صفحه 36 از 48

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: پنج‌شنبه 10 مرداد 1387, 5:16 pm
توسط ali1986
هنوزم زمستون به یادت بهاره
تو قلبم کسی جز تو جایی نداره
صدای دلم ساز ناسازگاره
سکوتم به جز تو صدایی نداره
تو خواب و خیالم همش فکر اینم
که دستاتو بازم تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب پریدم که بازم
با چشمای کورم به راهت بشینم!

ارسال شده: پنج‌شنبه 10 مرداد 1387, 5:36 pm
توسط Ramin
از جاده خاطره ها به سوی من برگرد
هنوزهیچ کس پا بر جای قدم های تو نگذاشته است
و من گم شده ام
در راهی متروک بی تو
میان این همه مه
که بازگشت تو را ناممکن کرده است.
نمی دانم.به خودم نگاه می کنم و تو را نمی بینم.
از تو خالی شده ام.
و تنها چیزی که از تو دارم
باوری شوم است:هیچ چیز دوام نمی اورد.
دلم می خواست باز می یافتمت
با تمام درخششی که روزگاری در تو بود:
می خواهم باز یابمت و حک کنم تو را تا ابد
با چهره ای که داشتی بر ضمیر خاطره ام.
دیگر نمی توانم ادامه دهم
اگر برنگردی از جاده ابی رنگ خاطره ها
و پاک نکنی تمام این فاصله را
با ،اشک ،اواز و باران بوسه ها.

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: جمعه 11 مرداد 1387, 12:03 am
توسط reza-1365
دریای غم ساحل ندارد
درسهای زندگی ازنهایت عشق تا بی نهایت نفرت اشعارعاشقانه

--------------------------------------------------------------------------------

آنکه مي‌گويد دوستت مي دارم

خنياگر ِ غم‌گينيست

که آوازش را از دست داده است.

ای کاش عشق را

زبان ِ سخن بود

هزار کاکُلي شاد

در چشمان ِ توست

هزار قناری خاموش

در گلوی من.

عشق را

ای کاش زبان ِ سخن بود

آنکه مي ‌گويد دوستت مي ‌دارم

دل ِ اندُوه ‌گين ِ شبيست

که مهتاب ‌اش را مي‌جويد.

ای کاش عشق را

زبان ِ سخن بود

هزار آفتاب ِ خندان در خرام ِ توست

هزار ستاره گريان

در تمنای من.

عشق را

ای کاش زبان ِ سخن بود

--------------------------------------------------------------------------------

اشک رازیست

لب‌خند رازیست

عشق راز‌یست

اشک ِ آن شب لبخند ِ عشقم بود.

قصه نیستم که بگوئی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی

یا چیزی چنان که بدانی...

من درد ِ مشترکم

مرا فریاد کن.

درخت با جنگل سخن می ‌گوید

علف با صحرا

ستاره با کهکشان

و من با تو سخن می ‌گویم

نامت را به من بگو

دستت را به من بده

حرفت را به من بگو

قلبت را به من بده

من ریشه ‌های ِ تو را دریافته ‌ام

با لبانت برای ِ همه لب ‌ها سخن گفته ‌ام

و دستهایت با دستان ِ من آشناست.

در خلوت ِ روشن با تو گریسته ‌ام

برای ِ خاطر ِ زند‌گان،

و در گورستان ِ تاریک با تو خوانده ‌ام

زیباترین ِ سرودها را

زیرا که مردگان ِ این سال

عاشق‌ترین ِ زند‌گان بوده ‌اند.


دستت را به من بده

دست‌ های ِ تو با من آشناست

ای دیریافته با تو سخن می‌ گویم

بسان ِ ابر که با توفان

بسان ِ علف که با صحرا

بسان ِ باران که با دریا

بسان ِ پرنده که با بهار

بسان ِ درخت که با جنگل سخن می ‌گوید

زیرا که من

ریشه ‌های ِ تو را دریافته ‌ام

زیرا که صدای ِ من

با صدای ِ تو آشناست.

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: جمعه 11 مرداد 1387, 6:49 pm
توسط parva
گفته بودی که چرا محو تماشای منی

آنقدر مات که یکدم مژه بر هم نزنی

مزه بر هم نزنم تا که زدستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی :wink: :!:

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: جمعه 11 مرداد 1387, 6:51 pm
توسط parva
سیه چشمی به کار عشق استاد

به من درس محبت یاد می داد

مرا از یاد برد آخر، ولی من :cry:

بجز او عالمی را بردم از یاد khk:

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: جمعه 11 مرداد 1387, 6:53 pm
توسط parva
هديه دوست
گلي را كه ديروز
به ديدار من هديه آوردي اي دوست
دور از رخ نازنين تو
امروز پژمرد
همه لطف و زيبايي اش را
كه حسرت به روي تو مي خورد و
هوش از سر ما به تاراج مي برد
گرماي شب برد
صفاي تو اما گلي پايدار است
بهشتي هميشه بهار است
گل مهر تو در دل و جان
گل بي خزان
گل تا كه من زنده ام ماندگار است

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: جمعه 11 مرداد 1387, 11:23 pm
توسط Ramin
هر چه گشتيم در اين شهر نبوداهل دلی
كه بداند غم دلتنگي وتنهائي ما

مهرلیلا صفتی رهزن این مجنون شد
هوس دربدری در دل صحرا کردم

کس ندیده‌ست ز مشک ختن و نافه چین
آن چه من هر سحر از باد صبا می‌بینم

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: سه‌شنبه 15 مرداد 1387, 11:27 pm
توسط پسر باران
اي دل نگفتمت مرو از راه عاشقي
رفتي بسوز اين همه آتش سزاي توست gel:

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: چهارشنبه 16 مرداد 1387, 11:09 am
توسط russfm
امروز تو را دسترس فردا نیست
و اندشه فردات بجز سودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست "خیام"

yes:

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: چهارشنبه 16 مرداد 1387, 6:32 pm
توسط parva
عشق بود و گرم بازارش نبود
جام مي در دست مستانش نبود
ميکده در غکمده اطراق بود
ساغري در فکر يارانش نبود
دل ز ياد ياورش پر بغض بود
چشم ياد درد اشکانش نبود
عشق داد مي زد کي وصال
چشم شيريني به فرهادش نبود
قيمت عشق چه کم بود ولي
آدمي اصلا خريدارش نبود sanj:

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: چهارشنبه 16 مرداد 1387, 6:33 pm
توسط parva
گر بدينسان زيست بايد پست
من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزم
بر بلند کاج خشک کوچه بن بست
گر بدين سان مرد بايد پاک
من چه نا پاکم اگر ننشانم از ايمان خودچون کوه
يادگاري جاودانه بر فراز بي بقاي خاک gel:

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: چهارشنبه 16 مرداد 1387, 9:17 pm
توسط russfm
سلام
راستش می دونم که فینگلیش حرام اما این قطعه شعر انگلیسیه و واقعا زیباست حالا این دفعه رو ببخشید

Each Small Candle:اسم شعر

Not the torturer will scare me

Nor the body's final fall

Nor the barrels of death's rifles

Nor the shadows on the wall

Nor the night when to the ground

The last dim star of pain, is held

But the blind indifference

Of a merciless unfeeling world
.
.
.
.
And Each Small Candle lights a corner of the dark

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: چهارشنبه 16 مرداد 1387, 9:23 pm
توسط Ramin
بر نگه سرد من به گرمي خورشيد
مي نگرد هر زمان دو چشم سياهت
تشنه ي اين چشمه ام، چه سود، خدا را
شبنم جان مرا نه تاب نگاهت

جز گل خشكيده اي و برق نگاهي
از تو در اين گوشه يادگار ندارم
زان شب غمگين كه از كنار تو رفتم
يك نفس از دست غم قرار ندارم

اي گل زيبا، بهاي هستي من بود
گر گل خشكيده اي ز كوي تو بردم
گوشه ي تنها، چه اشك ها كه فشاندم
وان گل خشكيده را به سينه فشردم

آن گل خشكيده، شرح حال دلم بود
از دل پر درد خويش با تو چه گويم؟
جز به تو، از سوز عشق با كه بنالم
جز ز تو، درمان درد، از كه بجويم؟

من، دگر آن نيستم، به خويش مخوانم
من گل خشكيده ام، به هيچ نيرزم
عشق فريبم دهد كه مهر ببندم
مرگ نهيبم زند كه عشق نورزم

پاي اميد دلم اگر چه شكسته است
دست تمناي جان هميشه دراز است
تا نفسي مي كشم ز سينه ي پر درد
چشم خدا بين من به روي تو باز است

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: چهارشنبه 16 مرداد 1387, 11:00 pm
توسط SJJ
russfm نوشته شده:سلام
راستش می دونم که فینگلیش حرام اما این قطعه شعر انگلیسیه و واقعا زیباست حالا این دفعه رو ببخشید

Each Small Candle:اسم شعر

Not the torturer will scare me

Nor the body's final fall

Nor the barrels of death's rifles

Nor the shadows on the wall

Nor the night when to the ground

The last dim star of pain, is held

But the blind indifference

Of a merciless unfeeling world
.
.
.
.
And Each Small Candle lights a corner of the dark
این که فینگلیش نبود که ! خود انگلیسی بود که انگلیسی نوشتن اصلا هم اشکال نداره ! تصویر

این شعر هم بد نیست ، لااقل واسه من کلی خاطره داره ...

Playground school bell rings again
Rain clouds come to play again
Has no one told you she's not breathing
Hello I am your mind giving you someone to talk to
Hello

If I smile and don't believe
Soon I know I'll wake from this dream
Don't try to fix me, I'm not broken
Hello I'm the lie living for you so you can hide
Don't cry

Suddenly I know I'm not sleeping
Hello I'm still here
All that's left of yesterday

تصویر

Re: شاعرانه ها

ارسال شده: چهارشنبه 16 مرداد 1387, 11:53 pm
توسط پسر باران
همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي
كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستي