صفحه 24 از 54

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: جمعه 15 آبان 1388, 5:55 pm
توسط farshidshd
کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست
در رهگذر کیست که دامی ز بلا نیس

چون چشم تو دل می‌برد از گوشه نشینان
همراه تو بودن گنه از جانب ما نیست

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: شنبه 16 آبان 1388, 12:24 pm
توسط farshidshd
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آنچنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: یک‌شنبه 17 آبان 1388, 12:29 am
توسط عسل
فاطمه خانوم نوشته شده:مردم درين فراق و در آن پرده راه نيست
يا هست و پرده دار نشانم نمي دهد
زلفش كشيد باد صبا چرخ سفله بين
كانجا مجال باد وزانم نمي دهد
ديدمش خرم و خوشدل قدح باده به دست
وندران آينه صدگونه تماشا مي كرد

گفتم اين جام جهان بين به تو كي داد حكيم
گفت آن روز كه اين گنبد مينا مي كرد

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: یک‌شنبه 17 آبان 1388, 1:04 pm
توسط farshidshd
دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن

از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: یک‌شنبه 17 آبان 1388, 11:08 pm
توسط eli
نازها زان نرگس مستانه اش باید کشید
این دل شوریده تا آن جهد و کاکل بایدش
ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: یک‌شنبه 17 آبان 1388, 11:30 pm
توسط عسل
eli نوشته شده:نازها زان نرگس مستانه اش باید کشید
این دل شوریده تا آن جهد و کاکل بایدش
ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند
دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش

شور شراب عشق تو آن نفس رود زسر
کاين سر پر هوس شود خاک در سراي تو

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 18 آبان 1388, 4:02 pm
توسط عسل
فاطمه خانوم نوشته شده:وصل خورشيد به شب پره اعمي نرسد
كه در آن آينه صاحب نظران حيرانند
لاف عشق و گله از يار زهي لاف دروغ
عشقبازان چنين مستحق هجرانند
درد مارا نيست درمان الغياث
هجر مارا نيست پايان الغياث
دين ودل بردند و قصد جان کنند
الغياث از جور خوبان الغياث
در بهاي بوسه اي جاني طلب
مي کنند اين دلستانان الغياث
خون ما خوردند اين کافر دلان
اي مسلمانان چه درمان الغياث
همچو حافظ روز و شب بي خويشتن
گشته ام سوزان و گريان الغياث

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: سه‌شنبه 19 آبان 1388, 9:59 am
توسط farshidshd
ثبت سلمی بصد غیها فوادی
و روحی کل یوم لی ینادی

نگارا بر من بیدل ببخشای
دو اصلنی علی رغم الاعادی

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: چهارشنبه 20 آبان 1388, 7:12 pm
توسط farshidshd
ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: پنج‌شنبه 21 آبان 1388, 4:12 pm
توسط farshidshd
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: جمعه 22 آبان 1388, 1:43 pm
توسط farshidshd
دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد
یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد
یا بخت من طریق مروت فرو گذاشت
یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: شنبه 23 آبان 1388, 2:51 pm
توسط farshidshd
تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد
تا بود فلک شیوه صاحب نظری بود
منظور خردمند من آن ماه که اورا
با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: شنبه 23 آبان 1388, 11:19 pm
توسط عسل
farshidshd نوشته شده:تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد
تا بود فلک شیوه صاحب نظری بود
منظور خردمند من آن ماه که اورا
با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود

دوش سوداي رخش گفتم :زسر بيرون کنم
گفت :کو زنجير تا تدبير اين مجنون کنم؟

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: یک‌شنبه 24 آبان 1388, 12:38 pm
توسط farshidshd
ماهی که قدش به سرو می‌ماند راست
آیینه به دست و روی خود می‌آراست
دستارچه‌ای پیشکشش کردم گفت
وصلم طلبی زهی خیالی که توراست

Re: مشاعره با حافظ !!

ارسال شده: دوشنبه 25 آبان 1388, 11:08 pm
توسط عسل
منم که ديده به ديدار دوست کردم باز
چه شکر گويمت اي کارساز بنده نواز
نيازمند بلا گو رخ از غبار مشوي
که کيمياي مرادست خاک کوي نياز