صفحه 34 از 48
ارسال شده: چهارشنبه 22 خرداد 1387, 9:26 am
توسط eli
خنده ت ُ ازم نگیر، تا شب ُ طاقت بیارم!
من که جُز خنده ی تو هیچّی تو دنیا ندارم!
خنده ت ُ ازم نگیر، نذار به گریه خو کنم!
تو که باشی می تونم خورشید ُ آرزو کنم!
شب سیاه تر از همیشه س، خنده ت ُ ازم نگیر!
نذار آلوده بشم، به سایه های شب ِ پیر!
ارسال شده: چهارشنبه 22 خرداد 1387, 5:25 pm
توسط eli
دست تو مقدسه مثل نماز عاشقاست
اسم تو نوازش لبهاي سرد و بي صداست
چي مي شد عشقا همه مثل تو آسموني بود
چشم تو دنيايي ازجنس محبت و وفاست
دست مهربون تو هديه اي از لطف خداست
همه نوازشات آرامش و صلح و صفاست
نفسا تازه ميشن وقتي که بوي تو مي ياد
هميشه نفس بکش عطر نفسهات کيمياست
تپشاي قلب تو قصه اي از راز و نياز عاشقاست
مثل دريا اگه پاكي اينم از معجزه هاست
دل من جوون مي شه وقتي صداتا مي شنوم
هميشه واسم بخون ترانه هات اوج صداست
ارسال شده: چهارشنبه 22 خرداد 1387, 8:52 pm
توسط stella
وقتی تو نیستی شبهایم تاریک تر از تاریک است
وقتی تو نیستی اشکهایم لرزان تر از همیشه است
وقتی تو نیستی تنهاتر از تنهایم
وقتی دیر میکنی گلهای گلدان ناله سرمیدهند
هنگام آمدنت وای! چه زیباست مژده ی آمدنت
آب و جارو میکنم کوچه های خیال را
بگذار بگذار در استقبال تو بهترین سروده هایم را قربانی کنم
بگذار خاک راهت را در گلدان بریزم تا از آن عشق به تو بروید
چه خاطره انگیز است کوچه ای که تو از آن میگذری
چه دل انگیز است نوای آمدنت و چه دلنشین است آوای نفسهایت
چه حقیرم من در این میزبانی و چه بزرگواری تو در این میهمانی
ارسال شده: چهارشنبه 22 خرداد 1387, 8:52 pm
توسط stella
وقتی تو نیستی درغبار غم گرفته چشمانم
به دنبال سنگینی سکوتی میگردم
که تبلوری از رویا های توست
بدنبال ترانه عشق میگردم
با چشمانت به خواب میروم
با صدایت ترانه های عاشقانه میخوانم
و با عشقت غروب میکنم
ای تنها ترینم
ارسال شده: چهارشنبه 22 خرداد 1387, 8:59 pm
توسط stella
میخوام که با هر نفسم
بگم تویی هم نفسم
اسم تورو داد بزنم....بگم تویی هر نفسم
می خوام که بغض سینمو دردتو درمون بکنه
دردمو درمون نکنه شاید که آرومم کنه
میخوام که با برق نگات خورشید و ویرون بکنم
میخوام که با بغض صدات رعد و پریشون بکنم
میخوام بگم دوست دارم تمومه حرفام همینه...
بگم فقط تورو دارم تمومه حرفام همینه.............
ارسال شده: چهارشنبه 22 خرداد 1387, 9:01 pm
توسط stella
دليل بودنم تو هستي و در تك تك نفسها يم تو را به رمز زندگاني در سكوت مي جويم
كاش از وراي نگاه آسماني ات مي شد تمام حرفهاي تورا فهميدياازميان اينهمه ابرفاصله گذركرد
ياتوبر زمين به من مي رسيدي يامن به آسمان نظر مي كردم اي مهربان به هركجايي كه باشي درانديشه توخواهم بود حتي در سكوتي كه مرا درخود خواهد راند ......
ارسال شده: پنجشنبه 23 خرداد 1387, 12:26 am
توسط stella
راست گفتی عشق خوبان آتش است
سخت می سوزاند ٫ اما دلکش است
من کجا و ترک آن مهوش کجا !
دل کجا پرهیز از این آتش کجا
شادمانم گرچه در این آتشم
روز و شب می سوزم اما دلخوشم
از خدا خواهم که افزونش کند
دل اگر دم زد پر از خونش کند
کاش از این آتش ترا بودی خبر
با خبر بودی که این بیدادگر
شعله اش هر چند افزونش افزونتر شود
ناله را هر چند سازد پر زارتر
هر چه دارد دیده را خونبارتر
باغ دل را باصفاتر میکند
مرغ جان را خوشنواتر می کند
ارسال شده: پنجشنبه 23 خرداد 1387, 12:39 am
توسط stella
شب وصال همین بس که در کنار توام"
قرین طلعت آن روی مه نگار توام
همای اوج سعادت شبی نشست به بام
دگر به دشت جنون باز شب شکار توام
سرود سرد زمستان فسرد در دهنم
به گوش هوش شنیدم که نوبهار توام
ببار بر سرم ای بحر واژگون کرم
در این بهار خوشم تا به زیر بار توام
دلی ز خار جفا پیش آر و گل بستان
در این معامله باشد که شرمسار توام
ز تیغ نیش زبانان خموش بودم از آنک
به خاطرت ننشیند که من غبار توام
مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم
قسم به بیقراری دوران که بیقرار توام
درون تست یکی مه که گویدش خورشید:
منت فدا کنم این جان که جان نثار توام
به جلوه گفت رخت آن پرند روح نواز
گلم چو گلبن نسرین از آن که یار توام
ارسال شده: پنجشنبه 23 خرداد 1387, 11:26 pm
توسط stella
قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم
قرار نبود اينجوري شه يهو بشي همه کسم
راستي چي شد چجوري شد ،اينجوري عاشقت شدم
شايد ميگم تقصير توست تا کم شه از جرم خودم
نگاه کن دلم را چه عاشقانه هديه کردم
از جدا شدن نوشتي رو تن زخمي هر بند
گريه کردم و نوشتم نازنينم يا تو يا من
به تو گفتم باورم کن ميون اين همه ديوار
تو با خنده اي نوشتي هم قفس خدا نگهدار
بنويس مهلت موندن يه نفس بود
سهم من از همه دنيا يه قفس بود
من که تو بن بست غربت زخمي از آوار پاييز
فکر چشمهاي تو بودم با دلي از گريه لبريز
شب عاشقونه ي من که حروم شد
مهلت بودن با تو که تموم شد
ندونستم که بايد از تو مي گذشتم
وقتي از غربت چشمات مينوشتم
به تو گفتم زنده ام با نفس خيال چشمات
چشمات هم تنهام گذاستند
حالا من موندم و اشک و بغض و آه و تک ستاره شبهاي بي کسي
سپردي من رو به دست باد و بارون
منو زدي به طوفان خودت گرفتي آروم
غم دلم رو شکسته
تو اين صداي خسته
ياد تو پينه بسته
شبهاي رفتن تو شبهاي بي ستارست
ببين که خاطراتم بي تو چه پاره پارست
غروب دوباره شب توي انتظاره
ابر تو نگام نشسته خيال گريه داره
اسم تو فريادمه ، درد تو صدام ترانست
خنده آينه تلخ و بي تو پر از بهانست
آخ که چقدر تنگه دلم واسه اون شبامون
کاش عشق بشينه دوباره تو دلامون
چي ميشه برگردي بازم به روزهاي گذشته
هواي پاييزي چرا تو دلامون نشسته
ارسال شده: پنجشنبه 23 خرداد 1387, 11:32 pm
توسط eli
تو سفره مون همیشه سین ستاره کم بود
همیشه تا رسیدن فاصله یک قدم بود
تو بازی کلاغ پر ، هیشکی نبود پرنده
قصه ی ما همین بود پرنده بی پرنده
ارسال شده: پنجشنبه 23 خرداد 1387, 11:35 pm
توسط eli
تموم سهم من از تو همین بود ..
شبای بی تو و سرد و تباه و...
رسیدی دیدمت اما نموندی...
گمت کردم چقدر آسون ...چقدر زود
چقدر سخته... چقدر دیره...کجایی؟؟
ببین دنیام چه دلگیره... کجایی؟
حقیقت داره تو دوری ولی خوب...
خیالم با تو درگیره کجایی ؟؟کجایی؟؟
از قصه هامون غصه ام میگیره ...
میری و زوده ... میای و دیره ...
هر روز دل من بیشتر میسوزه ...
یه روز زیاده ... دنیا دو روزه ....
ارسال شده: پنجشنبه 23 خرداد 1387, 11:42 pm
توسط eli
وقت جدا شدن شدو
چشام چشاتو سیر ندید
دلم از این فاصله مرد
دستام به دستات نرسید
فرصت این نشد که من
غصه رو قربونی کنم
شب و سیاهیاشو تو
چشم تو زندونی کنم
فرصت نشد کنار تو
به شهر آینه ها برم
صداقت عشقمونو
ترانه وار برات بگم
چرا چشات بارو نیه
بذار چشاتو ببینم
بذار که بار آخره
که تو نگا هت میشینم
بذار که حسمو بگم
دلم خراب چشماته
دریغ نکن نگاهتو
که دل همش تو رویاته
دریــغ نکن عـــــطوفـتو
از این شکسته بال و پر
از این اسیر سرنوشت
تاکه نشم آشـــــفته ت
ارسال شده: پنجشنبه 23 خرداد 1387, 11:46 pm
توسط stella
اگه نباشي آسمون سقف يه زندونه برام
اسير ظلمت شبه سپيدي ترانه هام
قول بده تا لحظه ي طلوع عشق کنارمي
مگه من به جز تو از تموم دنيا چي ميخوام ؟ ؟ ؟
مي زنم آهنگ عشقو حالا با ساز شکستم
مي خونم دوست دارم رو با همين صداي خستم
عمريه که عاشقونه دل به چشماي تو بستم
واسه اون لحظه که برگردي من هنوز ........
منتظر نشستم
ارسال شده: پنجشنبه 23 خرداد 1387, 11:50 pm
توسط stella
از دست تو نیست
دل من از گریه پره
واسه تو هر دم میباره
دیگه اشکهای من طاقت موندن ندارن
نباشی بی تو باز میمیرن میریزن
بی تو هر دم میبارن
تو تمام دنیامی
تو تمام حرفامی
تو همه لحظه ی گرم عاشق بودنی
یه ستاره داره چشمک میزنه از آسمون
اون ستاره همون چشمای توئه تو آسمون
داره پرپر میزنه دلم واسه ی اون
ارسال شده: جمعه 24 خرداد 1387, 12:03 am
توسط stella
خوب می دانی که در چشمت گرفتارم هنوز
روز و شب خوابم ربودی باز بیدارم هنوز
نازنین با من مگو دل بر کن از تکرار من
گرتو تکرار منی جویای تکرارم هنوز