شاعرانه ها
مدیر انجمن: Moh3n II
-
Ramin
-
Ramin
-
Ramin
-
Ramin
-
Ramin
شب و هجوم غمت، ذره ذره سنگ
و خنده های لبت، غنچه رنگ به رنگ
به زخمه زخمه ی عشقت، به سوز و ساز تنم
که بسته اند دلم را به سانِ سنگ به سنگ
شب است و بین سکوتی سیاه می شکنم
و باز می زنم از فرطِ درد چنگ به چنگ
چه قدر گریه کنم بین مردمی شب کور
و هی اضافه شود لحظه لحظه ننگ به ننگ
بیا و دست دلم را بگیر بودنِ محض!
که آمده دلم از این جهانِ تنگ به تنگ.....
و خنده های لبت، غنچه رنگ به رنگ
به زخمه زخمه ی عشقت، به سوز و ساز تنم
که بسته اند دلم را به سانِ سنگ به سنگ
شب است و بین سکوتی سیاه می شکنم
و باز می زنم از فرطِ درد چنگ به چنگ
چه قدر گریه کنم بین مردمی شب کور
و هی اضافه شود لحظه لحظه ننگ به ننگ
بیا و دست دلم را بگیر بودنِ محض!
که آمده دلم از این جهانِ تنگ به تنگ.....
-
Ramin
نامه رسان خبر داد کز یار نامه دارم
زان ساقی محبت جامی حواله دارم
از شهر عاشقان و از کوچه محبت
بهرم پیام داده آن مهربان نگارم
زهر جدایش را دیریست سر کشیدم
بهر زیارت او من چشم انتظارم
ناباورانه ماندم در این دیار غربت
اما برای رفت هر لحظه بیقرارم
یارا قسم به عشق و بر هر چه پاک باشد
مهرت برون نگردد از قلب دردبارم
نامت به روی لبها جاریست در شب و روز
همراه نازنینم امید روزگارم
زان ساقی محبت جامی حواله دارم
از شهر عاشقان و از کوچه محبت
بهرم پیام داده آن مهربان نگارم
زهر جدایش را دیریست سر کشیدم
بهر زیارت او من چشم انتظارم
ناباورانه ماندم در این دیار غربت
اما برای رفت هر لحظه بیقرارم
یارا قسم به عشق و بر هر چه پاک باشد
مهرت برون نگردد از قلب دردبارم
نامت به روی لبها جاریست در شب و روز
همراه نازنینم امید روزگارم
- aseman_tarik00
- کاربر ساده

- پست: 42
- تاریخ عضویت: جمعه 20 مهر 1386, 4:42 pm
- تماس:
وصیت .....
وصیت ......
قسمتی از وصيت نامه (خاک)
به آنهايی که مرا به خاک ميسپارند بگوييد
که بر سنگ مزارم بنويسند :
از خاک آمد......با خاک زيست
فرش زيرپايش خاک بود و
به جای تاج شاهی خاک بر سرش
در تمام عمر خاک هم آغوشش بود و
اينک خاک همبسترش
قسمتی از وصيت نامه (خاک)
به آنهايی که مرا به خاک ميسپارند بگوييد
که بر سنگ مزارم بنويسند :
از خاک آمد......با خاک زيست
فرش زيرپايش خاک بود و
به جای تاج شاهی خاک بر سرش
در تمام عمر خاک هم آغوشش بود و
اينک خاک همبسترش
يكي مي گفت : براي مردن ، نياز به تشريفات آنچناني نيست
كافي است فقط نفس نکشید
كافي است فقط نفس نکشید
-
Ramin
تو دور مي شوي
و انگار ابرها ستاره ام را مي چينند
و تك شقايقم در مرداب مي ميرد
و حال در بطن اين لحظه هاي سرد
سبد هاي سيب پر از خالي است
ومن اهسته زير سايه ي درخت ها تب مي كنم
و در اغتشاش توهم برگ ها هذيان مي گويم
اه تو هركجا هستي سري به خواب من بزن
وببين كه هنوز بي شقايق بي ستاره در چشم سيب ها رنگ مي بازم
و انگار ابرها ستاره ام را مي چينند
و تك شقايقم در مرداب مي ميرد
و حال در بطن اين لحظه هاي سرد
سبد هاي سيب پر از خالي است
ومن اهسته زير سايه ي درخت ها تب مي كنم
و در اغتشاش توهم برگ ها هذيان مي گويم
اه تو هركجا هستي سري به خواب من بزن
وببين كه هنوز بي شقايق بي ستاره در چشم سيب ها رنگ مي بازم
-
Ramin
توی آسمون عشقم ، غیر تو پرنده ای نیست
روی خاموشی لبهام ، جز تو اسم دیگه ای نیست
توی قلب من عزیزم ، هیچ کسی جایی نداره
دل عاشقم به جز تو ، هیچ کسی رو دوست نداره
اگه چشمات منو میخواست ، تو نگاه تو میمردم
اگر دستات ماله من بود ، جون به دستات میسپردم
اگر اسمم رو میخوندی ، دیگه از یاد نمیبردم
اگر تو با من میموندی ، همه دنیا رو می بردم
روی خاموشی لبهام ، جز تو اسم دیگه ای نیست
توی قلب من عزیزم ، هیچ کسی جایی نداره
دل عاشقم به جز تو ، هیچ کسی رو دوست نداره
اگه چشمات منو میخواست ، تو نگاه تو میمردم
اگر دستات ماله من بود ، جون به دستات میسپردم
اگر اسمم رو میخوندی ، دیگه از یاد نمیبردم
اگر تو با من میموندی ، همه دنیا رو می بردم



