صفحه 24 از 48
ارسال شده: یکشنبه 15 اردیبهشت 1387, 9:34 pm
توسط Ramin
هر چي عطر گل ياسه مال تو
هر چي احساسه نياره مال تو
هر چي حرفاي قشنگه مال تو
هر چي گوشه و کنايست مال من
هر چي آهنگه قشنگه مال تو
صداي ساز شکسته مال من
کوه بيستون با نقشش مال تو
همه تيشه و رنجش مال من
هر چي درياست توي دنيا مال تو
يه چيکه قطره بارون مال من
تموم رنگاي عالم مال تو
يه دونه رنگ قشنگش مال من
دوتاچشماي سياهم مال تو
يه دونه خنده نازت مال من
هر چي شادي، هر چي خنده ست مال تو
تموم غصه عالم مال من
هر چي بوده و نبوده مال تو
يه دونه آلبوم خالي مال من
هر چي خاطرات خوبه مال تو
يه تيکه دفتر کهنه مال من
هر چي آسمون صافه مال تو
هر چي ابراي سياهه مال من
اون شباي پرستاره مال تو
يه دونه ماه و نشونش مال من
ارسال شده: یکشنبه 15 اردیبهشت 1387, 11:35 pm
توسط eli
لالايي، گريه بارون
تو اين گلخونه ي ويرون
بريز نم نم، ببار آروم
رو ياس تازه گلدون
لالا نازک مثل پونه
لالا دلگير و بي خونه
گل من تشنه و تنها
اسير اين بيابونه
لالا لالا دلم تنگه
لالايي گريه کن بارون
لالا لالا ببار آروم
لالايي با دل پر خون
مثل ابري که مي ناله
مثل بادي که مي خونه
ببين تنها تو رو دارم
تو اين دنياي وارونه
لالا لالا دلم تنگه
لالايي گريه کن بارون
لالا لالا ببار آروم
لالايي با دل پر خون
لالايي باد سر گردون
لالايي باغ ويرونم
لالايي لاله غمگين
لالايي بيد مجنونم
تو اين بي آب و آبادي
تو اين ويرونه تنها
بخواب آهسته آهسته
گل نيلوفر زي
ارسال شده: دوشنبه 16 اردیبهشت 1387, 11:52 pm
توسط Ramin
ارسال شده: دوشنبه 16 اردیبهشت 1387, 11:55 pm
توسط Ramin
ارسال شده: سهشنبه 17 اردیبهشت 1387, 12:30 am
توسط eli
در شب كوچك من، افسوس
باد با برگ درختان ميعادي دارد
در شب كوچك من دلهره ويرانيست
گوش كن
وزش ظلمت را مي شنوي؟
من غريبانه به اين خوشبختي مي نگرم
من به نوميدي خود معتادم
گوش كن
وزش ظلمت را مي شنوي؟
در شب اكنون چيزي مي گذرد
ماه سرخست و مشوش
و بر اين بام كه هر لحظه در اوبيم فرو ريختن است
ابرها، همچون انبوه عزاداران
لحظه باريدن را گوئي منتظرند
لحظه اي
و پس از آن، هيچ.
پشت اين پنجره شب دارد مي لرزد
و زمين دارد
باز مي ماند از چرخش
پشت اين پنجره يك نامعلوم
نگران من و تست
اي سراپايت سبز
دستهايت را چون خاطره اي سوزان، در دستان عاشق من بگذار.
باد ما را با خود خواهد برد
ارسال شده: سهشنبه 17 اردیبهشت 1387, 12:33 am
توسط eli
غم اگه نوشتنی بود
اگه غصه گفتنی بود
من هزار تا قصه داشتم
همشم شنیدنی بود
هر جا باشه حرفی از من
قصه عمرای كوتاس
قصه یه درد كهنه حرف بدعهدی دنیاست
قصه صد تا كتابم یه سوال بی جوابم
من حباب روی آبم
هنوز از راه نرسیده میدونم رفتنی ام من
موندم لحظه به لحظه پره از وحشت رفتن
من چرا قطره نباشم
من كه از آبهای دریام
پس چرا بود و نبودم بی اثر باشه تو دنیام
نمی خوام حباب بمونم بی اثر باشم تو دنیا م
دوست دارم بشم یه قطره كوچ كنم برم به دریا
تا بشم بارون ابرا
ببارم روزا و شبها رو لب تشنه و خشك
خشك ترین صحرای دن
ارسال شده: سهشنبه 17 اردیبهشت 1387, 12:41 am
توسط eli
سفر همیشه قصه رفتن و دلتنگیه
به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه
همیشه یه نفر میره و آدمو تنها می زاره
میره و یه دنیا خاطره پشت سرش جا می زاره
همیشه یه دله غریب یه گو شه تنها می مونه
یکی مسافر و یکی این ور دنیا می مونه
بیا و برای کوچه ای که بی تو لبریز غمه
ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه
بیا واسه خونه ای که محتاج عطر تن توست
بیا واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست
ارسال شده: سهشنبه 17 اردیبهشت 1387, 12:57 am
توسط eli
تلخ است این ترانه و تلخ است کام من
بنویس فصلهای جنون را به نام من
بنویس ابر.هر چه که باران برای تو
بنویس باد. هرچه که طوفان به نام من
بنویس تا بخواند و بی تاب تر شود
دنیای با دوام تو و بی دوام من
حق با تو بود.عمر خوشیها دراز نیست
فرصت نشد تمام تو باشد تمام من
فرصت نشد که با تو خداحافظی کنم
فرصت نشد که سهم تو باشد سلام من
حالا کمی شراب بنوش و غزل بخوان
مستی حلال جان تو هستی حرام من
ارسال شده: سهشنبه 17 اردیبهشت 1387, 1:03 am
توسط eli
از خانه بيرون ميزنم امّا کجا امشب
شايد تو ميخواهي مرا در کوچهها امشب
پشت ستون سايهها زير درخت شب
ميجويم امّا نيستي در هيچجا امشب
ميدانم آري نيستي اما نميدانم
بيهوده ميگردم به دنبالت چرا امشب
هر شب تو را بيجستجو مييافتم امّا
نگذاشت بيخوابي به دستانم تو را امشب
ها!... سايهاي ديدم شبيهت نيست امّا حيف
اي کاش ميديدم به چشمانم خطا امشب
هر شب صداي پاي تو ميآمد از هر چيز
حتّي ز برگي هم نميآيد صدا امشب
امشب ز پشت ابرها بيرون نيامد ستاره
بشکن قرق را ستاره من بيرون بيا امشب
گشتم تمام کوچهها را يک نفس هم نيست
شايد که بخشيدند دنيا را به ما امشب
طاقت نميآرم تو که ميداني از ديشب
بايد چه رنجي برده باشم بي تو تا امشب
اي ماجراي شعر و شبهاي جنون من
آخر چگونه سر کنم بي ماجرا امشب؟ !
ارسال شده: سهشنبه 17 اردیبهشت 1387, 9:15 pm
توسط eli
به كه بايد دل بست؟
به كه شايد دل بست؟
سينه ها جاي محبت، همه از كينه پر است .
هيچكس نيست كه فرياد پر از مهر تو را ـ
گرم، پاسخ گويد
نيست يكتن كه در اين راه غم آلوده عمر ـ
قدمي، راه محبت پويد
خط پيشاني هر جمع، خط تنهائيست
همه گلچين گل امروزند ـ
در نگاه من و تو حسرت بيفردائيست .
به كه بايد دل بست ؟
به كه شايد دل بست ؟
نقش هر خنده كه بر روي لبي ميشكفد ـ
نقشه يي شيطانيست
در نگاهي كه تو را وسوسه عشق دهد ـ
حيله پنهانيست .
زير لب زمزمه شادي مردم برخاست ـ
هر كجا مرد توانائي بر خاك نشست
پرچم فتح بر افرازد در خاطر خلق ـ
هر زمان بر رخ تو هاله زند گرد شكست
به كه بايد دل بست؟
به كه شايد دل بست؟
خنده ها ميشكفد بر لبها ـ
تا كه اشكي شكفد بر سر مژگان كسي
همه بر درد كسان مينگرند ـ
ليك دستي نبرند از پي درمان كسي
از وفا نام مبر، آنكه وفاخوست، كجاست ؟
ريشه عشق، فسرد
واژه دوست، گريخت
سخن از دوست مگو، عشق كجا ؟ دوست كجاست ؟
ارسال شده: شنبه 21 اردیبهشت 1387, 8:52 am
توسط Ramin
هم آرزویم آن است ، تو مهربان بمانی
و ترانه محبت تو به گوش من بخوانی
همه شب در انتظارم كه تو مهربان بیایی
به مرام آشنایی چه كنم كه بی وفایی
چه بسا به شوق مهری در خانه ات نشستم
چه گناه کرده بودم که علاقه بر تو ببستم
تو کنار من نماندی و دلی به من نبستی
ز کنار من گذشتی و دل مرا شكستی
همه را چنین که گفتم، تو شنیدی و برفتی
نه ز مهر نی محبت ، تو به گوش من نگفتی
ارسال شده: شنبه 21 اردیبهشت 1387, 10:11 am
توسط Ramin
ای از عشق پاک من همیشه مست ،
من تو را آسان نیاوردم به دست
من تو را آسان نیاوردم به دست
بارها این کودک احساس من ،
زیرِ باران های اشک من نشست
من تو را آسان نیاوردم به دست
در دل آتش نشستن کار آسانی نبود
راه را بر اشک بستن ، کار آسانی نبود
با غروری هم قد و بالای بامِ آسمان ،
بارها در خود شکستن کار آسانی نبود
بارها این دل به جرم عاشقی ،
زیرِ سنگینی بارِ غم شکست
من تو را آسان نیاوردم به دست
در به دست آوردنت بردباری ها شده
بی قراری ها شده ، شب زنده داری هاشده
در به دست آوردنت پایداری ها شده
با ظلم و جور روزگار ، سازگاری ها شده
ای از عشق پاک من همیشه مست ،
من تو را آسان نیاوردم به دست
من تو را آسان نیاوردم به دست
بارها این کودک احساس من ،
زیرِ باران های اشک من نشست
من تو را آسان نیاوردم به دست
ارسال شده: شنبه 21 اردیبهشت 1387, 11:48 am
توسط farshidshd
دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم دلت را میپویند مبادا شعلهای در آن نهان باشد دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم دلت را میپویند مبادا شعلهای در آن نهان باشد روزگار غریبیست نازنین روزگار غریبیست نازنین و عشق را كنار تیرك راهبند تازیانه میزنند عشق را در پستوی خانه نهان باید كرد شوق را در پستوی خانه نهان باید كرد روزگار غریبیست نازنین روزگار غریبیست نازنین و در این بنبست كج و پیچ سرما آتش را به سوختوار سرود و شعر فروزان میدارند به اندیشیدن خطر مكن روزگار غریبیست آن كه بر در میكوبد شباهنگام به كشتن چراغ آمده است نور را در پستوی خانه نهان باید كرد دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم دلت را میپویند مبادا شعلهای بر آن نهان باشد دهانت را میبویند مبادا گفته باشی دوستت دارم دلت را میپویند مبادا شعلهای بر آن نهان باشد روزگار غریبیست نازنین روزگار غریبیست نازنین نور را در پستوی خانه نهان باید كرد عشق را در پستوی خانه نهان باید كرد آنك قصابانند بر گذرگاهها مستقر با كنده و ساتوری خون آلود و تبسم را بر لبها جراحی میكنند و ترانه را بر دهان كباب قناری بر آتش سوسن و یاس شوق را در پستوی خانه نهان باید كرد ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است خدای را در پستوی خانه نهان باید كرد خدای را در پستوی خانه نهان باید كرد
ارسال شده: شنبه 21 اردیبهشت 1387, 8:03 pm
توسط maryam_1364
می ترسم و هر لحظه می پرهیزم از خویش
می خواهم امشب باز هم بگریزم از خویش
یک نخل باران خورده را مانم که دستی
وقتی تکانم می دهد میریزم از خویش
در من به غیر از من کسی باقی نمانده
من نیز مثل آیینه لبریزم از خویش
هر شب درون خود فرو می افتم آرام
خورشید سان فردا به پا می خیزم از خویش
دستی ، طنابی ، حلقه ای ، داری اگر نیست
خود را به دست خویش می آویزم از خویش
ارسال شده: شنبه 21 اردیبهشت 1387, 8:04 pm
توسط maryam_1364
دودست خالي از عشق ديگه هيچ جا جاي من نيست
انگاري هيچ چيزي مرهم واسه زخماي اين تن نيست
من فراموش شدم و تو هنوزم توو نفسامي
رفتي بي من ولي انگار تو باهامي هرجا مي رم تو باهامي
رفتي گفتي خاطراتم جاي من واست مي مونه
كاشكي بودي مي ديدي دلم از دوريت مي خونه
كاشكي تو دوستت نداشتم كه بگم بي تو نمي شه
كاش دلت سنگي نبود و دل من مثل يه شيشه
كاش فقط يه روز ديگه بي تو من دووم بيارم
تا بتونم بازم اعشقم تورو روچشام بزارم