من که دعا میکنم همشون ( به قول اون فایل صوتی موبایل که حتما میدونید کدوم رو میگم )
تک تک برن زیر کامیون و خدا انتقام مارو از این ظالمان بگیره .
مدیران انجمن: Parsian، rosa_127، Moh3n II، مدیران

کد: انتخاب همه
دانشجوی ارشد نرم افزارسعید جان خودتو به زحمت ننداز ، هیچ فایده ای نداره دوست عزیز ، بیای اینجا چی کار کنی ؟ جز اینکه عذاب بکشی هیچ اتفاق دیگه ای نمیوفته . ببین خونه ی رئیس جمهور دقیقا میدون بالایی ما میشه ، از اینجا من خونشون میبینم ، حتی نمیتونی تا 500 متریش هم بری ، یک نگهبان داره خفن ، خودش هم که میخواد بیاد خونه اینجا حکومت نظامی میشه جرات داری از خونه بیای بیرون تا با تیر بزننتsaeid نوشته شده:به نظر من بیام همه یه روز جمع شیم بریم پیشه وزیر علوم. یا حتی اگه شده پیشه رییس جمهور. من حاضرم از شهرستان بیام.
شماره امور آموزشی وزارت علوم: 82233900 (تو سایت شمارش نیست ولی من به هر زحمتی بود گرفتمش، زنگ هم زدم .بهم گفت ما کارشناسی کردیم دیدیم لازم نیست تکمیل داشته باشیم)![]()


با سلام خدمت همه دوستان معترض که درد و دلاشون جگر آدم رو کباب می کنهsh نوشته شده:از این به بعد هر کی رو دیدی تشویق کن بیان فنی بخونن تا نسل رشته های نظری منقرض شه
در زمانهای گذشته، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای اين كه عكس العمل مردم را ببيند، خودش را در جايی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنارتخته سنگ می گذشتند ؛jojee نوشته شده:ما کار خودمون کردیم بعدا می فهمیم که یه صلاحی در کار بوده......
ce جان واقعا داستان جالب و پر حکمتی رو مطرح کردی.........ممنوندر زمانهای گذشته، پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای اين كه عكس العمل مردم را ببيند، خودش را در جايی مخفی كرد. بعضی از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از كنارتخته سنگ می گذشتند ؛
بسياری هم می گفتند كه اين چه شهری است كه نظم ندارد؛ حاكم اين شهر عجب مرد بی عرضه ای است و با اين وجود هيچكس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت . نزديك غروب، يك روستايی كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت وآن را كناری قرار داد. ناگهان كيسه ای را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود. كيسه را باز كرد و داخل آن سكه های طلا و يك يادداشت پیدا كرد. پادشاه در آن يادداشت نوشته بود :
"هر سد و مانعی می تواند يك شانس برای تغيير زندگی انسان باشد"