اشعار و زندگی نامه شعرای ایران زمین
مدیر انجمن: eli
-
mehdijj
- کاربر متوسط

- پست: 244
- تاریخ عضویت: یکشنبه 8 فروردین 1389, 10:56 am
پست
توسط mehdijj » دوشنبه 17 خرداد 1389, 12:47 pm
تنهایی تمومه وجودمه
منو تنها بزارین
این تمومه بود و نبودمه
منو تنها بزارین
دارم مثل یه قصه میشم
غمگینترینه قصه هاست
دردام همیشه بی صداس
یه مرد بی ستاره
كه دلخوشی نداره
راهیم راهیه جایی كه پر از زمزمه باشه
اونجا خوشبختی یه دنیا
قد سهمه همه باشه
من اگر طلسم نبودم
واسه تو یه اسم نبودم
پای حرفات مینشستم
دل به پیغومت میبستم
توی تنگنای نفسهام
زخم دردی ریشه داره
كه تو هق هق غریبی
منو راحت نمی ذاره
اینم آهنگش
http://www.2shared.com/audio/Trt5fdrX/6_Tanha.html?

آخرین ویرایش توسط
mehdijj در دوشنبه 17 خرداد 1389, 12:56 pm، در مجموع 1 بار ویرایش شده است.
شهید دکتر مصطفی چمران
دکتری فیزیک هسته ای گرایش گداخت هسته ای از بزرگترین و یکی از معتبر ترین دانشگاه های دنیا برکلی کالیفرنیای امریکا-شاگرد اول دانشگاه برکلی از بین تمامی نوابغ و مغزهای دنیا-استاد تمام دانشگاه برکلی-عضو سازمان فضایی ناسا-عضو موسسه بزرگ و معتبر T&T امریکا-یکی از بزرگترین دانشمندان فیزیک اتمی دنیا-مرد خاکی جبه های جنوب لبنان-معاون نخست وزیر-وزیر دفاع-نماینده مجلس-و سردار جبه های جنوب سردار دهلاویه
---------------------------------------------
مصطفی میگفت: «در دنیا آدمهایی هستند که به ظاهر زندهاند. نفس میکشند. راه میروند، حرف میزنند، زندگی میکنند، اما در حقیقت اسیر دنیا، برده زندگی و ذلیل حوادث هستند. اینان برای آنکه نمیرند، آنقدر خود را کوچک میکنند که گویا مردهاند. اما انسانهای آزاده، ممکن است کوتاه زندگی کنند، ولی تا آنجا که زنده هستند، به راستی زندگی میکنند و با اختیار خود نفس میکشند. محکوم اراده دیگری نیستند. دیگران تسلیم او هستند».
-
Unknown
- کاربر متوسط

- پست: 222
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 13 خرداد 1389, 7:34 pm
پست
توسط Unknown » دوشنبه 17 خرداد 1389, 12:55 pm
mehdijj نوشته شده:تنهایی تمومه وجودمه
منو تنها بزارین
این تمومه بود و نبودمه
منو تنها بزارین
دارم مثل یه قصه میشم
غمگینترینه قصه هاست
دردام همیشه بی صداس
یه مرد بی ستاره
كه دلخوشی نداره
راهیم راهیه جایی كه پر از زمزمه باشه
اونجا خوشبختی یه دنیا
قد سهمه همه باشه
من اگر طلسم نبودم
واسه تو یه اسم نبودم
پای حرفات مینشستم
دل به پیغومت میبستم
توی تنگنای نفسهام
زخم دردی ریشه داره
كه تو هق هق غریبی
منو راحت نمی ذاره
اسم تاپیک مشخصه داش مهدی مشاعره با اشعار حافظ
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
-
mehdijj
- کاربر متوسط

- پست: 244
- تاریخ عضویت: یکشنبه 8 فروردین 1389, 10:56 am
پست
توسط mehdijj » دوشنبه 17 خرداد 1389, 12:57 pm
خب اینم مشاعره هست دیگه الان اگه حافظ بود این جوری شعر میگفت

شهید دکتر مصطفی چمران
دکتری فیزیک هسته ای گرایش گداخت هسته ای از بزرگترین و یکی از معتبر ترین دانشگاه های دنیا برکلی کالیفرنیای امریکا-شاگرد اول دانشگاه برکلی از بین تمامی نوابغ و مغزهای دنیا-استاد تمام دانشگاه برکلی-عضو سازمان فضایی ناسا-عضو موسسه بزرگ و معتبر T&T امریکا-یکی از بزرگترین دانشمندان فیزیک اتمی دنیا-مرد خاکی جبه های جنوب لبنان-معاون نخست وزیر-وزیر دفاع-نماینده مجلس-و سردار جبه های جنوب سردار دهلاویه
---------------------------------------------
مصطفی میگفت: «در دنیا آدمهایی هستند که به ظاهر زندهاند. نفس میکشند. راه میروند، حرف میزنند، زندگی میکنند، اما در حقیقت اسیر دنیا، برده زندگی و ذلیل حوادث هستند. اینان برای آنکه نمیرند، آنقدر خود را کوچک میکنند که گویا مردهاند. اما انسانهای آزاده، ممکن است کوتاه زندگی کنند، ولی تا آنجا که زنده هستند، به راستی زندگی میکنند و با اختیار خود نفس میکشند. محکوم اراده دیگری نیستند. دیگران تسلیم او هستند».
-
Unknown
- کاربر متوسط

- پست: 222
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 13 خرداد 1389, 7:34 pm
پست
توسط Unknown » دوشنبه 17 خرداد 1389, 1:01 pm
mehdijj نوشته شده:خب اینم مشاعره هست دیگه الان اگه حافظ بود این جوری شعر میگفت

نمی دونم اما بهتره با همون عنوان تاپیک پیش بریم

آخرین ویرایش توسط
Unknown در دوشنبه 17 خرداد 1389, 1:17 pm، در مجموع 2 بار ویرایش شده است.
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
-
Unknown
- کاربر متوسط

- پست: 222
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 13 خرداد 1389, 7:34 pm
پست
توسط Unknown » دوشنبه 17 خرداد 1389, 1:02 pm
Donya_Samani نوشته شده:تا رفت مرا از نظر آن نور جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چها رفت
بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
تا بر دلش از غصه غباری ننشیند
ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش
حافظ که هوس می کندش جام جهان بین
گو در نظر آصف جمشید مکان باش 
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
-
mehdijj
- کاربر متوسط

- پست: 244
- تاریخ عضویت: یکشنبه 8 فروردین 1389, 10:56 am
پست
توسط mehdijj » دوشنبه 17 خرداد 1389, 1:04 pm
شما حرف نزنی کسی نمیگه چرا حرف نزدی در ضمن امضای منو هم ورداشتی چرا ها؟
شهید دکتر مصطفی چمران
دکتری فیزیک هسته ای گرایش گداخت هسته ای از بزرگترین و یکی از معتبر ترین دانشگاه های دنیا برکلی کالیفرنیای امریکا-شاگرد اول دانشگاه برکلی از بین تمامی نوابغ و مغزهای دنیا-استاد تمام دانشگاه برکلی-عضو سازمان فضایی ناسا-عضو موسسه بزرگ و معتبر T&T امریکا-یکی از بزرگترین دانشمندان فیزیک اتمی دنیا-مرد خاکی جبه های جنوب لبنان-معاون نخست وزیر-وزیر دفاع-نماینده مجلس-و سردار جبه های جنوب سردار دهلاویه
---------------------------------------------
مصطفی میگفت: «در دنیا آدمهایی هستند که به ظاهر زندهاند. نفس میکشند. راه میروند، حرف میزنند، زندگی میکنند، اما در حقیقت اسیر دنیا، برده زندگی و ذلیل حوادث هستند. اینان برای آنکه نمیرند، آنقدر خود را کوچک میکنند که گویا مردهاند. اما انسانهای آزاده، ممکن است کوتاه زندگی کنند، ولی تا آنجا که زنده هستند، به راستی زندگی میکنند و با اختیار خود نفس میکشند. محکوم اراده دیگری نیستند. دیگران تسلیم او هستند».
-
mehdijj
- کاربر متوسط

- پست: 244
- تاریخ عضویت: یکشنبه 8 فروردین 1389, 10:56 am
پست
توسط mehdijj » دوشنبه 17 خرداد 1389, 1:11 pm
نوشته است:
تا رفت مرا از نظر آن نور جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چها رفت
بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
تا بر دلش از غصه غباری ننشیند
ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش
حافظ که هوس می کندش جام جهان بین
گو در نظر آصف جمشید مکان باش
جالبه خودت میگی خودتم جواب خودتو میدی این دیگه چه وضعیه؟

شهید دکتر مصطفی چمران
دکتری فیزیک هسته ای گرایش گداخت هسته ای از بزرگترین و یکی از معتبر ترین دانشگاه های دنیا برکلی کالیفرنیای امریکا-شاگرد اول دانشگاه برکلی از بین تمامی نوابغ و مغزهای دنیا-استاد تمام دانشگاه برکلی-عضو سازمان فضایی ناسا-عضو موسسه بزرگ و معتبر T&T امریکا-یکی از بزرگترین دانشمندان فیزیک اتمی دنیا-مرد خاکی جبه های جنوب لبنان-معاون نخست وزیر-وزیر دفاع-نماینده مجلس-و سردار جبه های جنوب سردار دهلاویه
---------------------------------------------
مصطفی میگفت: «در دنیا آدمهایی هستند که به ظاهر زندهاند. نفس میکشند. راه میروند، حرف میزنند، زندگی میکنند، اما در حقیقت اسیر دنیا، برده زندگی و ذلیل حوادث هستند. اینان برای آنکه نمیرند، آنقدر خود را کوچک میکنند که گویا مردهاند. اما انسانهای آزاده، ممکن است کوتاه زندگی کنند، ولی تا آنجا که زنده هستند، به راستی زندگی میکنند و با اختیار خود نفس میکشند. محکوم اراده دیگری نیستند. دیگران تسلیم او هستند».
-
Unknown
- کاربر متوسط

- پست: 222
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 13 خرداد 1389, 7:34 pm
پست
توسط Unknown » دوشنبه 17 خرداد 1389, 1:25 pm
Donya_Samani نوشته شده:Donya_Samani نوشته شده:تا رفت مرا از نظر آن نور جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چها رفت
بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
تا بر دلش از غصه غباری ننشیند
ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش
حافظ که هوس می کندش جام جهان بین
گو در نظر آصف جمشید مکان باش 
%%%%%%%%%%%%%%%%%%%
شیخم به طیره گفت برو ترک عشق کن
محتاج جنگ نیست بر ا در نمی کنم
پیر مغان حکایت معقول می کند
معذورم ار محال تو باور نمی کنم
این تقوی ام تمام که با شاهدان شهر
ناز و کرشمه بر سر منبر نمی کنم
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
-
mehdijj
- کاربر متوسط

- پست: 244
- تاریخ عضویت: یکشنبه 8 فروردین 1389, 10:56 am
پست
توسط mehdijj » دوشنبه 17 خرداد 1389, 1:36 pm
من از صدای گريه تو/به غربت بارون رسيدم/تو چشات باغ بارون زده ديدم. چشم تو همرنگ يه باغه/تو غربت غروب پاييز/ مثل من از يه درد کهنه لبريز ...
من هواي گريه کردن تو صداي گريه کردن من ياور خوب و نجيبم بي تو من خيلي غريبم من هواي گريه کردن تو صداي گريه کردن من ياور خوب و نجيبم بي تو من خيلي غريبم ...
شهید دکتر مصطفی چمران
دکتری فیزیک هسته ای گرایش گداخت هسته ای از بزرگترین و یکی از معتبر ترین دانشگاه های دنیا برکلی کالیفرنیای امریکا-شاگرد اول دانشگاه برکلی از بین تمامی نوابغ و مغزهای دنیا-استاد تمام دانشگاه برکلی-عضو سازمان فضایی ناسا-عضو موسسه بزرگ و معتبر T&T امریکا-یکی از بزرگترین دانشمندان فیزیک اتمی دنیا-مرد خاکی جبه های جنوب لبنان-معاون نخست وزیر-وزیر دفاع-نماینده مجلس-و سردار جبه های جنوب سردار دهلاویه
---------------------------------------------
مصطفی میگفت: «در دنیا آدمهایی هستند که به ظاهر زندهاند. نفس میکشند. راه میروند، حرف میزنند، زندگی میکنند، اما در حقیقت اسیر دنیا، برده زندگی و ذلیل حوادث هستند. اینان برای آنکه نمیرند، آنقدر خود را کوچک میکنند که گویا مردهاند. اما انسانهای آزاده، ممکن است کوتاه زندگی کنند، ولی تا آنجا که زنده هستند، به راستی زندگی میکنند و با اختیار خود نفس میکشند. محکوم اراده دیگری نیستند. دیگران تسلیم او هستند».
-
farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
-
تماس:
پست
توسط farshidshd » دوشنبه 17 خرداد 1389, 7:02 pm
در بوستان حریفان مانند لاله و گل
هریک گرفته جامی بر یاد روی یاری
چون این گره گشایم وین راز چون نمایم
دردی و سخت دردی کاری و صعب کاری
-
Unknown
- کاربر متوسط

- پست: 222
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 13 خرداد 1389, 7:34 pm
پست
توسط Unknown » دوشنبه 17 خرداد 1389, 11:08 pm
یکی از عقل می لافد یکی از طامات می بافد
بیا که این داوری ها را به پیش داور اندازیم
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
که از پای خمت یکسر به حوض کوثر اندازیم
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
-
عسل
- کاربر فعال

- پست: 1022
- تاریخ عضویت: شنبه 12 اردیبهشت 1388, 2:57 pm
- محل اقامت: مشهد
پست
توسط عسل » سهشنبه 18 خرداد 1389, 12:13 am
فاطمه خانوم نوشته شده:mehdijj نوشته شده:من از صدای گريه تو/به غربت بارون رسيدم/تو چشات باغ بارون زده ديدم. چشم تو همرنگ يه باغه/تو غربت غروب پاييز/ مثل من از يه درد کهنه لبريز ...
من هواي گريه کردن تو صداي گريه کردن من ياور خوب و نجيبم بي تو من خيلي غريبم من هواي گريه کردن تو صداي گريه کردن من ياور خوب و نجيبم بي تو من خيلي غريبم ...
با عرض سلام خدمت دوستان عزیز لطف کنید روند تاپیک رو بهم نزنید.
متشکرم.
فاطمه جون شما که کاربر ویژه هستی هروقت میبینی کسی مطلبی خارج از مبحث میده مطلبش رو غیر فعال کن که روند تاپیک بهم نریزه
دوستان لطفا فقط حافظ و مشاعره
ممنون
نبوده
............. نیست
........................ نخواهد بود
از تو عزیزتر
.............کسی برای من...
-
عسل
- کاربر فعال

- پست: 1022
- تاریخ عضویت: شنبه 12 اردیبهشت 1388, 2:57 pm
- محل اقامت: مشهد
پست
توسط عسل » سهشنبه 18 خرداد 1389, 12:26 am
Donya_Samani نوشته شده:یکی از عقل می لافد یکی از طامات می بافد
بیا که این داوری ها را به پیش داور اندازیم
بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه
که از پای خمت یکسر به حوض کوثر اندازیم
میان نداری و دارم عجب که هر ساعت
میان مجمع خوبان کنی میان داری
نبوده
............. نیست
........................ نخواهد بود
از تو عزیزتر
.............کسی برای من...
-
Unknown
- کاربر متوسط

- پست: 222
- تاریخ عضویت: پنجشنبه 13 خرداد 1389, 7:34 pm
پست
توسط Unknown » سهشنبه 18 خرداد 1389, 9:37 am
یار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناخت
حاش لله که روم من ز پی یار دگر
گر مساعد شودم دایره ی چرخ کبود
هم به دست آورمش باز به پرگار دگر
راز سربسته ی ما بین که به دستان گفتند
هر زمان با دف ونی بر سر بازار دگر
هر دم از در دنبالم که فلک هر ساعت
کندم قصه دل ریش به آزار دگر
باز گویم نه درین واقعه حافظ تنهاست
غرقه گشتند درین بادیه بسیار دگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر
خوبـے ؟
گاهی با تمام ِ تكـراری بودنَش غوغـ ـا می كند!
-
farshidshd
- مشاور وِیژه

- پست: 2057
- تاریخ عضویت: جمعه 13 مهر 1386, 1:00 pm
- محل اقامت: My Heart
-
تماس:
پست
توسط farshidshd » سهشنبه 18 خرداد 1389, 12:09 pm
سلام دوستان عزیز
یه شعر کامل میزرام چون به نظر خیلی زیبا اومد::
رونق عهد شباب است دگر بستان را
ميرسد مژده گل بلبل خوش الحان را
رونق عهد شباب است دگر بستان را
خدمت ما برسان سرو و گل و ريحان را
اي صبا گر به جوانان چمن بازرسي
خاکروب در ميخانه کنم مژگان را
گر چنين جلوه کند مغبچه باده فروش
مضطرب حال مگردان من سرگردان را
اي که بر مه کشي از عنبر سارا چوگان
در سر کار خرابات کنند ايمان را
ترسم اين قوم که بر دردکشان ميخندند
هست خاکي که به آبي نخرد طوفان را
يار مردان خدا باش که در کشتي نوح
کان سيه کاسه در آخر بکشد مهمان را
برو از خانه گردون به در و نان مطلب
گو چه حاجت که به افلاک کشي ايوان را
هر که را خوابگه آخر مشتي خاک است
وقت آن است که بدرود کني زندان را
ماه کنعاني من مسند مصر آن تو شد
دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
حافظا مي خور و رندي کن و خوش باش ولي
دام تزوير مکن چون دگران قرآن را
.