بازی با ترانه ها

عاشقان شعر و ادبیات بیایید اینجا

مدیر انجمن: Moh3n II

قفل شده
MAHSA-BK
کاربر متوسط
کاربر متوسط
پست: 205
تاریخ عضویت: جمعه 25 تیر 1389, 5:55 pm

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط MAHSA-BK » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 6:27 pm

يادم آمد

شوق روزگار كودكي

مستي بهار كودكي
خدایا چنان مباد که طبیعت بی جان جامه نو بپوشد و ما مدعیان جان هنوز در رفتار کهنه خود باقی بمانیم!

آواتار کاربر
دخترپارس
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 508
تاریخ عضویت: شنبه 17 بهمن 1388, 12:34 pm
محل اقامت: تهرانپارس

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط دخترپارس » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 6:36 pm

يه روز يه باغبوني يه مرد آسموني
نهالي كاشت ميون باغچه مهربوني
جاذبه خاك به ماندن مي خواند،
وآن عهد باطني به رفتن...
عقل به ماندن مي خواند
و عشق،به رفتن...
و اين هر دو را خداوند آفريده است تا وجود انسان، در آوارگي و حيرت ميان عقل و عشق معني شود.

سيد مرتضي آويني

آواتار کاربر
ساراا
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1938
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 7 مرداد 1389, 6:25 pm
محل اقامت: شهر باران

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط ساراا » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 6:39 pm

یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدندو به مقصد نرسیدند!!!
...

آواتار کاربر
دخترپارس
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 508
تاریخ عضویت: شنبه 17 بهمن 1388, 12:34 pm
محل اقامت: تهرانپارس

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط دخترپارس » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 6:46 pm

دژخيم بي رحم تنم
به فكر تاراج منه
روح بزرگوار من
لحظه معراج منه
فكر نجات من نباش
مرگ منو ترانه كن
هر شعرمو به پيكرم
رشته تازيانه كن
جاذبه خاك به ماندن مي خواند،
وآن عهد باطني به رفتن...
عقل به ماندن مي خواند
و عشق،به رفتن...
و اين هر دو را خداوند آفريده است تا وجود انسان، در آوارگي و حيرت ميان عقل و عشق معني شود.

سيد مرتضي آويني

آواتار کاربر
ساراا
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1938
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 7 مرداد 1389, 6:25 pm
محل اقامت: شهر باران

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط ساراا » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 6:54 pm

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند

نه هرکه طرف کله کج نهادوتند نشست
کلاهدار ی و آیین سروری داند
...

آواتار کاربر
maryam_k
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 842
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 11 خرداد 1389, 2:40 pm

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط maryam_k » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 7:01 pm

ديدي گفتــــــــــــــــــم،ديدي گفتم که قلب تو موندي نيست.....
من به روشن ترین کلمات پروردگار پناه آورده ام
نان و آرامش برای ملتم
صبوری، سکوت،گمنامی و هوا...
برای خودم!

و خوابی خوش
برای ِ همه عزیزانی که از اینجا رفته اند

سرپناه
بودنی
بوده ها

ای نجات دهنده بینا پس کی خواهی آمد

آواتار کاربر
ساراا
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1938
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 7 مرداد 1389, 6:25 pm
محل اقامت: شهر باران

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط ساراا » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 7:07 pm

تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشين بود
دلتو شکسته بودن همه ي قصه همين بود
...

آواتار کاربر
رضــــــــــا
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1449
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 16 اسفند 1388, 7:17 pm

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط رضــــــــــا » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 8:21 pm

در پي ديدن رخت همچو صبا فتاده ام *** خانه به خانه در به در كوچه به كوچه كو به كو
اگر درباره ی افراد قضاوت کنید، فرصتی برای دوست داشتنشان نمی یابید

KuhyaR
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1110
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 19 مرداد 1389, 12:57 am
محل اقامت: تهران

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط KuhyaR » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 8:56 pm

وقتی که بچه بودم ، پرواز یک بادبادک میبردت از بام های سحر خیزی پلک تا نارنج زاران خورشید
وقتی که بچه بودم ، خوبی زنی بود که بوی سیگار میداد و اشک های بزرگش از پشت عینک با قرآن می آمیخت
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه ه ه ه ه ه آن روزهای رنگی ، آه آن روزهای کوتاه
(از فرهاد )
روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو
کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو
درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم
بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

آواتار کاربر
ساراا
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1938
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 7 مرداد 1389, 6:25 pm
محل اقامت: شهر باران

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط ساراا » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 9:01 pm

هرچي آرزوي خوبه مال تو
هرچي که خاطره داري مال من
...

KuhyaR
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1110
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 19 مرداد 1389, 12:57 am
محل اقامت: تهران

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط KuhyaR » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 9:11 pm

نرو ، تو هم مثله من نمی تونی دوووم بیاری نرو
( چه ربطی داشت ... خواستم یه چیزی نوشته باشم )
روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو
کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو
درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم
بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

آواتار کاربر
رضــــــــــا
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1449
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 16 اسفند 1388, 7:17 pm

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط رضــــــــــا » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 9:25 pm

وصل تو مشكل مشكل جان دادن آسان *** يا رب كن آسان آسان اين مشكل من
اگر درباره ی افراد قضاوت کنید، فرصتی برای دوست داشتنشان نمی یابید

آواتار کاربر
ساراا
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1938
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 7 مرداد 1389, 6:25 pm
محل اقامت: شهر باران

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط ساراا » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 9:28 pm

فس تنگ است و این را سینه داند
غمم را عاشق دیرینه داند
...

KuhyaR
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1110
تاریخ عضویت: سه‌شنبه 19 مرداد 1389, 12:57 am
محل اقامت: تهران

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط KuhyaR » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 9:32 pm

در این شهر چو من یاری نیست ، آورده به بازار و خریداری نیست
آنکس که خریدار بدورآیم نی و هر کس که بدورآی خریدارم نی
(فرهاد)
روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو
کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو
درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم
بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

آواتار کاربر
رضــــــــــا
كاربر عالي
كاربر عالي
پست: 1449
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 16 اسفند 1388, 7:17 pm

Re: بازی با ترانه ها

پست توسط رضــــــــــا » یک‌شنبه 16 آبان 1389, 9:36 pm

کوهیار:
مصراع دومش نامفهومه!
با این حال:

یارم چون شمع محفل است *** دیدن رویش مشکل است
اگر درباره ی افراد قضاوت کنید، فرصتی برای دوست داشتنشان نمی یابید

قفل شده