پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز
مدیران انجمن: Parsian، rosa_127، Moh3n II، مدیران
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟
جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت . نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم .
تو تنها نيستي .
توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري،
قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه،
و مرگ که بدوني برميگردي پيشم ...
جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت . نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم .
تو تنها نيستي .
توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري،
قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه،
و مرگ که بدوني برميگردي پيشم ...
پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردني ست..
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
miss.B نوشته شده: آرامش چیست ؟
نگاه به گذشته و شکر خدا
نگاه به اینده و اعتماد به خدا
نگاه به اطراف و جستجوی خدا
نگاه به درون و دیدن خدا
لحظه هایتان سر شار از بوی خدا . . .
دل آرام گیرد به یاد خــــدا...
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
Samira Ak نوشته شده:ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟
جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت . نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم .
تو تنها نيستي .
توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري،
قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه،
و مرگ که بدوني برميگردي پيشم ...
دل آرام گیرد به یاد خــــدا...
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
گاهی دلم میسوزد
که چقدر میتوانیم مهربان باشیم و نیستیم!
چقدر میتوانیم باگذشت باشیم و نیستیم!
گاهی دلم میسوزد
که چقدر میتوانیم کنار هم باشیم و از هم فاصله میگیریم!
چقدر میتوانیم کنار هم بخندیم اما اشک یکدیگر را در میآوریم!
گاهی دلم میسوزد
که چقدر میتوانیم حرفهای قشنگ بزنیم و نمیزنیم!
چقدر میتوانیم دل بهدست آوریم اما دل میسوزانیم!
گاهی دلم میسوزد
که چقدر میتوانیم شاد باشیم اما غمگینیم!
چقدر میتوانیم امیدوار باشیم اما نومیدیم!
گاهی دلم برای عشق میسوزد که منتظر میماند!
تا عاشقانه بیاییم بدون توقع و انتظار،
اما ما باز هم…
آری گاهی دلم میسوزد…
دل آرام گیرد به یاد خــــدا...
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
خیلی قشنگ بودSamira Ak نوشته شده:ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟
جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت . نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم .
تو تنها نيستي .
توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري،
قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه،
و مرگ که بدوني برميگردي پيشم ...
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________
____________________________________________
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
Azita.f نوشته شده:
گاهی دلم میسوزد
که چقدر میتوانیم مهربان باشیم و نیستیم!
چقدر میتوانیم باگذشت باشیم و نیستیم!
گاهی دلم میسوزد
که چقدر میتوانیم کنار هم باشیم و از هم فاصله میگیریم!
چقدر میتوانیم کنار هم بخندیم اما اشک یکدیگر را در میآوریم!
گاهی دلم میسوزد
که چقدر میتوانیم حرفهای قشنگ بزنیم و نمیزنیم!
چقدر میتوانیم دل بهدست آوریم اما دل میسوزانیم!
گاهی دلم میسوزد
که چقدر میتوانیم شاد باشیم اما غمگینیم!
چقدر میتوانیم امیدوار باشیم اما نومیدیم!
گاهی دلم برای عشق میسوزد که منتظر میماند!
تا عاشقانه بیاییم بدون توقع و انتظار،
اما ما باز هم…
آری گاهی دلم میسوزد…
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________
____________________________________________
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
Samira Ak نوشته شده:ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ات مي کرد بهت چي گفت ؟
جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت . نکنه غصه بخوري من همه جا باهاتم .
تو تنها نيستي .
توکوله بارت عشق ميزارم که بگذري،
قلب ميزارم که جا بدي، اشک ميدم که همراهيت کنه،
و مرگ که بدوني برميگردي پيشم ...
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:
می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید، اما من به این کوچکی وبدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: در میان تعداد بسیاری از فرشتگان،من یکی را برای تو در نظر گرفته ام، او از تو نگهداری خواهد کرد
اما کودک هنوزاطمینان نداشت که می خواهد برود یا نه،گفت : اما اینجا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند.
خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود
کودک ادامه داد: من چگونه می توانم بفهمم مردم چه میگویند وقتی زبان آنها را نمی دانم؟...
خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشتهّ تو، زیباترین و شیرینترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.
کودک با ناراحتی گفت: وقتی می خواهم با شما صحبت کنم ،چه کنم؟
اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دست هایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی.
کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند،چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟
فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد ،حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .
کودک با نگرانی ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود.
خداوند لبخند زد و گفت: فرشته ات همیشه دربارهّ من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد.
کودک فهمید که به زودی باید سفرش را آغاز کند.
او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:
خدایا !اگر من باید همین حالا بروم پس لطفآ نام فرشته ام را به من بگویید..
خداوند شانهّ او را نوازش کرد و پاسخ داد:
نام فرشته ات اهمیتی ندارد، می توانی او را ...
*** مـادر***
صدا کنی
خدایا آسمان متری چند؟! دیگر زمین بوی زندگی نمیدهد.....
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
خدایـــــــــــــــــا فاصلـــت تــــــــا من، خودت گفتـــی که کوتاهه
از اینجا که من ایستــــادم چقـــــــــــــــد تا آسمــــــــــــون راهه؟!!!!!!!!!!
از اینجا که من ایستــــادم چقـــــــــــــــد تا آسمــــــــــــون راهه؟!!!!!!!!!!
دل آرام گیرد به یاد خــــدا...
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
دو دریچه دو نگاه دو پنجره
دو رفیق دو همنشین دو حنجره
دو مسافر دو مسیر زندگی دو عزیز دو همدم همیشگی
با هم از غروب و سایه رد شدیم قصه ی عاشقی رو بلد شدیم
فکر می کردیم آخر قصه اینه جز خدا هیشکی ما رو نمی بینه
دو غریبه دو تا قلب در به در دو تا دلواپس این چشمای تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین دوتا دور افتاده ی تنها نشین
عاقبت جدا شدن دستای ما گم شدیم تو غربت غریبه ها
آخر اون همه لبخند و سرود چشمای پر حسادته زمونه بود
دو غریبه دو تا قلب در به در دو تا دلواپس این چشمای تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین دوتا دور افتاده ی تنها نشین
دو رفیق دو همنشین دو حنجره
دو مسافر دو مسیر زندگی دو عزیز دو همدم همیشگی
با هم از غروب و سایه رد شدیم قصه ی عاشقی رو بلد شدیم
فکر می کردیم آخر قصه اینه جز خدا هیشکی ما رو نمی بینه
دو غریبه دو تا قلب در به در دو تا دلواپس این چشمای تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین دوتا دور افتاده ی تنها نشین
عاقبت جدا شدن دستای ما گم شدیم تو غربت غریبه ها
آخر اون همه لبخند و سرود چشمای پر حسادته زمونه بود
دو غریبه دو تا قلب در به در دو تا دلواپس این چشمای تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین دوتا دور افتاده ی تنها نشین
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________
____________________________________________
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
دو روز قبل امتحان :
.امروز رو استراحت مى کنم.از فردا بکوب شروع مى کنم به خر زدن !
.
.
يک روز قبل امتحان :
... .
ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ،
ﮐﻮﻭﻭ. . .ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ
..چيزى نيس درسش آسوونه
.
.
شب امتحان :
.
واااى چقدر زيااااااده ..نميرسم همش رو بخوووونم ... بايد صبح پاشم بخووونم
.
.
صبح امتحان:
.
واااااااااى..چراااا من بيدااااااار نشدم..هيچى نخووووندم..هيچى بارم نيس ....خدايا خودت بخيريش کن اين يکى رو قول ميدم وااااسه بعدى خفن بخوووونم
.
.
بعد امتحان :
.
اين يکى رو هم که ترررررر زديم...حالا بريم امروز رو استراحت بکنيم يه ذره روووحيه ام عوض شه
.امروز رو استراحت مى کنم.از فردا بکوب شروع مى کنم به خر زدن !
.
.
يک روز قبل امتحان :
... .
ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ،
ﮐﻮﻭﻭ. . .ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ
..چيزى نيس درسش آسوونه
.
.
شب امتحان :
.
واااى چقدر زيااااااده ..نميرسم همش رو بخوووونم ... بايد صبح پاشم بخووونم
.
.
صبح امتحان:
.
واااااااااى..چراااا من بيدااااااار نشدم..هيچى نخووووندم..هيچى بارم نيس ....خدايا خودت بخيريش کن اين يکى رو قول ميدم وااااسه بعدى خفن بخوووونم
.
.
بعد امتحان :
.
اين يکى رو هم که ترررررر زديم...حالا بريم امروز رو استراحت بکنيم يه ذره روووحيه ام عوض شه
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________
____________________________________________
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
m2ka نوشته شده:دو روز قبل امتحان :
.امروز رو استراحت مى کنم.از فردا بکوب شروع مى کنم به خر زدن !
.
.
يک روز قبل امتحان :
... .
ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ،
ﮐﻮﻭﻭ. . .ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ
..چيزى نيس درسش آسوونه
.
.
شب امتحان :
.
واااى چقدر زيااااااده ..نميرسم همش رو بخوووونم ... بايد صبح پاشم بخووونم
.
.
صبح امتحان:
.
واااااااااى..چراااا من بيدااااااار نشدم..هيچى نخووووندم..هيچى بارم نيس ....خدايا خودت بخيريش کن اين يکى رو قول ميدم وااااسه بعدى خفن بخوووونم
.
.
بعد امتحان :
.
اين يکى رو هم که ترررررر زديم...حالا بريم امروز رو استراحت بکنيم يه ذره روووحيه ام عوض شه![]()
![]()
نمیری تورو پسرخاله حالام که شدی کلاه قرمزی
دل آرام گیرد به یاد خــــدا...
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
مگه دروغ میگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اینطوریه دیگه ...Azita.f نوشته شده:m2ka نوشته شده:دو روز قبل امتحان :
.امروز رو استراحت مى کنم.از فردا بکوب شروع مى کنم به خر زدن !
.
.
يک روز قبل امتحان :
... .
ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺩﺍﺭﻳﻢ،
ﮐﻮﻭﻭ. . .ﺗﺎ ﻓﺮﺩﺍ
..چيزى نيس درسش آسوونه
.
.
شب امتحان :
.
واااى چقدر زيااااااده ..نميرسم همش رو بخوووونم ... بايد صبح پاشم بخووونم
.
.
صبح امتحان:
.
واااااااااى..چراااا من بيدااااااار نشدم..هيچى نخووووندم..هيچى بارم نيس ....خدايا خودت بخيريش کن اين يکى رو قول ميدم وااااسه بعدى خفن بخوووونم
.
.
بعد امتحان :
.
اين يکى رو هم که ترررررر زديم...حالا بريم امروز رو استراحت بکنيم يه ذره روووحيه ام عوض شه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نمیری تورو پسرخاله حالام که شدی کلاه قرمزی
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________
____________________________________________
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
امروز که گسسته تا ساعت 10.10 درس دادmiss.B نوشته شده:سلام بچه های عزیز عصرتون بخیر باشه![]()
چه خبرا از درسا؟؟؟؟
از کلاسا؟؟؟
دیگه خبر خاصی نیس
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________
____________________________________________
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
سلام خانومیmiss.B نوشته شده:سلام بچه های عزیز عصرتون بخیر باشه![]()
چه خبرا از درسا؟؟؟؟
از کلاسا؟؟؟
درس
کلاس
دل آرام گیرد به یاد خــــدا...
Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز
Azita.f نوشته شده:سلام خانومیmiss.B نوشته شده:سلام بچه های عزیز عصرتون بخیر باشه![]()
چه خبرا از درسا؟؟؟؟
از کلاسا؟؟؟![]()
درس![]()
کلاس![]()
![]()
![]()
![]()
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________
____________________________________________



