مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

اشعار و زندگی نامه شعرای ایران زمین

مدیر انجمن: eli

ارسال پست
آواتار کاربر
پیر کاردانی
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 856
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 14 آبان 1387, 12:18 pm
محل اقامت: قطعه ای از بهشت

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط پیر کاردانی » جمعه 15 خرداد 1388, 11:53 am

eli نوشته شده:دانی از زندگی چه می خواهم

من تو باشم...تو...پای تا سرتو

زندگی گر هزار باره بود

باردیگر تو...بار دیگرتو

وای ما را چه شود در دنیا
پی نان ایم در این وا نفسا
پی آنیم که تا جیب همه
خالی و جیب منی پر سودا

یا علی
تلاش نکن تا شکست نخوری

تا تلاشی دیگر
یا علی

آیلار1409
پست: 8
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 24 اردیبهشت 1388, 1:12 am

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط آیلار1409 » جمعه 15 خرداد 1388, 12:13 pm

پیر کاردانی نوشته شده:
eli نوشته شده:دانی از زندگی چه می خواهم

من تو باشم...تو...پای تا سرتو

زندگی گر هزار باره بود

باردیگر تو...بار دیگرتو

وای ما را چه شود در دنیا
پی نان ایم در این وا نفسا
پی آنیم که تا جیب همه
خالی و جیب منی پر سودا

یا علی

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفاحالا که من افتاده ام ازپاچرا

نوشدارویی وبعداز مرگ سهراب امدی
بی وفا این زودتر میخواستی حالا چرا

نازنینا ما به نازتو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن باما چرا

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر راه قیامت می روی تنها چرا

شهریار
دنیاهمه هیچ وکار دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

آواتار کاربر
farshidshd
مشاور وِیژه
مشاور وِیژه
پست: 2057
تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
محل اقامت: My Heart
تماس:

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط farshidshd » جمعه 15 خرداد 1388, 10:00 pm

از من آزرده مشو
ميروم از خانه ي تو
قبل رفتن تو بدان عاشق و بي تقصيرم
تو اگر خسته اي از دست دلم حرفي نيست
امر كن تا كه بميرم به خدا مي ميرم.

کد: انتخاب همه

دانشجوی ارشد نرم افزار

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط eli » پنج‌شنبه 11 تیر 1388, 2:36 am

مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور
یا خزانی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه ای ز امروزها، دیروزها!!!!!!!
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
پیر کاردانی
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 856
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 14 آبان 1387, 12:18 pm
محل اقامت: قطعه ای از بهشت

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط پیر کاردانی » پنج‌شنبه 11 تیر 1388, 12:02 pm

eli نوشته شده:مرگ من روزی فرا خواهد رسید
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور
یا خزانی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه ای ز امروزها، دیروزها!!!!!!!

ای خسته از گذشته خود تنها چه میکنی؟
خنجر گرفته به کف ، با خود چه میکنی؟
ایام رفته اند و من و تو ؛ مانده ایم به جا
با روزگار رفته در این غم چه میکنی؟
آن روزگار که شکستند نازنین دلت
دیگر گذشت ، با دل پر خون چه میکنی؟
بسیار گر تکه شود باز هم دل است
اینک بیا که ببینم با ما چه میکنی؟
شاید که قلبک تو جفت دل شود
این بار نیز تکه من، با ما چه میکنی؟

یا علی
تلاش نکن تا شکست نخوری

تا تلاشی دیگر
یا علی

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط eli » یک‌شنبه 14 تیر 1388, 9:46 am

یک روز می رسد که تو خاکسترم کنی
خاکسترم کنی و سپس باورم کنی
دل از بـــــهار سبـــــز نگاهت نمی کنم
حتــــی هزار بار اگر پرپرم کنی
منظومه نیـــایش یک ابـــر تیـــــــره ام
یک روز اگر نگاه به چشم ترم کنی
هرگز خیال از تو گســــــستن نمی کنم
حتی از اینکه هست، پریشان ترم کنی
من دوزخ نـــــگاه تورا خواب دیـــده‌ام
یک روز می رسد که تو خاکسترم کنی
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
پیر کاردانی
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 856
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 14 آبان 1387, 12:18 pm
محل اقامت: قطعه ای از بهشت

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط پیر کاردانی » شنبه 3 مرداد 1388, 1:39 pm

eli نوشته شده:یک روز می رسد که تو خاکسترم کنی
خاکسترم کنی و سپس باورم کنی
دل از بـــــهار سبـــــز نگاهت نمی کنم
حتــــی هزار بار اگر پرپرم کنی
منظومه نیـــایش یک ابـــر تیـــــــره ام
یک روز اگر نگاه به چشم ترم کنی
هرگز خیال از تو گســــــستن نمی کنم
حتی از اینکه هست، پریشان ترم کنی
من دوزخ نـــــگاه تورا خواب دیـــده‌ام
یک روز می رسد که تو خاکسترم کنی

امروز هم گذشت و بهارم نکرده ای
با روی خوش به نگاهم نگاهی نکرد ه ای
بلبل نوای عشق مرا می دهد به گوش
یه لحظه هم گوش به صدایم نکرده ای
باشد هنوز منتظرم در وفای عشق
یه لحظه هم تو وفایم نکرده ای
من آمدم برون ز خود و ما شدم ولی
تو هرگزی من خود را رها نکرده ای
این نیز بگذرد که در این روزگار عمر
یه لحظه شاد دل ما را نکرده ای
این گفتم و آن گفتم و آنان شنیده اند
اما تو لحظه ای گوش به صدایم نکرده ای.

یا علی
تلاش نکن تا شکست نخوری

تا تلاشی دیگر
یا علی

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط eli » شنبه 3 مرداد 1388, 6:49 pm

يادم آمد كه امشب بايد بروم
به دياري ديگر
به حياطي ديگر
تا دل از اين خاطراتم بركنم
تا نفس تازه كنم
و ببويم خاطرات با تو بودن را
شايد در دياري ديگر يا حياطي ديگر من تو را يافت كنم
در پي ات همه جا را گشتم
شايد بتوانم تا تو را بار دگر من ملاقات كنم
چهره ات رنگ بهار است نفست باد صبا
من كجا باز توانم كه تو را يافت كنم
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
پیر کاردانی
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 856
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 14 آبان 1387, 12:18 pm
محل اقامت: قطعه ای از بهشت

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط پیر کاردانی » شنبه 3 مرداد 1388, 9:42 pm

eli نوشته شده:يادم آمد كه امشب بايد بروم
به دياري ديگر
به حياطي ديگر
تا دل از اين خاطراتم بركنم
تا نفس تازه كنم
و ببويم خاطرات با تو بودن را
شايد در دياري ديگر يا حياطي ديگر من تو را يافت كنم
در پي ات همه جا را گشتم
شايد بتوانم تا تو را بار دگر من ملاقات كنم
چهره ات رنگ بهار است نفست باد صبا
من كجا باز توانم كه تو را يافت كنم

ما همیشگی هستیم
رفتن ما نشان ما نبرد
اگر چه اینک زمان نو شدن است
دست مرگ آبروی ما نبرد
بر دلت ای همیشگی ام
ای دوست
یاد ما را زمان ما نبرد
با منی هر کجای زندگیم
نبض جان در هوای بندگیم
تا ابد تا دقیقه بودن
مکر شیطان وفای ما نبرد.

یا علی
تلاش نکن تا شکست نخوری

تا تلاشی دیگر
یا علی

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط eli » یک‌شنبه 4 مرداد 1388, 9:07 am

دلم براي شكستن هنوز كوچك بود
و منتهاي غمش خواب يك عروسك بود
درون كوچه ترديد باز گم شده بود
گناه از من بود دل كه كودك بود
دوباره پيدا شد و دستهايش پر بود
ز سيبهاي محبت كه صاف و بي لك بود
و يك سبد گل لبخند و يك بغل آواز
و نقش چشم تو بر برگ دفترش حك بود
تو رفتي و دل من از هجوم درد شكست
و دل براي شكستن چه قدر كوچك بود
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
پیر کاردانی
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 856
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 14 آبان 1387, 12:18 pm
محل اقامت: قطعه ای از بهشت

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط پیر کاردانی » یک‌شنبه 4 مرداد 1388, 10:51 am

eli نوشته شده:دلم براي شكستن هنوز كوچك بود
و منتهاي غمش خواب يك عروسك بود
درون كوچه ترديد باز گم شده بود
گناه از من بود دل كه كودك بود
دوباره پيدا شد و دستهايش پر بود
ز سيبهاي محبت كه صاف و بي لك بود
و يك سبد گل لبخند و يك بغل آواز
و نقش چشم تو بر برگ دفترش حك بود
تو رفتي و دل من از هجوم درد شكست
و دل براي شكستن چه قدر كوچك بود

دوباره آمده ام تا که یار را بینم
ز روی مه بوسه ای را ز عشق برچینم
من هر چه سعی توان نمی توانم باز
ز روی سرخ حضورت نقاب برچینم
تو ای نگار وجودم دلبر هوایی من
بگو چگونه ره جان را بی تو بگزینم
تو ره نما تا که باز در ره عشق
ز هر چه بدی است دست عشق بر چینم

یا علی
تلاش نکن تا شکست نخوری

تا تلاشی دیگر
یا علی

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط eli » دوشنبه 5 مرداد 1388, 1:55 pm

من دلـم مي خواهد
خانه اي داشته باشم بر دوست
كنج هر ديوارش
دوست هايـم بنشينند آرام
گل بگو
گل بشنو
هر كسي مي خواهد- وارد خانهً پر عشق و صفايـم گردد
يك سبد بوي گل سرخ به من هديه كند
شرط وارد گشتن - شستشوي دلهاست
شرط آن داشتن - يك دل بيرنگ و رياست
بر درش برگ گلي مي كوبـم
روي آن با قلم سبز بهار
مي نويسم : اي يار
خانهً ما اينجاست
تا كه سهراب نپرسد ديگر
خانهً دوست كجاست ؟؟؟
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
پیر کاردانی
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 856
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 14 آبان 1387, 12:18 pm
محل اقامت: قطعه ای از بهشت

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط پیر کاردانی » دوشنبه 5 مرداد 1388, 8:17 pm

eli نوشته شده:من دلـم مي خواهد
خانه اي داشته باشم بر دوست
كنج هر ديوارش
دوست هايـم بنشينند آرام
گل بگو
گل بشنو
هر كسي مي خواهد- وارد خانهً پر عشق و صفايـم گردد
يك سبد بوي گل سرخ به من هديه كند
شرط وارد گشتن - شستشوي دلهاست
شرط آن داشتن - يك دل بيرنگ و رياست
بر درش برگ گلي مي كوبـم
روي آن با قلم سبز بهار
مي نويسم : اي يار
خانهً ما اينجاست
تا كه سهراب نپرسد ديگر
خانهً دوست كجاست ؟؟؟
تا هستی من هست تو را یار نخواهم
تا من طلب از می نکنم جام نخواهم
بگذار نگاهی به گذشته بکنیم از سر عادت
تا ترک ملامت نکنیم حال نخواهم
امروز همین لحظه اکنون دل من سخت برآشفت
تا کبر وجودم نکنم دوست نخواهم
ای هم چو منان من به در آرید به پیشش
تا من نرسم از خود به هم او ، یار نخواهم
تنها در میخانه اویست که بیت همه دل هاست
بی خاطر او باده بی باده نخواهم
سهراب هم او را طلبید و دل خود داد
ور نه من این دل بی دوست نخواهم

یا علی
تلاش نکن تا شکست نخوری

تا تلاشی دیگر
یا علی

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط eli » سه‌شنبه 6 مرداد 1388, 1:29 pm

مي رفت و كوله باري بر شانه سفر داشت
شوق رهايي از من، در زير بال و پر داشت

با آفتاب جاده، شانه به شانه مي رفت
با آنكه از هواي ابري دل خبر داشت

وقتي به باغ چشمم باران جوانه مي زد
چتر رها شدن را چون كاكلي به سر داشت

فانوس روشن دل در شام تيره مي سوخت
مي رفت و با خيالي كز صبح تازه تر داشت

با يك سبد شقايق كز باغ ديده مي برد
در طول راه شبها فانوس شعله ور داشت

وقتي كه سينه مي سوخت از التهاب گريه
بر باور لب خويش لبخند مستمر داشت

بي تابي دلم را با خود به گريه بردم
با خويشتن صبوري همراه در سفر داشت
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
پیر کاردانی
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 856
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 14 آبان 1387, 12:18 pm
محل اقامت: قطعه ای از بهشت

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا

پست توسط پیر کاردانی » چهارشنبه 7 مرداد 1388, 2:52 pm

eli نوشته شده:مي رفت و كوله باري بر شانه سفر داشت
شوق رهايي از من، در زير بال و پر داشت

با آفتاب جاده، شانه به شانه مي رفت
با آنكه از هواي ابري دل خبر داشت

وقتي به باغ چشمم باران جوانه مي زد
چتر رها شدن را چون كاكلي به سر داشت

فانوس روشن دل در شام تيره مي سوخت
مي رفت و با خيالي كز صبح تازه تر داشت

با يك سبد شقايق كز باغ ديده مي برد
در طول راه شبها فانوس شعله ور داشت

وقتي كه سينه مي سوخت از التهاب گريه
بر باور لب خويش لبخند مستمر داشت

بي تابي دلم را با خود به گريه بردم
با خويشتن صبوري همراه در سفر داشت
تند به تند و رو به رو ، شانه به شانه می رویم
در ره عشق سوی لامکان شاد و روانه می رویم
دست تو را گرفته ام زلف همی به باد ده
خانه به خانه می رویم
خلوتیان آسمان خیره به روی ماه تو
ماه منی و دل به کف سوی کرانه می رویم
شور دلم رها شود نغمه دوست سر دهد
شور و ترانه ام تویی سوی ترانه می رویم
تلاش نکن تا شکست نخوری

تا تلاشی دیگر
یا علی

ارسال پست