صفحه 35 از 54
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: دوشنبه 24 خرداد 1389, 3:10 pm
توسط عسل
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدارا با که این بازی توان کرد؟
شب تنهایی ام در قصد جان بود
خیالش لطف های بی کران کرد
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: دوشنبه 24 خرداد 1389, 10:42 pm
توسط Unknown
دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود
مگرش هم ز سر زلــف تو زنجیر شود
با سر زلف تو مجموع پریشانی خود
کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم ؟
آنچه در مــدٌت هجـر تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محال است که تحریر کنم
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: سهشنبه 25 خرداد 1389, 10:52 am
توسط farshidshd
مسلمانان مرا وقتي دلي بود
که با وي گفتمي گر مشکلي بود
به گردابي چو ميافتادم از غم
به تدبيرش اميد ساحلي بود
دلي همدرد و ياري مصلحت بين
که استظهار هر اهل دلي بود
ز من ضايع شد اندر کوي جانان
چه دامنگير يا رب منزلي بود
هنر بيعيب حرمان نيست ليکن
ز من محرومتر کي سائلي بود
بر اين جان پريشان رحمت آريد
که وقتي کارداني کاملي بود
مرا تا عشق تعليم سخن کرد
حديثم نکته هر محفلي بود
مگو ديگر که حافظ نکتهدان است
که ما ديديم و محکم جاهلي بود
.
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: سهشنبه 25 خرداد 1389, 12:24 pm
توسط Unknown
دی پیـــــر می فروش که ذکرش به خیر باد
گفتـــا شراب نوش و غـــم دل ببــــــــر ز یاد
گفتـــم به یاد می دهـــم با ده نام وننـــگ
گفتــــا قبول کن سخن و هـــــر چه باد باد 
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: سهشنبه 25 خرداد 1389, 3:22 pm
توسط mehdijj
بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست
عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو دل ز ما گوشه گرفت ابروی دلدار کجاست
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست

Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: سهشنبه 25 خرداد 1389, 11:43 pm
توسط عسل
تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
سزد اگر همه دلبران دهندت باج
دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش
به چین زلف تو ما چین هند داده خراج
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: چهارشنبه 26 خرداد 1389, 12:40 pm
توسط Unknown
جمـــال کـــعبــه مگــــــر عذر ره روان خواهد
که جـــان زنده دلان سوخـــــت در بیابانش 
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: چهارشنبه 26 خرداد 1389, 4:47 pm
توسط farshidshd
شهريست پرظريفان و از هر طرف نگاري
ياران صلاي عشق است گر ميکنيد کاري
چشم فلک نبيند زين طرفهتر جواني
در دست کس نيفتد زين خوبتر نگاري
هرگز که ديده باشد جسمي ز جان مرکب
بر دامنش مبادا زين خاکيان غباري
چون من شکستهاي را از پيش خود چه راني
کم غايت توقع بوسيست يا کناري
مي بيغش است درياب وقتي خوش است بشتاب
سال دگر که دارد اميد نوبهاري
در بوستان حريفان مانند لاله و گل
هر يک گرفته جامي بر ياد روي ياري
چون اين گره گشايم وين راز چون نمايم
دردي و سخت دردي کاري و صعب کاري
هر تار موي حافظ در دست زلف شوخي
مشکل توان نشستن در اين چنين دياري
.
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: چهارشنبه 26 خرداد 1389, 10:18 pm
توسط Unknown
یار مردان خـــدا باش که در کشتی نوح
هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را 
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: چهارشنبه 26 خرداد 1389, 11:20 pm
توسط عسل
آنچه در مدت هجر تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محال است که تحریر کنم
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: چهارشنبه 26 خرداد 1389, 11:45 pm
توسط Unknown
من نه آنم که ز جور تو بنالم حاشــــا
بنــده معتقد چاکــر و دولــــــــت خواهم 
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: جمعه 28 خرداد 1389, 3:15 pm
توسط عسل
مستی ز چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپرده اند به مستی زمام ما
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: جمعه 28 خرداد 1389, 8:20 pm
توسط Unknown
ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
زینت تاج و نگین از گوهـــــــر والای تو 
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: جمعه 28 خرداد 1389, 11:39 pm
توسط عسل
ور باورت نمی کند از بنده این حدیث
از گفته ی کمال دلیلی بیاورم
Re: مشاعره با حافظ !!
ارسال شده: شنبه 29 خرداد 1389, 12:39 pm
توسط Unknown
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد می دارد که بر بندید محمـــل ها 