شاعرانه ها

عاشقان شعر و ادبیات بیایید اینجا

مدیر انجمن: Moh3n II

قفل شده
آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » سه‌شنبه 27 فروردین 1387, 4:29 pm

دو تا قلب و دوتا لبخند
دو تا عشق و دو تا دلبند
دو تا مهر و دو تا احساس
دو تا باغ و بن گل یاس

دو تا رمز عشق ما بود
اون دو تا كه زیاد بود
اما انگار اون دوتا هم
بند دست خسته ها بود

دو تا رو تنها گذاشتی
كندی هرچی رو كه داشتی
واسه رمز دو تای عشق
حرمتی به جا نذاشتی

چقدر با تو گریه كردم
چقدر گفتم كه خسته ام
چقدر گفتم بهارم
پای عهدمون نشستم

نم نم بارون چشمات
هم میخوندی هم میدیدی
ناله های زخم عشقو
ندونستی نشنیدی

دو تا قلب و دوتا لبخند
دو تا عشق و دو تا دلبند
دو تا مهر و دو تا احساس
دو تا باغ و بن گل یاس

دو تا رمز عشق ما بود
اون دو تایی كه زیاد بود
اما انگار اون دوتا هم
بند دست پست باغ بود

مهربون ، عاشقی تنها
گفتن « دوست دارم » نیست
باغ من خشك شد و پژمرد
خواسته عشق تو كم نیست

دو تا پیش من میمونه
تو برو هرجا تونستی
اما یادت نره عمرم
قدر دوتا ندونستی
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

Ramin

پست توسط Ramin » سه‌شنبه 27 فروردین 1387, 8:00 pm

آه ای دل غمگین، که به این روز فکندت؟
فریاد که از یاد برفت آنهمه پندت
ای مرغک سرگشته، کدامین هوس آموز
بی بال و پرت دید و چنین بست به بندت؟
ای آهوی تنهای گریزان و پریشان
خون می چکد از حلقه پیمان کمندت
ای جام بهم ریخته صد بار نگفتم
با سنگدلان یار مشو؟ می شکنندت
..................................ارزانتر از این درس محبت ندهندت

Ramin

پست توسط Ramin » سه‌شنبه 27 فروردین 1387, 8:00 pm

مي روم شايد فراموشت کنم
با فراموشي هم آغوشت کنم
مي روم از رفتن من شاد باش
از عذاب ديدنم آزاد باش
گرچه تو تنها تر از من مي روي
آرزو دارم ولي عاشق شوي
آرزو دارم بفهمي درد را
تلخي برخوردهاي سرد را ...

Ramin

پست توسط Ramin » سه‌شنبه 27 فروردین 1387, 8:01 pm

با یه بغل گلایه میرم از روزگارت
غصه نخور
به جز من هیجکس دلش از سنگ نیست
تو راست میگفتی انگار
چشام با تو یه رنگ نیست
نمی دونم رفتنو با پای چی بذارم
بهونه ای ندارم که بازم برات بیارم
می خوام برم از پیشت تا عادتت نباشم
نه
نمی خوام با اشکام برای قفس بسازم
ساده بگم هنوزم چشما به یادت خیسه
دستام پی بهونه برات شعر می نویسه
هنوز یه حس کهنه از تو برام میخونه
نم نم بارون دل و پیش تو می کشونه
حیف که دیگه فرصتی برای دل نمونده
فاصله امگار دیگه قصه مونو سوزونده

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » سه‌شنبه 27 فروردین 1387, 8:14 pm

10 ثانیه تا انتها، پایونی بی سر و صدا
بی خبر از هر شب و روز، من و یه شمع نیمه سوز،
یکی گذشت از ثانیه 9 تای دیگه باقیه،
ای کاش تو لحظه ای که رفت میدیدمش یه بار دیگه،
اون دور بود و تو حسرت ثانیه ها که می گذشت،
ای کاش تو این 1 ثانیه بی بودنش نمیگذشت،
ساعت میگه 2 ثانیه، 8 تای دیگه باقیه
یه عمر نشستم منتظر کی میگه اینا بازیه،
فقیر بودن جرم منه، عاشق بودن تنها گناه،
یه عمری چشم به در بودم این آخرا هم چشم به راه،
ساعت بازم بهم میگه 3 ثانیه رفته دیگه
خبر داری چه زود گذشت مونده فقط 7 ثانیه،
هی با خودم گفتم میاد امیدتو ندی به باد
داد میزدم پس کی میاد کسی جوابم و نداد،
من موندم و 2 ثانیه ازم فقط این باقیه
ثانیه پشت سر هم رفتن تا 6 و 7 و 8
لحظه تو گوشام داد میزد 8 ثانیه ازت گذشت
من موندم و 2 ثانیه ازم فقط این باقیه
هنوز نشستم منتظر چشم امیدم ساقیه
آی ای خنک باد سحر واسش ببر تو این خبر
بگو که من تا آخرین خیره بودن چشام به در
، ثانیه 9 هم که رفت مونده فقط 1 ثانیه
سرت سلامت نازنین از من یه لحظه باقیه،
قسمت نشد ببینمت شاید که لایق نبودم
منتظرت موندم یه وقت نگی که عاشق نبودم،
ثانیه 10 گل یاس راحت شدم دیگه خلاص،
آزاد شدم بیام پیشت بی واهمه چه بی هراس،
قشنگترین ثانیه هام این 10 تا بود که زود گذشت،
رویای شیرین بود و ناب چون با خیال تو گذشت
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » سه‌شنبه 27 فروردین 1387, 8:19 pm

دست منو بگیر که داره اینجا
فرو میره تنم میون مرداب
ببین که تو چشای بی قرارم
نگاه خواهشه بسوی مهتاب

دست منو بگیر داره اینجا
پرنده بودنو ازم می گیره
تو آسمونی میدونی پرنده
بدون پر زدن چقدر حقیره

من و پریدن و رهایی تن
یه قصه نیست اگرچه آسمونی
اسارتو میون دست مرداب
غریبیه پرندرو می دونی

برای باور شب شکستم
دلم رضا نمی ده پر امیده
به گوش هر ستاره ی نگاهت
صدای جون سپردنم رسیده


بیا به یمن دلسپاری من
حقارتو بریز تو چشم مرداب
نشون بده که می تونه پرنده
بگیره پر به سوی برج مهتاب
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » سه‌شنبه 27 فروردین 1387, 8:26 pm

خلوت بی تو ، معنا نداره
اینجا بدونت نازنینم ، صفا نداره
صبور و پاكی ، قرمز قرمز
آبی دریا پیش تو جلا نداره

طلای ناب روزگار
تا تو میای میاد بهار
كویر سوخته‌ام بی تو عشق
ابری شو رو تنم ببار

بی تو نوایی ندارم
سوز صدایی ندارم
بیا تا تو لحظه بغض
سر روی شونه‌ات بذارم

من كه كسی رو ندارم
جز تو كه یاورم باشه
تو این هیاهوی زمون
امید آخرم باشه

همه تنم شوق تو و
شور نگاهتو داره
نپرس چرا خیسه چشام
دست خودم نیست ، می‌باره
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » سه‌شنبه 27 فروردین 1387, 8:37 pm

زورکی نخند عزیزم ، میدونم اومدی بازی
نمیخوام این آخرین ، بازی زندگیم ببازیم

خودتو راحت کنو ، فکر کن که جبران گذشته اس
از منم میگزره اما به دلت چاره نسازی

اومدی بشکنی بشکن ، از من ساده چی مونده
قبل تو هر کی بوده ، تموم تار و پود سوزونده

تو هم از یکی دیگه سوختی میخوای تلافی باشه
بیا این تو و دلو & باقی احساسی که مونده

دل ما اونقده پاره س ، موندنش مرگ دوباره س
آسمون سینه ما ، خیلی وقته بی ستاره س


همینی که باقی مونده ، واسه دلخوشی تو بشکن
تیکه تیکه هامو بردن ، آخرینشم تـــو بکن

نمیخوام بگزره عمری ، خسته شی واسه فریبم
یقتو نمیگیره هیچکس ، آخه من اینجا غریبم

بزنو برو عزیـزم ، مثل هر کس که زد و بـرد
طفلی این دل که همیــشه ، به گناه دیگرون مــــــــرد

نفرتت به از غریبه ، سر یک غریب خراب کن
خنده کوتاهم اما ، بیا گریه کن عذاب کن

مهمم نیست که چه جرمی، یا گناهی این سزاشه
باقی دلم یه مشت خاک، همینم میخوام نباشه


عقده های یک شکستو ، خالی کن سر دل من
دیگه متروک مونده واست ، خاک پیر ساحل من

از نگاهات خوب می فهمم ، که تو فکرت یک فریبه
بازی بسه پاشو بشکن ، من غریبو تو غریبــــه
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » سه‌شنبه 27 فروردین 1387, 8:40 pm

جون می کنیم تو زندگی

حس می کنیم که زنده ایم

جوونی ها رو باختیم و

فکر می کنیم برنده ایم

نشون م دیم که کوهیم و

هیچ کی حریفمون نشد

کوه شدن اختیاری نیست

زندگی مهربون نشد

تا یک شکسته می بینیم

واسش چه اشکها روونه

خودمونم خوب می دونیم

که از دل تنگمونه

دل می شکنیم می سوزونیم

اصلاً مهم نیست واسمون

اما تا مارو می شکنن

می نالیم از دست زمون

ظاهر کارم که شده

قه قهمون به آسمون

کلی برو بیا داریم

اما چه قدر به هم زبون

گوول می زنیم خودمونو

به آب و رنگ زندگی

عاشقی رو می خوایم ولی

برای رفع خستگی

به سادگی دل می دیم و

به سادگی دل می کنیم

واسه یه لحظه دلخوشی

به هر دری در می زنیم

روز و شبامون می گذرن

بی خبر از دل پیر شده

یادش بخیر جوونیمون

وقتی می گیم که دیر شده

با همه این برد و باخت

باید که از نو زد و ساخت

باید با رویا آشتی کرد

باید که عشق رو خوب شناخت

جمله دوستت دارمو

باید به جاش گفت و شنید

دارو باشیم نه داروغه

باید به آیینه رسید
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » سه‌شنبه 27 فروردین 1387, 8:48 pm

تو همه چاره ی من همه بیچاره ی تو

تو همه پاره ی تن تن همه آواره ی تو

تو خودت شوق منی شوق منم دیدن تو

شاهد اشک منی مست خندیدن تو

بدیهات به جون من شادیها پیشکش دلت

همیشه شعر و صدام کم میاره تو گفتنت

تو نه ارزون نه کمی به قیمتت جون بزارم

کاش میشد خنده هاتو گوشه ی گلدون بزارم

یک کلام ختم کلام بدجوری داغونم عزیز

یا دو دستامو بگیر یا برگ عمرم رو بریز
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

Ramin

پست توسط Ramin » چهارشنبه 28 فروردین 1387, 2:06 pm

با چشمای بی تفاوت روبروی من میشینی
میگی هر چی بود تموم شد نمیخوای منو ببینی

روزای خوبمون انگار همه از یاد تو رفته
روبروت گریه نکردن نمیدونی که چه سخته

خداحافظ شعر شب هاي روشن
خداحافظ اي قصه ي عاشقانه

خداحافظ اي آبي روشن عشق
خداحافظ اي عطر شعر شبانم

خداحافظ اي هم نشينه هميشه
خداحافظ اي داغ بر دل نشته

تو تنها نميماني اي مانده بي من
ترا ميسپارم به دلهاي خسته

ترا ميسپارم به ميناي مهتاب
ترا ميسپارم به دامان دريا

اگر شب نشينم اگر شب شکسته
ترا ميسپارم به تک ستاره ي اين دل خسته

به شب ميسپارم ترا تا نسوزد
به دل ميسپارم ترا تا نميرد

اگر چشمه ي واژه از غم نخشکد
اگر روزگار اين صدا را نگيرد

خداحافظ اي غبار دل من
خداحافظ اي سايه سار هميشه

اگر سبز رفتي اگر زرد ماندم
خداحافظ اي نوبهار هميشه

بي تو نه ستاره و نه قصه و شعر و صدا
بی تو نه آسمون و ماه ، نه لحظه و رویا

توي آسموني که رنگه شبه ستاره ميميره
دل عاشق من از دوري ميترسه ، بهونه ميگيره

برو سفر سلامت همسفر قدیمی
ای بی وفا تو با من ، با دیگران صمیمی

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 28 فروردین 1387, 2:37 pm

کجای این جنگل شب . پنهون میشی خورشیدکم

پشت کدوم سد سکوت . پر میکشی چکاوکم



چرا به من شک میکنی . من که منم برای تو

لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو



دست کدوم غزل بدم . نبض دل عاشقمو

پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو



گریه نمیکنم نرو ، اه نمیکشم بشین

حرف نمیرنم بمون ، بغض نمیکنم ببین



سفر نکن خورشیدکم . ترک نکن منو نرو

نبود نت مرگ منه . راهیه این سفر نشو
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 28 فروردین 1387, 2:40 pm

گفتی از عشق شبی پر تب وتابم کردی


من خاموش شکستم تو شهابم کردی


چه شد آخر دل دریایی من راست بگو


این چه رازی است که محتاج سرابم کردی


هر زمان از دل سنگت که شکایت کردم


با سکوتی پر از اعجاز جوابم کردی


آمدم با دل مجروح بپرسم آخر


به چه جرمی است که پابندعذابم کردی


توگذشتی و ترک خورد غرورم رفتی


ازدر خانه ی احساس جوابم کردی
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 28 فروردین 1387, 2:44 pm

سالها میگذرد از شب تلخ وداع

از همان شب كه تو رفتی و به چشمان پر از حسرت من خندیدی

تو نمیدانستی

تو نمی فهمیدی

كه چه رنجی دارد با دل سوخته ای سر كردن

رفتی و از دل من روشنایی ها رفت

لیك بعد از ان شب

هر شبم را شمعی روشنی می بخشید

بر غمم می افزود

جای خالی تو را میدیدم

می كشیدم آهی از سر حسرت و می خندیدم

به وفای دل تو

و به خوش باوری این دل بیچاره خود

ناگهان یاد تو می افتادم

باز می لرزیدم

گریه سر می دادم

خواب می دیدم من كه تو بر میگردی

تا سر انجام شبی سرد و بلند

اشك چشمان سیاهم خشكید

آتش عشق تو خا كستر شد

یاد تو در دل من پرپر شد

اندكی بعد گذشت

اینك این من...تنها...دستهایم سرد است

قدرتم نیست دگر...تا كه شعری گویم

گر چه تنها هستم

نه به دنبال توام

نه تو را می جویم

حال می فهمم من...چه عبث بود آن خواب

كاش می دانستم عشق تو می گذرد

تو چه آسان گفتی دوستت دارم را

و چه آسان رفتی...

كاش می فهمیدی وسعت حرفت را

آه...افسوس چه سود

قصه ای بود و نبود
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » چهارشنبه 28 فروردین 1387, 3:15 pm

وقتی بارونیه چشمام تو کجایی؟

تک و تنها مونده دستام تو کجایی؟

وقتی پـرپـر می زنه این دل زارم

ساکت و خاموشه لبهام تو کجایی؟

وقتی بی تو نازنین بی همنشین و

گوشه گیری تک وتنهام تو کجایی؟

وقتی بغض تو گلوم و گونه هام خیسه

یه نوازشگرو می خوام تــو کجایی؟

چشمای تو یه فانوس همیشه روشن

وقتی سوت و کوره شبهام تو کجایی؟

وقتی من با هر نفس لحظه به لحظه

تو رو عاشقونه می خوام تو کجایی؟
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

قفل شده