نغمه های غم

عاشقان شعر و ادبیات بیایید اینجا

مدیر انجمن: Moh3n II

قفل شده
آواتار کاربر
farshidshd
مشاور وِیژه
مشاور وِیژه
پست: 2057
تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
محل اقامت: My Heart
تماس:

پست توسط farshidshd » سه‌شنبه 6 فروردین 1387, 12:23 pm

مشکلاتم را " خودم " حل میکنم.

" خودم " به تنهائی !

تصویر

کد: انتخاب همه

دانشجوی ارشد نرم افزار

آواتار کاربر
farshidshd
مشاور وِیژه
مشاور وِیژه
پست: 2057
تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
محل اقامت: My Heart
تماس:

پست توسط farshidshd » سه‌شنبه 6 فروردین 1387, 12:30 pm

زبانم را نمي فهمي نگاهم را نمي بيني


ز اشكم بي خبر ماندي و آهم را نمي بيني


سخن ها خفته در چشمم نگاهم صد زبان دارد


سيه چشما مگر طرز نگاهم را نمي بيني؟


سيه مژگان من روز سياهم را نمي بيني


پريشانم دل مرگ آشيانم را نمي جويي


پشيمانم نگاه عذر خواهم را نمي بيني

نگاهم چيست جز عشقت روي از من چه مي پوشي؟


مگر اين ماه چشم بي گناهم را نمي بيني؟

کد: انتخاب همه

دانشجوی ارشد نرم افزار

آواتار کاربر
farshidshd
مشاور وِیژه
مشاور وِیژه
پست: 2057
تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
محل اقامت: My Heart
تماس:

پست توسط farshidshd » سه‌شنبه 6 فروردین 1387, 12:33 pm

کاش آسمان میدانست!!

درد من چیست

کاش میدانست نیاز من چیست

کاش میدانست به یک قطره باران نیز قانعم...

کاش آسمان میدانست درد منی که همان کویر خشک و بی جانم چیست

دلم مثل کویر از محبت و عشق خشک و بی جان است

عاشقم ولی یک عاشق تنهایک عاشق بی کس!

عاشقی که معشوقش در کنارش نیست....

کاش دریا میدانست کویر چیست!

راز درون دریا رویایی است محال برای همان کویر تنها!

دلم مثل کویر آرزوی دیدن دریا را دارد اما دریایی نیست تنها یک خواب است و بس!

کاش باران میدانست معنی انتظار چیست...

منی که همان کویر تشنه و بی جانم سالهاست که انتظار یک قطره باران را می کشم اما افسوس که این انتظار بیهوده است...

و ای کاش آسمان میدانست درد دل این کویر خسته و تشنه چیست

کد: انتخاب همه

دانشجوی ارشد نرم افزار

آواتار کاربر
farshidshd
مشاور وِیژه
مشاور وِیژه
پست: 2057
تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
محل اقامت: My Heart
تماس:

پست توسط farshidshd » سه‌شنبه 6 فروردین 1387, 12:45 pm

هزار سال به سوی تو آمدم٬
افسوس!هنوز دوری!دور از من ٬
ای امید محال هنوز دوری٬آه٬از همیشه دورتری!همیشه٬
اما٬در من کسی نوید می دهدکه می رسم به تو! شاید هزار سال دیگر
صدای قلب تو را٬ پشت آن حصار بلندهمیشه می شنوم
همیشه سوی تو می آیم همیشه در راهم همیشه می خواهم همشه با توام٬ای جان! همیشه با من باش!همیشه! اما هرگز مباش چشم به راه!همیشه پای بسی آرزو رسیده به سنگ همیشه خون کسی ریخته است به درگاه

کد: انتخاب همه

دانشجوی ارشد نرم افزار

آواتار کاربر
farshidshd
مشاور وِیژه
مشاور وِیژه
پست: 2057
تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
محل اقامت: My Heart
تماس:

دلم برایت تنگ میشود

پست توسط farshidshd » پنج‌شنبه 8 فروردین 1387, 5:11 pm

دلم برايت تنگ مي شود
گرچه اينجا نيستي
هر جا مي روم
يا هر كار مي كنم
صورت تو را در خيال مي بينم
و دلم برايت تنگ مي شود
دلم براي همه چيز گفتن با تو تنگ مي شود
دلم براي همه چيز نشان دادن به تو تنگ مي شود
دلم براي چشم هايمان تنگ مي شود كه
پنهاني به هم دل مي دادند
دلم براي نوازشت تنگ مي شود
دلم براي هيجاني كه با هم داشتيم تنگ مي شود
دلم براي همه چيزهايي كه با هم سهيم بوديم تنگ مي شود
دلتنگي براي تو را دوست ندارم
احساس سرد و تنهايي است
كاش مي توانستم با تو باشم
همين حالا
تا گرماي عشق ما
برف هاي زمستان را آب كند
اما چون نمي توانم
همين حالا با تو باشم
ناچارم به روياي زماني كه
دوباره با هم خواهيم بود
قانع باشم.
هميشه با تو ...

کد: انتخاب همه

دانشجوی ارشد نرم افزار

Ramin

پست توسط Ramin » جمعه 9 فروردین 1387, 4:04 pm

قلب من !

الهی که شفا پیدا کنی تو
واسه دردات دوا پیدا کنی تو

تو این دنیا که بی وفایی رسمه
رفیق با وفا پیدا کنی تو

میخوام به سردی شبهام بخندم
میخوام به پوچی فردام بخندم

تو اوج گریه هام میخوام بخندم

میخوام داد بزنم تنهای تنهام
میخوام وقتی میگم تنهام بخندم

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » جمعه 9 فروردین 1387, 7:09 pm

اي غم ، تو که هستي از کجا مي آيي؟

هر دم به هواي دل ما مي آيي

باز آي و قدم به روي چشمم بگذار

چون اشک به چشمم آشنا مي آيي
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

Ramin

پست توسط Ramin » شنبه 10 فروردین 1387, 7:32 pm

تصویر

Ramin

پست توسط Ramin » شنبه 10 فروردین 1387, 7:34 pm

تصویر

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » شنبه 10 فروردین 1387, 11:22 pm

تو دور مي شوي
و انگار ابرها ستاره ام را مي چينند
و تك شقايقم در مرداب مي ميرد
و حال در بطن اين لحظه هاي سرد
سبد هاي سيب پر از خالي است
ومن اهسته زير سايه ي درخت ها تب مي كنم
و در اغتشاش توهم برگ ها هذيان مي گويم
اه تو هركجا هستي سري به خواب من بزن
وببين كه هنوز بي شقايق بي ستاره در چشم سيب ها رنگ مي بازم
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

Ramin

پست توسط Ramin » یک‌شنبه 11 فروردین 1387, 10:16 am

تصویر

Ramin

پست توسط Ramin » دوشنبه 12 فروردین 1387, 11:42 am

بی تو کدوم ستاره
پا به شبم بذاره
ابر کدوم اسمون
رو تشنگیم بباره
بی تو چی مونده با من
جز یه صدای خسته
جز یه نگاه خاموش
جز یه دل شکسته
جز یه دل شکسته ......

Ramin

پست توسط Ramin » دوشنبه 12 فروردین 1387, 1:05 pm

هر چي مهربونتر باشي بيشتر بهت ظلم ميکنن
هر چي صادق تر باشي بيشتر بهت دروغ ميگن
هر چي دلسوزتر باشي بيشتر سرت کلاه ميذارن
هر چي قلبتو آسونتر در اختيار بذاري راحت تر لهش ميکنن
هر چي آرومتر باشي فکر ميکنن آدم ضعيفي هستي
هر چي بيشتر به فکر ديگران باشي بيشتر حقتو ميخورن
هر چي خودتو خاکي تر نشون بدي واست کمتر ارزش قائلن

چرا آدمها اینجوری شدند ؟ :cry:

آواتار کاربر
farshidshd
مشاور وِیژه
مشاور وِیژه
پست: 2057
تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
محل اقامت: My Heart
تماس:

پست توسط farshidshd » دوشنبه 12 فروردین 1387, 1:23 pm

ramin نوشته شده:هر چي مهربونتر باشي بيشتر بهت ظلم ميکنن
هر چي صادق تر باشي بيشتر بهت دروغ ميگن
هر چي دلسوزتر باشي بيشتر سرت کلاه ميذارن
هر چي قلبتو آسونتر در اختيار بذاري راحت تر لهش ميکنن
هر چي آرومتر باشي فکر ميکنن آدم ضعيفي هستي
هر چي بيشتر به فکر ديگران باشي بيشتر حقتو ميخورن
هر چي خودتو خاکي تر نشون بدي واست کمتر ارزش قائلن

چرا آدمها اینجوری شدند ؟ :cry:

حرف دلمو زدی به خدا
واقعا چرا اینجوری شدن؟؟
کسی نمیتونه هیچوقت نمیتونه جواب بده

کد: انتخاب همه

دانشجوی ارشد نرم افزار

Ramin

پست توسط Ramin » دوشنبه 12 فروردین 1387, 7:46 pm

دلا شب ها نمی نالی به زاری
سر راحت به بالین می گذاری
تو صاحب درد بودی ناله سر کن
خبر از درد بیدردی نداری
بنال ای دل که رنجت شادمانی است
بمیر ای دل که مرگت زندگانی است
میاد آندم که چنگ نغمه سازت
ز دردی بر نیانگیزد نوایی
میاد آندم که عود تار و پودت
نسوزد در هوای آشنایی
دلی خواهم که از او درد خیزد
بسوزد عشق ورزد اشک ریزد
به فریادی سکوت جانگزا را
بهم زن در دل شب های و هو کن
و گر یاری فریادت نمانده است
چو مینا گریه پنهان در گلو کن
صفای خاطر دل ها ز درد است
دل بی درد همچون گور سرد است

قفل شده