پاتوق دانشجویان نبی اکرم (ص )تبریز

در این قسمت میتونید به بحث در مورد کنکور کاردانی به کارشناسی بپردازید

مدیران انجمن: Parsian، rosa_127، Moh3n II، مدیران

قفل شده
M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط M2kA » پنج‌شنبه 1 دی 1390, 1:00 pm

مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود.ناگهان پسر 4 ساله اش سنگی برداشت وبا آن چند خط روی بدنه ماشین کشید.مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار فرانسه ای که دردستش داشت، این کار را می کرد!در بیمارستان، پسرک به دلیل شکستگی های متعدد، انگشتانش را ازدست داد. وقتی پسرک پدرش را دید، با نگاهی دردناک پرسید: بابا!! کی انگشتانم دوباره رشد میکنند؟ مرد بسیار غمگین شد و هیچ سخنی برزبان نیاورد.. او به سمت ماشینش برگشت و از روی عصبانیت چندین بار با لگد به آن ضربه زد. در حالی که ازکرده خود بسیار ناراحت و پشیمان
بود، جلوی ماشین نشست و به خط هایی که پسرش کشیده بود نگاه کرد. پسرش نوشته بود:

«« دوستت دارم بابایی»»
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

آواتار کاربر
Azita.f
کاربر متوسط
کاربر متوسط
پست: 283
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 17 مهر 1390, 2:33 pm

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط Azita.f » پنج‌شنبه 1 دی 1390, 1:18 pm

m2ka نوشته شده:مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود.ناگهان پسر 4 ساله اش سنگی برداشت وبا آن چند خط روی بدنه ماشین کشید.مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار فرانسه ای که دردستش داشت، این کار را می کرد!در بیمارستان، پسرک به دلیل شکستگی های متعدد، انگشتانش را ازدست داد. وقتی پسرک پدرش را دید، با نگاهی دردناک پرسید: بابا!! کی انگشتانم دوباره رشد میکنند؟ مرد بسیار غمگین شد و هیچ سخنی برزبان نیاورد.. او به سمت ماشینش برگشت و از روی عصبانیت چندین بار با لگد به آن ضربه زد. در حالی که ازکرده خود بسیار ناراحت و پشیمان
بود، جلوی ماشین نشست و به خط هایی که پسرش کشیده بود نگاه کرد. پسرش نوشته بود:

«« دوستت دارم بابایی»»
nar goll
دل آرام گیرد به یاد خــــدا...

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط M2kA » پنج‌شنبه 1 دی 1390, 10:55 pm

شکسپیر میگه : انسان به چیزی که ارزوشو داره نمیرسه به چیزی که قسمتش باشه میرسه ...

اما جا داره از اینجا بهشون بگم که این اشتباه . اگه هر کدوممون زندگیمونو مرور کنیم میبینیم جایی که الان هستیم یه روزی ارزومون بوده .

( این 2.000 پست توی این تایپیک بود ... خوشحالم که تو این مدت دوستای خوبی واسه هم بودیم و رفته رفته هم خوبتر میشیم ) goli goli goli goli
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

آواتار کاربر
Azita.f
کاربر متوسط
کاربر متوسط
پست: 283
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 17 مهر 1390, 2:33 pm

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط Azita.f » پنج‌شنبه 1 دی 1390, 11:37 pm

هرکس در جهان آرزویی دارد :
یکی مال می خواهد، یکی افتخار و یکی زیبایی.
اما یک دوست حقیقی از تمام اینها بهتر است bale
دل آرام گیرد به یاد خــــدا...

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط M2kA » جمعه 2 دی 1390, 1:21 pm

همه ی کسانی که الان بر عشق لعنت میفرستن

روزگاری عاشقترین انسان این شهر بودن....
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

Mad_median299
کاربر ساده
کاربر ساده
پست: 11
تاریخ عضویت: جمعه 18 آذر 1390, 7:43 pm

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط Mad_median299 » شنبه 3 دی 1390, 3:37 pm

Azita.f نوشته شده:هرکس در جهان آرزویی دارد :
یکی مال می خواهد، یکی افتخار و یکی زیبایی.
اما یک دوست حقیقی از تمام اینها بهتر است bale
پس با این وجود، زندگی آدم، بازی ایی بیش نیست.
چون چیزایی که داره, هیچ کدام ارزش خاصی ندارند و چیزایی که می خواد بدست بیاره و خوب هستند سخت و میشه گفت غیر ممکن.
دوست حقیقی، مطمئنا می تونه بزرگترین نعمت خدا باشه ولی داشتن دوست حقیقی، این رو هم می طلبه که خودت هم واقعا دوست حقیقی و خوبی برای دوستت باشی
bale

آواتار کاربر
Azita.f
کاربر متوسط
کاربر متوسط
پست: 283
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 17 مهر 1390, 2:33 pm

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط Azita.f » یک‌شنبه 4 دی 1390, 1:32 pm

Mad_median299 نوشته شده:
Azita.f نوشته شده:هرکس در جهان آرزویی دارد :
یکی مال می خواهد، یکی افتخار و یکی زیبایی.
اما یک دوست حقیقی از تمام اینها بهتر است bale
پس با این وجود، زندگی آدم، بازی ایی بیش نیست.
چون چیزایی که داره, هیچ کدام ارزش خاصی ندارند و چیزایی که می خواد بدست بیاره و خوب هستند سخت و میشه گفت غیر ممکن.
دوست حقیقی، مطمئنا می تونه بزرگترین نعمت خدا باشه ولی داشتن دوست حقیقی، این رو هم می طلبه که خودت هم واقعا دوست حقیقی و خوبی برای دوستت باشی
bale
زندگی زیباست، مانند زمین
زندگی زیباست، مثل آسمان
می‏توان این شعر را هر روز خواند:
«زندگی زیباست چون رنگین کمان!»
می‏توان بر آسمان‏ها تکیه زد
می‏توان روی زمین تنها نبود
توی گوش سنگ‏ها هم می‏توان
شعر خوب دوستی‏ها را سرود



دوست عزیزم منم کاملا با شما موافقم که برای داشتن دوست حقیقی خودتم باید یه دوست حقیقی باشی
bale


goll goll goll goli goli goli goll goll goll
دل آرام گیرد به یاد خــــدا...

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط M2kA » یک‌شنبه 4 دی 1390, 9:50 pm

بچه ها قرار شد با استاد کریم زمینی هماهنگ کنم و چهارشنبه تموم پروژه هارو یه من بده تا به بچه ها برسونم ...
ای خدا ... خیلی از این درس اسمبلی میترسم .تو کاردانی هم با پارتی بازی تونستم یه 10 بگیرم تو اسمبلی nar
کمک ger ger ger ger ger
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط M2kA » یک‌شنبه 4 دی 1390, 9:54 pm

دقت کردین ما دانشجوها وقتی چیزی نمیفهمیم از بغل دستی میپرسیم: تو چیزی میفهمی؟ fekr اونم میگه نه و ما به خود می بالیم و خوشحال از اینکه تنها نیستیم و همگی نمیفهمیم nisdh
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

آواتار کاربر
Azita.f
کاربر متوسط
کاربر متوسط
پست: 283
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 17 مهر 1390, 2:33 pm

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط Azita.f » یک‌شنبه 4 دی 1390, 10:21 pm

m2ka نوشته شده:دقت کردین ما دانشجوها وقتی چیزی نمیفهمیم از بغل دستی میپرسیم: تو چیزی میفهمی؟ fekr اونم میگه نه و ما به خود می بالیم و خوشحال از اینکه تنها نیستیم و همگی نمیفهمیم nisdh
بعدش از استادم میپرسیم و میبینیم اونم بلد نیست خوشحال تر میشیم dan
دل آرام گیرد به یاد خــــدا...

آواتار کاربر
Azita.f
کاربر متوسط
کاربر متوسط
پست: 283
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 17 مهر 1390, 2:33 pm

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط Azita.f » یک‌شنبه 4 دی 1390, 10:22 pm

m2ka نوشته شده:بچه ها قرار شد با استاد کریم زمینی هماهنگ کنم و چهارشنبه تموم پروژه هارو یه من بده تا به بچه ها برسونم ...
ای خدا ... خیلی از این درس اسمبلی میترسم .تو کاردانی هم با پارتی بازی تونستم یه 10 بگیرم تو اسمبلی nar
کمک ger ger ger ger ger
nar sanj:
دل آرام گیرد به یاد خــــدا...

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط M2kA » یک‌شنبه 4 دی 1390, 10:31 pm

Azita.f نوشته شده:
m2ka نوشته شده:دقت کردین ما دانشجوها وقتی چیزی نمیفهمیم از بغل دستی میپرسیم: تو چیزی میفهمی؟ fekr اونم میگه نه و ما به خود می بالیم و خوشحال از اینکه تنها نیستیم و همگی نمیفهمیم nisdh
بعدش از استادم میپرسیم و میبینیم اونم بلد نیست خوشحال تر میشیم dan
nisdh
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

آواتار کاربر
Azita.f
کاربر متوسط
کاربر متوسط
پست: 283
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 17 مهر 1390, 2:33 pm

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط Azita.f » یک‌شنبه 4 دی 1390, 11:08 pm


من خدایی دارم، که در این نزدیکی است

نه در ان بالاها

مهربان، خوب، قشنگ

چهره اش نورانیست

گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من،

ساده تر از سخن ساده ی من

او مرا می فهمد

او مرا می خواند، او مرا می خواهد
دل آرام گیرد به یاد خــــدا...

M2kA
کاربر فعال
کاربر فعال
پست: 1703
تاریخ عضویت: دوشنبه 28 بهمن 1387, 11:03 am
محل اقامت: T@br!Z
تماس:

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط M2kA » یک‌شنبه 4 دی 1390, 11:14 pm

Azita.f نوشته شده:
من خدایی دارم، که در این نزدیکی است

نه در ان بالاها

مهربان، خوب، قشنگ

چهره اش نورانیست

گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من،

ساده تر از سخن ساده ی من

او مرا می فهمد

او مرا می خواند، او مرا می خواهد
اخر جملتون خیلی قشنگ بود .. goll

او مرا می فهمد

او مرا می خواند، او مرا می خواهد
هر چی هستی همون باش... هر چه نیستی نگو کاش...
____________________________________________

آواتار کاربر
Azita.f
کاربر متوسط
کاربر متوسط
پست: 283
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 17 مهر 1390, 2:33 pm

Re: دانشجویان کامپیوتر نبی اکرم تبریز

پست توسط Azita.f » یک‌شنبه 4 دی 1390, 11:23 pm

m2ka نوشته شده:
Azita.f نوشته شده:
من خدایی دارم، که در این نزدیکی است

نه در ان بالاها

مهربان، خوب، قشنگ

چهره اش نورانیست

گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من،

ساده تر از سخن ساده ی من

او مرا می فهمد

او مرا می خواند، او مرا می خواهد
اخر جملتون خیلی قشنگ بود .. goll

او مرا می فهمد

او مرا می خواند، او مرا می خواهد
bil:
دل آرام گیرد به یاد خــــدا...

قفل شده