مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
مدیر انجمن: eli
Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
ته که خورشید اوج دلربایی
چنین بیرحم و سنگین دل چرایی
به اول آنهمه مهر و محبت
به آخر راه و رسم بی وفایی
"دوبيتيهاي بابا طاهر"
چنین بیرحم و سنگین دل چرایی
به اول آنهمه مهر و محبت
به آخر راه و رسم بی وفایی
"دوبيتيهاي بابا طاهر"
آخرین ویرایش توسط m2002k در چهارشنبه 16 بهمن 1387, 6:50 pm، در مجموع 1 بار ویرایش شده است.

- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
یـــار طلـــب نمــی کنــم گـر چه ز در برانیم
دور نمـــی شود دلــم شکــوه ز تو چرا کنم
یــار وفـــا دار تــوام گـــر چه به ما جفا کنی
نیست لبـــاس عــافیت ســــایه تو ردا کنم
منتسب تو«بی نشان»از تو جدا نمی شود
قطــره نگـر به موج شد رقص تواش روا کنم
دور نمـــی شود دلــم شکــوه ز تو چرا کنم
یــار وفـــا دار تــوام گـــر چه به ما جفا کنی
نیست لبـــاس عــافیت ســــایه تو ردا کنم
منتسب تو«بی نشان»از تو جدا نمی شود
قطــره نگـر به موج شد رقص تواش روا کنم
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
مو احوالم خرابه گر تو جویی
جگر بندم کبابه گر تو جویی
ته که رفتی و یار نو گرفتی
قیامت هم حسابه گر تو جویی
"دوبيتيهاي باباطاهر"
جگر بندم کبابه گر تو جویی
ته که رفتی و یار نو گرفتی
قیامت هم حسابه گر تو جویی
"دوبيتيهاي باباطاهر"
آخرین ویرایش توسط m2002k در چهارشنبه 16 بهمن 1387, 6:49 pm، در مجموع 2 بار ویرایش شده است.

- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
يك لحظه ياد آور مرا در آن شب سرد
آن شب كه رفتم بي تو از اين شهر، تنها
با چشم خيس و با دلي لبريز از درد
آن روز پاييزي كه باران سخت باريد
در زير چتر خستگيها باز ماندم
اشكي چكيد از شاخههاي بيد مجنون
نام تو را وقتي كه با ترديد خواندم
رعدي زد و نقشي به روي ذهن شب بست:
مستي ز راه آمد كنار كوچه افتاد
خـاكسـتـر تـنـهايـيـش با اشك آمـيـخـت
در رهگذار خسته و ديوانه باد
در پيش رويش راه پاييزي پراز برگ
در پشت سر روياي آن دنياي رنگين
بادي وزيد و خاطراتش را ورق زد
برگ تمام خاطرات خوب و شيرين
اكنون كه مي خواني دگر آن رفته از دست
زير غبار لحظههايت جان سپرده است
دست فراموشي نـگاه خـســتــهاش را
از ياد چشمان پر از مهر تو برده است
اين نامه را آن لحظه مي خواني كه ديگر
نامي ز من بر روي خاك اين جهان نيست
نامم به روي سنگ قبر كهنه اي حك
تنها نشان از آن كه بي نام و نشان زيست
آن شب كه رفتم بي تو از اين شهر، تنها
با چشم خيس و با دلي لبريز از درد
آن روز پاييزي كه باران سخت باريد
در زير چتر خستگيها باز ماندم
اشكي چكيد از شاخههاي بيد مجنون
نام تو را وقتي كه با ترديد خواندم
رعدي زد و نقشي به روي ذهن شب بست:
مستي ز راه آمد كنار كوچه افتاد
خـاكسـتـر تـنـهايـيـش با اشك آمـيـخـت
در رهگذار خسته و ديوانه باد
در پيش رويش راه پاييزي پراز برگ
در پشت سر روياي آن دنياي رنگين
بادي وزيد و خاطراتش را ورق زد
برگ تمام خاطرات خوب و شيرين
اكنون كه مي خواني دگر آن رفته از دست
زير غبار لحظههايت جان سپرده است
دست فراموشي نـگاه خـســتــهاش را
از ياد چشمان پر از مهر تو برده است
اين نامه را آن لحظه مي خواني كه ديگر
نامي ز من بر روي خاك اين جهان نيست
نامم به روي سنگ قبر كهنه اي حك
تنها نشان از آن كه بي نام و نشان زيست
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
تا چند اسیر عقل هر روزه شویم
در دهر چه صد ساله چه یکروزه شویم
در ده تو بکاسه می از آن پیش که ما
در کارگه کوزهگران کوزه شویم
"رباعيات خيام"
در دهر چه صد ساله چه یکروزه شویم
در ده تو بکاسه می از آن پیش که ما
در کارگه کوزهگران کوزه شویم
"رباعيات خيام"

- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
مژهها و چشم یارم به نظرچنان نماید
که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی
در گلستان چشمم ز چه روهمیشه باز است؟
به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی
سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟
که شنیدهام ز گلها همه بوی بیوفایی
به کدام مذهب این به کدام ملت است این؟
که کشند عاشقی را، که توعاشقم چرایی؟
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟
به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهدریایی
در دیر میزدم من، که یکی زدر در آمد
که : درآ، درآ، عراقی، که توهم از آن مایی
عراقی..
که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی
در گلستان چشمم ز چه روهمیشه باز است؟
به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی
سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟
که شنیدهام ز گلها همه بوی بیوفایی
به کدام مذهب این به کدام ملت است این؟
که کشند عاشقی را، که توعاشقم چرایی؟
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که برون در چه کردی؟ که درون خانه آیی؟
به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهدریایی
در دیر میزدم من، که یکی زدر در آمد
که : درآ، درآ، عراقی، که توهم از آن مایی
عراقی..
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
یک روز به اتفاق صحرا من و تو
از شهر برون شویم تنها من و تو
دانی که من و تو کی به هم خوش باشیم؟
آنوقت که کس نباشد الا من و تو
"رباعيات سعدي"
از شهر برون شویم تنها من و تو
دانی که من و تو کی به هم خوش باشیم؟
آنوقت که کس نباشد الا من و تو
"رباعيات سعدي"

- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
وز نام چه پرسي كه مرا ننگ ز نام است
از ننگ چه گويي كه مرا نام ز ننگ است
ميخواره و سرگشته و رنديم و نظرباز
وان كس كه چو ما نيست در اين شهر كدام است
با محتسبم عيب مگوييد كه او نيز
پيوسته چو ما در طلب عيش مدام است
حافظ منشين بي مي و معشوق زماني
كايام گل و ياسمن و عيد صيام است
از ننگ چه گويي كه مرا نام ز ننگ است
ميخواره و سرگشته و رنديم و نظرباز
وان كس كه چو ما نيست در اين شهر كدام است
با محتسبم عيب مگوييد كه او نيز
پيوسته چو ما در طلب عيش مدام است
حافظ منشين بي مي و معشوق زماني
كايام گل و ياسمن و عيد صيام است
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
تسخیر روی او به دعا میکند دلم
تا آفتاب و ماه مسخر شود مرا
"غزليات اوحدي مراغهاي"
تا آفتاب و ماه مسخر شود مرا
"غزليات اوحدي مراغهاي"

- farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
- تماس:
Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم
نسیم عطرگردان را شکر در مجمر اندازیم
چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش
که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم
شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم
نسیم عطرگردان را شکر در مجمر اندازیم
چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش
که دست افشان غزل خوانیم و پاکوبان سر اندازیم
کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارRe: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
مرد ماند و یک اتاق سوت و کور
خانه ماندو یک سکوت سر به زیر
خانه ماندو یک سکوت سر به زیر
پيش از سحر تاريك است،اما تا كنون نشده که آفتاب طلوع نکند... به سحر اعتماد کنيد.
شکست وجود ندارد مگر در ذهن سازندهاش!
-------------------------------------------------------------------
بوي جوي موليان آيد همي
ياد يار مهربان آيد همي
ديگه آموي و درشتي هاي او
زير پايم پرنيان آيد همي
--------------------------------------------------------------------------
به سلامتي بچه هاي قديم که با ذغال واسه خودشون سيبيل ميذاشتن تا شبيه باباهاشون بشن نه بچه هاي الان که ابروهاشونو بر ميدارن تا شبيه مادراشون بشن
شکست وجود ندارد مگر در ذهن سازندهاش!
-------------------------------------------------------------------
بوي جوي موليان آيد همي
ياد يار مهربان آيد همي
ديگه آموي و درشتي هاي او
زير پايم پرنيان آيد همي
--------------------------------------------------------------------------
به سلامتي بچه هاي قديم که با ذغال واسه خودشون سيبيل ميذاشتن تا شبيه باباهاشون بشن نه بچه هاي الان که ابروهاشونو بر ميدارن تا شبيه مادراشون بشن
Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
روزی که بود دلت ز جانان پر درد
شکرانه هزار جان فدا باید کرد
اندر سر کوی عاشقی ای سره مرد
بی شکر قفای نیکوان نتوان خورد
رباعيات سنايي غزنوي
شکرانه هزار جان فدا باید کرد
اندر سر کوی عاشقی ای سره مرد
بی شکر قفای نیکوان نتوان خورد
رباعيات سنايي غزنوي

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
دایم ستیزه با دل افگار میکنی
با لشکر شکسته چه پیکار میکنی؟
با لشکر شکسته چه پیکار میکنی؟
Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
یکی آگه نشد زیشان که شیرین
چه سان آسود با فرهاد مسکین
"شيرين و فرهاد- وحشي بافقي"
چه سان آسود با فرهاد مسکین
"شيرين و فرهاد- وحشي بافقي"

Re: مشاعره .......... با حضور تمام شعرا
نشاط دهر به زخم ندامت آغشته است
شراب خوردن ما شیشه خوردن است اینجا
شراب خوردن ما شیشه خوردن است اینجا
