شاعرانه ها

عاشقان شعر و ادبیات بیایید اینجا

مدیر انجمن: Moh3n II

قفل شده
آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 22 خرداد 1387, 9:26 am

خنده ت ُ ازم نگیر، تا شب ُ طاقت بیارم!

من که جُز خنده ی تو هیچّی تو دنیا ندارم!

خنده ت ُ ازم نگیر، نذار به گریه خو کنم!

تو که باشی می تونم خورشید ُ آرزو کنم!

شب سیاه تر از همیشه س، خنده ت ُ ازم نگیر!

نذار آلوده بشم، به سایه های شب ِ پیر!
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 22 خرداد 1387, 5:25 pm

دست تو مقدسه مثل نماز عاشقاست

اسم تو نوازش لبهاي سرد و بي صداست

چي مي شد عشقا همه مثل تو آسموني بود

چشم تو دنيايي ازجنس محبت و وفاست

دست مهربون تو هديه اي از لطف خداست

همه نوازشات آرامش و صلح و صفاست

نفسا تازه ميشن وقتي که بوي تو مي ياد

هميشه نفس بکش عطر نفسهات کيمياست

تپشاي قلب تو قصه اي از راز و نياز عاشقاست

مثل دريا اگه پاكي اينم از معجزه هاست

دل من جوون مي شه وقتي صداتا مي شنوم

هميشه واسم بخون ترانه هات اوج صداست
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » چهارشنبه 22 خرداد 1387, 8:52 pm

وقتی تو نیستی شبهایم تاریک تر از تاریک است
وقتی تو نیستی اشکهایم لرزان تر از همیشه است
وقتی تو نیستی تنهاتر از تنهایم
وقتی دیر میکنی گلهای گلدان ناله سرمیدهند
هنگام آمدنت وای! چه زیباست مژده ی آمدنت
آب و جارو میکنم کوچه های خیال را
بگذار بگذار در استقبال تو بهترین سروده هایم را قربانی کنم
بگذار خاک راهت را در گلدان بریزم تا از آن عشق به تو بروید
چه خاطره انگیز است کوچه ای که تو از آن میگذری
چه دل انگیز است نوای آمدنت و چه دلنشین است آوای نفسهایت
چه حقیرم من در این میزبانی و چه بزرگواری تو در این میهمانی
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » چهارشنبه 22 خرداد 1387, 8:52 pm

وقتی تو نیستی درغبار غم گرفته چشمانم
به دنبال سنگینی سکوتی میگردم
که تبلوری از رویا های توست
بدنبال ترانه عشق میگردم
با چشمانت به خواب میروم
با صدایت ترانه های عاشقانه میخوانم
و با عشقت غروب میکنم
ای تنها ترینم
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » چهارشنبه 22 خرداد 1387, 8:59 pm

میخوام که با هر نفسم
بگم تویی هم نفسم
اسم تورو داد بزنم....بگم تویی هر نفسم
می خوام که بغض سینمو دردتو درمون بکنه
دردمو درمون نکنه شاید که آرومم کنه
میخوام که با برق نگات خورشید و ویرون بکنم
میخوام که با بغض صدات رعد و پریشون بکنم
میخوام بگم دوست دارم تمومه حرفام همینه...
بگم فقط تورو دارم تمومه حرفام همینه.............
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » چهارشنبه 22 خرداد 1387, 9:01 pm

دليل بودنم تو هستي و در تك تك نفسها يم تو را به رمز زندگاني در سكوت مي جويم
كاش از وراي نگاه آسماني ات مي شد تمام حرفهاي تورا فهميدياازميان اينهمه ابرفاصله گذركرد
ياتوبر زمين به من مي رسيدي يامن به آسمان نظر مي كردم اي مهربان به هركجايي كه باشي درانديشه توخواهم بود حتي در سكوتي كه مرا درخود خواهد راند ......
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » پنج‌شنبه 23 خرداد 1387, 12:26 am

راست گفتی عشق خوبان آتش است
سخت می سوزاند ٫ اما دلکش است
من کجا و ترک آن مهوش کجا !
دل کجا پرهیز از این آتش کجا
شادمانم گرچه در این آتشم
روز و شب می سوزم اما دلخوشم
از خدا خواهم که افزونش کند
دل اگر دم زد پر از خونش کند
کاش از این آتش ترا بودی خبر
با خبر بودی که این بیدادگر
شعله اش هر چند افزونش افزونتر شود
ناله را هر چند سازد پر زارتر
هر چه دارد دیده را خونبارتر
باغ دل را باصفاتر میکند
مرغ جان را خوشنواتر می کند
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » پنج‌شنبه 23 خرداد 1387, 12:39 am

شب وصال همین بس که در کنار توام"
قرین طلعت آن روی مه نگار توام

همای اوج سعادت شبی نشست به بام
دگر به دشت جنون باز شب شکار توام

سرود سرد زمستان فسرد در دهنم
به گوش هوش شنیدم که نوبهار توام

ببار بر سرم ای بحر واژگون کرم
در این بهار خوشم تا به زیر بار توام

دلی ز خار جفا پیش آر و گل بستان
در این معامله باشد که شرمسار توام

ز تیغ نیش زبانان خموش بودم از آنک
به خاطرت ننشیند که من غبار توام

مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم
قسم به بیقراری دوران که بیقرار توام

درون تست یکی مه که گویدش خورشید:
منت فدا کنم این جان که جان نثار توام

به جلوه گفت رخت آن پرند روح نواز
گلم چو گلبن نسرین از آن که یار توام
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » پنج‌شنبه 23 خرداد 1387, 11:26 pm

قسم به عشقمون قسم همش برات دلواپسم
قرار نبود اينجوري شه يهو بشي همه کسم
راستي چي شد چجوري شد ،اينجوري عاشقت شدم
شايد ميگم تقصير توست تا کم شه از جرم خودم
نگاه کن دلم را چه عاشقانه هديه کردم
از جدا شدن نوشتي رو تن زخمي هر بند
گريه کردم و نوشتم نازنينم يا تو يا من
به تو گفتم باورم کن ميون اين همه ديوار
تو با خنده اي نوشتي هم قفس خدا نگهدار
بنويس مهلت موندن يه نفس بود
سهم من از همه دنيا يه قفس بود
من که تو بن بست غربت زخمي از آوار پاييز
فکر چشمهاي تو بودم با دلي از گريه لبريز
شب عاشقونه ي من که حروم شد
مهلت بودن با تو که تموم شد
ندونستم که بايد از تو مي گذشتم
وقتي از غربت چشمات مينوشتم
به تو گفتم زنده ام با نفس خيال چشمات
چشمات هم تنهام گذاستند
حالا من موندم و اشک و بغض و آه و تک ستاره شبهاي بي کسي
سپردي من رو به دست باد و بارون
منو زدي به طوفان خودت گرفتي آروم
غم دلم رو شکسته
تو اين صداي خسته
ياد تو پينه بسته
شبهاي رفتن تو شبهاي بي ستارست
ببين که خاطراتم بي تو چه پاره پارست
غروب دوباره شب توي انتظاره
ابر تو نگام نشسته خيال گريه داره
اسم تو فريادمه ، درد تو صدام ترانست
خنده آينه تلخ و بي تو پر از بهانست
آخ که چقدر تنگه دلم واسه اون شبامون
کاش عشق بشينه دوباره تو دلامون
چي ميشه برگردي بازم به روزهاي گذشته
هواي پاييزي چرا تو دلامون نشسته
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » پنج‌شنبه 23 خرداد 1387, 11:32 pm

تو سفره مون همیشه سین ستاره کم بود
همیشه تا رسیدن فاصله یک قدم بود

تو بازی کلاغ پر ، هیشکی نبود پرنده
قصه ی ما همین بود پرنده بی پرنده
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » پنج‌شنبه 23 خرداد 1387, 11:35 pm

تموم سهم من از تو همین بود ..
شبای بی تو و سرد و تباه و...
رسیدی دیدمت اما نموندی...
گمت کردم چقدر آسون ...چقدر زود
چقدر سخته... چقدر دیره...کجایی؟؟
ببین دنیام چه دلگیره... کجایی؟
حقیقت داره تو دوری ولی خوب...
خیالم با تو درگیره کجایی ؟؟کجایی؟؟
از قصه هامون غصه ام میگیره ...
میری و زوده ... میای و دیره ...
هر روز دل من بیشتر میسوزه ...
یه روز زیاده ... دنیا دو روزه ....
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » پنج‌شنبه 23 خرداد 1387, 11:42 pm

وقت جدا شدن شدو
چشام چشاتو سیر ندید
دلم از این فاصله مرد
دستام به دستات نرسید
فرصت این نشد که من
غصه رو قربونی کنم
شب و سیاهیاشو تو
چشم تو زندونی کنم
فرصت نشد کنار تو
به شهر آینه ها برم
صداقت عشقمونو
ترانه وار برات بگم
چرا چشات بارو نیه
بذار چشاتو ببینم
بذار که بار آخره
که تو نگا هت میشینم



بذار که حسمو بگم
دلم خراب چشماته
دریغ نکن نگاهتو
که دل همش تو رویاته
دریــغ نکن عـــــطوفـتو
از این شکسته بال و پر
از این اسیر سرنوشت
تاکه نشم آشـــــفته ت
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » پنج‌شنبه 23 خرداد 1387, 11:46 pm

اگه نباشي آسمون سقف يه زندونه برام

اسير ظلمت شبه سپيدي ترانه هام

قول بده تا لحظه ي طلوع عشق کنارمي

مگه من به جز تو از تموم دنيا چي ميخوام ؟ ؟ ؟


مي زنم آهنگ عشقو حالا با ساز شکستم

مي خونم دوست دارم رو با همين صداي خستم

عمريه که عاشقونه دل به چشماي تو بستم

واسه اون لحظه که برگردي من هنوز ........

منتظر نشستم
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » پنج‌شنبه 23 خرداد 1387, 11:50 pm

از دست تو نیست
دل من از گریه پره
واسه تو هر دم میباره
دیگه اشکهای من طاقت موندن ندارن
نباشی بی تو باز میمیرن میریزن
بی تو هر دم میبارن
تو تمام دنیامی
تو تمام حرفامی
تو همه لحظه ی گرم عاشق بودنی
یه ستاره داره چشمک میزنه از آسمون
اون ستاره همون چشمای توئه تو آسمون
داره پرپر میزنه دلم واسه ی اون
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » جمعه 24 خرداد 1387, 12:03 am

خوب می دانی که در چشمت گرفتارم هنوز
روز و شب خوابم ربودی باز بیدارم هنوز

نازنین با من مگو دل بر کن از تکرار من
گرتو تکرار منی جویای تکرارم هنوز
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

قفل شده