صفحه 33 از 54

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 17 خرداد 1389, 12:47 pm
توسط mehdijj
تنهایی تمومه وجودمه
منو تنها بزارین
این تمومه بود و نبودمه
منو تنها بزارین
دارم مثل یه قصه میشم
غمگینترینه قصه هاست
دردام همیشه بی صداس
یه مرد بی ستاره
كه دلخوشی نداره
راهیم راهیه جایی كه پر از زمزمه باشه
اونجا خوشبختی یه دنیا
قد سهمه همه باشه
من اگر طلسم نبودم
واسه تو یه اسم نبودم
پای حرفات مینشستم
دل به پیغومت میبستم
توی تنگنای نفسهام
زخم دردی ریشه داره
كه تو هق هق غریبی
منو راحت نمی ذاره

اینم آهنگش
http://www.2shared.com/audio/Trt5fdrX/6_Tanha.html?
khk:

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 17 خرداد 1389, 12:55 pm
توسط Unknown
mehdijj نوشته شده:تنهایی تمومه وجودمه
منو تنها بزارین
این تمومه بود و نبودمه
منو تنها بزارین
دارم مثل یه قصه میشم
غمگینترینه قصه هاست
دردام همیشه بی صداس
یه مرد بی ستاره
كه دلخوشی نداره
راهیم راهیه جایی كه پر از زمزمه باشه
اونجا خوشبختی یه دنیا
قد سهمه همه باشه
من اگر طلسم نبودم
واسه تو یه اسم نبودم
پای حرفات مینشستم
دل به پیغومت میبستم
توی تنگنای نفسهام
زخم دردی ریشه داره
كه تو هق هق غریبی
منو راحت نمی ذاره

اسم تاپیک مشخصه داش مهدی مشاعره با اشعار حافظ

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 17 خرداد 1389, 12:57 pm
توسط mehdijj
خب اینم مشاعره هست دیگه الان اگه حافظ بود این جوری شعر میگفت ger:

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 17 خرداد 1389, 1:01 pm
توسط Unknown
mehdijj نوشته شده:خب اینم مشاعره هست دیگه الان اگه حافظ بود این جوری شعر میگفت ger:
نمی دونم اما بهتره با همون عنوان تاپیک پیش بریم bil:

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 17 خرداد 1389, 1:02 pm
توسط Unknown
Donya_Samani نوشته شده:تا رفت مرا از نظر آن نور جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چها رفت

بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت

تا بر دلش از غصه غباری ننشیند
ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش

حافظ که هوس می کندش جام جهان بین
گو در نظر آصف جمشید مکان باش
cuf:

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 17 خرداد 1389, 1:04 pm
توسط mehdijj
شما حرف نزنی کسی نمیگه چرا حرف نزدی در ضمن امضای منو هم ورداشتی چرا ها؟

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 17 خرداد 1389, 1:11 pm
توسط mehdijj
نوشته است:
تا رفت مرا از نظر آن نور جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چها رفت

بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت


تا بر دلش از غصه غباری ننشیند
ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش

حافظ که هوس می کندش جام جهان بین
گو در نظر آصف جمشید مکان باش
جالبه خودت میگی خودتم جواب خودتو میدی این دیگه چه وضعیه؟ amuz:

حافظ

ارسال شده: دوشنبه 17 خرداد 1389, 1:25 pm
توسط Unknown
Donya_Samani نوشته شده:
Donya_Samani نوشته شده:تا رفت مرا از نظر آن نور جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چها رفت

بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت

تا بر دلش از غصه غباری ننشیند
ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش

حافظ که هوس می کندش جام جهان بین
گو در نظر آصف جمشید مکان باش
cuf:

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%


شیخم به طیره گفت برو ترک عشق کن
محتاج جنگ نیست بر ا در نمی کنم

پیر مغان حکایت معقول می کند
معذورم ار محال تو باور نمی کنم

این تقوی ام تمام که با شاهدان شهر
ناز و کرشمه بر سر منبر نمی کنم

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 17 خرداد 1389, 1:36 pm
توسط mehdijj
من از صدای گريه تو/به غربت بارون رسيدم/تو چشات باغ بارون زده ديدم. چشم تو همرنگ يه باغه/تو غربت غروب پاييز/ مثل من از يه درد کهنه لبريز ...

من هواي گريه کردن تو صداي گريه کردن من ياور خوب و نجيبم بي تو من خيلي غريبم من هواي گريه کردن تو صداي گريه کردن من ياور خوب و نجيبم بي تو من خيلي غريبم ...

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 17 خرداد 1389, 7:02 pm
توسط farshidshd
در بوستان حریفان مانند لاله و گل
هریک گرفته جامی بر یاد روی یاری
چون این گره گشایم وین راز چون نمایم
دردی و سخت دردی کاری و صعب کاری


Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 17 خرداد 1389, 11:08 pm
توسط Unknown
یکی از عقل می لافد یکی از طامات می بافد
بیا که این داوری ها را به پیش داور اندازیم

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
که از پای خمت یکسر به حوض کوثر اندازیم

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: سه‌شنبه 18 خرداد 1389, 12:13 am
توسط عسل
فاطمه خانوم نوشته شده:
mehdijj نوشته شده:من از صدای گريه تو/به غربت بارون رسيدم/تو چشات باغ بارون زده ديدم. چشم تو همرنگ يه باغه/تو غربت غروب پاييز/ مثل من از يه درد کهنه لبريز ...

من هواي گريه کردن تو صداي گريه کردن من ياور خوب و نجيبم بي تو من خيلي غريبم من هواي گريه کردن تو صداي گريه کردن من ياور خوب و نجيبم بي تو من خيلي غريبم ...
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز لطف کنید روند تاپیک رو بهم نزنید.
متشکرم.
فاطمه جون شما که کاربر ویژه هستی هروقت میبینی کسی مطلبی خارج از مبحث میده مطلبش رو غیر فعال کن که روند تاپیک بهم نریزه
دوستان لطفا فقط حافظ و مشاعره
ممنون

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: سه‌شنبه 18 خرداد 1389, 12:26 am
توسط عسل
Donya_Samani نوشته شده:یکی از عقل می لافد یکی از طامات می بافد
بیا که این داوری ها را به پیش داور اندازیم

بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
که از پای خمت یکسر به حوض کوثر اندازیم
میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
میان مجمع خوبان کنی میان داری

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: سه‌شنبه 18 خرداد 1389, 9:37 am
توسط Unknown
یار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناخت
حاش لله که روم من ز پی یار دگر

گر مساعد شودم دایره ی چرخ کبود
هم به دست آورمش باز به پرگار دگر

راز سربسته ی ما بین که به دستان گفتند
هر زمان با دف ونی بر سر بازار دگر

هر دم از در دنبالم که فلک هر ساعت
کندم قصه دل ریش به آزار دگر

باز گویم نه درین واقعه حافظ تنهاست
غرقه گشتند درین بادیه بسیار دگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: سه‌شنبه 18 خرداد 1389, 12:09 pm
توسط farshidshd
سلام دوستان عزیز

یه شعر کامل میزرام چون به نظر خیلی زیبا اومد::


رونق عهد شباب است دگر بستان را
مي‌رسد مژده گل بلبل خوش الحان را
رونق عهد شباب است دگر بستان را
خدمت ما برسان سرو و گل و ريحان را
اي صبا گر به جوانان چمن بازرسي
خاکروب در ميخانه کنم مژگان را
گر چنين جلوه کند مغبچه باده فروش
مضطرب حال مگردان من سرگردان را
اي که بر مه کشي از عنبر سارا چوگان
در سر کار خرابات کنند ايمان را
ترسم اين قوم که بر دردکشان مي‌خندند
هست خاکي که به آبي نخرد طوفان را
يار مردان خدا باش که در کشتي نوح
کان سيه کاسه در آخر بکشد مهمان را
برو از خانه گردون به در و نان مطلب
گو چه حاجت که به افلاک کشي ايوان را
هر که را خوابگه آخر مشتي خاک است
وقت آن است که بدرود کني زندان را
ماه کنعاني من مسند مصر آن تو شد
دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
حافظا مي خور و رندي کن و خوش باش ولي
دام تزوير مکن چون دگران قرآن را




.