
هر دو عالم یک فروغ روی اوست
گفتــــمت پیــدا و پنهــان نیـز هم
یـــاد باد آن کو به قصــــد خون ما
زلف را بشکست و پیمان نیز هم
دل فدای او شد و جـــــان نیز هم
این که می گویند آن خوشتر ز حسن
یــــار مـــــا آن دارد و آن نیــــز هــــم
داستان در پــــرده می گویـم ولی
گفته خواهد شد به دستان نیز هم
هر دو عالم یک فروغ روی اوست
گفتــــمت پیــدا و پنهــان نیـز هم
یـــاد باد آن کو به قصــــد خون ما
زلف را بشکست و پیمان نیز هم
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره با حافظ !!
ماهم اين هفته برون رفت و به چشمم ساليست
حال هجران تو چه داني که چه مشکل حاليست
مردم ديده ز لطف رخ او در رخ او
عکس خود ديد گمان برد که مشکين خاليست
ميچکد شير هنوز از لب همچون شکرش
گر چه در شيوه گري هر مژهاش قتاليست
اي که انگشت نمايي به کرم در همه شهر
وه که در کار غريبان عجبت اهماليست
بعد از اينم نبود شائبه در جوهر فرد
که دهان تو در اين نکته خوش استدلاليست
مژده دادند که بر ما گذري خواهي کرد
نيت خير مگردان که مبارک فاليست
کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد
حافظ خسته که از ناله تنش چون ناليست
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره با حافظ !!
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره با حافظ !!
Donya_Samani نوشته شده:تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
شاهدان گر دلبري زين سان کنند
زاهدان را رخنه در ايمان کنند
هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد
گلرخانش ديده نرگسدان کنند
اي جوان سروقد گويي ببر
پيش از آن کز قامتت چوگان کنند
عاشقان را بر سر خود حکم نيست
هر چه فرمان تو باشد آن کنند
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره با حافظ !!
در کوی عشق شوکت شاهی نمی خرند
اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
اقرار بندگی کن و اظهار چاکری
نبوده
............. نیست
........................ نخواهد بود
از تو عزیزتر
.............کسی برای من...
............. نیست
........................ نخواهد بود
از تو عزیزتر
.............کسی برای من...
Re: مشاعره با حافظ !!
یا رب آن کعبه مقصود تماشا گه کیست
که مغیـــلان طریقش گل و نسرین من است
که مغیـــلان طریقش گل و نسرین من است
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!

