صفحه 4 از 54

ارسال شده: شنبه 18 اسفند 1386, 6:37 pm
توسط الهام
دردم از یار است ودرمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم

ارسال شده: شنبه 18 اسفند 1386, 6:48 pm
توسط Ramin
الهام نوشته شده:دردم از یار است ودرمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار
ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند

ارسال شده: دوشنبه 20 اسفند 1386, 8:51 am
توسط amin24
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
که چنان ز او شده​ام بی سر و سامان که مپرس

کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد
که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس

ارسال شده: دوشنبه 20 اسفند 1386, 10:07 am
توسط Ramin
amin24 نوشته شده:دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
که چنان ز او شده​ام بی سر و سامان که مپرس

کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد
که چنانم من از این کرده پشیمان که مپرس

ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشین باده مستانه زدند

آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه کار به نام من دیوانه زدند

ارسال شده: یک‌شنبه 26 اسفند 1386, 6:11 pm
توسط الهام
دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد
شب تنهایی ام در قصد جان بود
خیالش لطف های بیکران بود

ارسال شده: دوشنبه 27 اسفند 1386, 11:31 am
توسط Ramin
دلا منال ز بیداد و جور یار که یار
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست

ارسال شده: پنج‌شنبه 15 فروردین 1387, 6:26 pm
توسط الهام
تا چه بازی رخ نماید، بیدقی خواهیم راند
عرصه ی شطرنج رندان را مجال شاه نیست

ارسال شده: پنج‌شنبه 15 فروردین 1387, 6:33 pm
توسط eli
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول

آخر بسوخت جانم در کسب این فضائل

ارسال شده: پنج‌شنبه 15 فروردین 1387, 6:44 pm
توسط Ramin
eli نوشته شده:تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول

آخر بسوخت جانم در کسب این فضائل
لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
وز پی دیدن او دادن جان کار من است

ارسال شده: پنج‌شنبه 15 فروردین 1387, 10:28 pm
توسط eli
تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد

هر که خاک در میخانه به رخسار نرفت

ارسال شده: جمعه 16 فروردین 1387, 6:47 pm
توسط الهام
تا همه خلو تیان جام صبوحی گیرند
چنگ صبحی به در پیر مناجات بریم

ارسال شده: جمعه 16 فروردین 1387, 9:11 pm
توسط Ramin
الهام نوشته شده:تا همه خلو تیان جام صبوحی گیرند
چنگ صبحی به در پیر مناجات بریم
ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد
وقت آن است که بدرود کنی زندان را

ارسال شده: شنبه 17 فروردین 1387, 9:34 am
توسط eli
ای در رخ تو پیدا انوار پادشا هی

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

ارسال شده: شنبه 17 فروردین 1387, 9:42 am
توسط Ramin
eli نوشته شده:ای در رخ تو پیدا انوار پادشا هی

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و برهاندم از بند ملامت

ارسال شده: شنبه 17 فروردین 1387, 9:57 am
توسط eli
تاب بنفشه می​دهد طره مشک سای تو

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو