شاعرانه ها
مدیر انجمن: Moh3n II
Re: شاعرانه ها
هنوزم زمستون به یادت بهاره
تو قلبم کسی جز تو جایی نداره
صدای دلم ساز ناسازگاره
سکوتم به جز تو صدایی نداره
تو خواب و خیالم همش فکر اینم
که دستاتو بازم تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب پریدم که بازم
با چشمای کورم به راهت بشینم!
تو قلبم کسی جز تو جایی نداره
صدای دلم ساز ناسازگاره
سکوتم به جز تو صدایی نداره
تو خواب و خیالم همش فکر اینم
که دستاتو بازم تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب پریدم که بازم
با چشمای کورم به راهت بشینم!
لعنت به تو ای روزگار....ای روزگار لعنتی
خسته شدم از این سکوت ...از این شعرای نفرتی
خسته شدم از این سکوت ...از این شعرای نفرتی
از جاده خاطره ها به سوی من برگرد
هنوزهیچ کس پا بر جای قدم های تو نگذاشته است
و من گم شده ام
در راهی متروک بی تو
میان این همه مه
که بازگشت تو را ناممکن کرده است.
نمی دانم.به خودم نگاه می کنم و تو را نمی بینم.
از تو خالی شده ام.
و تنها چیزی که از تو دارم
باوری شوم است:هیچ چیز دوام نمی اورد.
دلم می خواست باز می یافتمت
با تمام درخششی که روزگاری در تو بود:
می خواهم باز یابمت و حک کنم تو را تا ابد
با چهره ای که داشتی بر ضمیر خاطره ام.
دیگر نمی توانم ادامه دهم
اگر برنگردی از جاده ابی رنگ خاطره ها
و پاک نکنی تمام این فاصله را
با ،اشک ،اواز و باران بوسه ها.
هنوزهیچ کس پا بر جای قدم های تو نگذاشته است
و من گم شده ام
در راهی متروک بی تو
میان این همه مه
که بازگشت تو را ناممکن کرده است.
نمی دانم.به خودم نگاه می کنم و تو را نمی بینم.
از تو خالی شده ام.
و تنها چیزی که از تو دارم
باوری شوم است:هیچ چیز دوام نمی اورد.
دلم می خواست باز می یافتمت
با تمام درخششی که روزگاری در تو بود:
می خواهم باز یابمت و حک کنم تو را تا ابد
با چهره ای که داشتی بر ضمیر خاطره ام.
دیگر نمی توانم ادامه دهم
اگر برنگردی از جاده ابی رنگ خاطره ها
و پاک نکنی تمام این فاصله را
با ،اشک ،اواز و باران بوسه ها.
فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
Re: شاعرانه ها
دریای غم ساحل ندارد
درسهای زندگی ازنهایت عشق تا بی نهایت نفرت اشعارعاشقانه
--------------------------------------------------------------------------------
آنکه ميگويد دوستت مي دارم
خنياگر ِ غمگينيست
که آوازش را از دست داده است.
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار کاکُلي شاد
در چشمان ِ توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من.
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود
آنکه مي گويد دوستت مي دارم
دل ِ اندُوه گين ِ شبيست
که مهتاب اش را ميجويد.
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار آفتاب ِ خندان در خرام ِ توست
هزار ستاره گريان
در تمنای من.
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود
--------------------------------------------------------------------------------
اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست
اشک ِ آن شب لبخند ِ عشقم بود.
قصه نیستم که بگوئی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی...
من درد ِ مشترکم
مرا فریاد کن.
درخت با جنگل سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه های ِ تو را دریافته ام
با لبانت برای ِ همه لب ها سخن گفته ام
و دستهایت با دستان ِ من آشناست.
در خلوت ِ روشن با تو گریسته ام
برای ِ خاطر ِ زندگان،
و در گورستان ِ تاریک با تو خوانده ام
زیباترین ِ سرودها را
زیرا که مردگان ِ این سال
عاشقترین ِ زندگان بوده اند.
دستت را به من بده
دست های ِ تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن می گویم
بسان ِ ابر که با توفان
بسان ِ علف که با صحرا
بسان ِ باران که با دریا
بسان ِ پرنده که با بهار
بسان ِ درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های ِ تو را دریافته ام
زیرا که صدای ِ من
با صدای ِ تو آشناست.
درسهای زندگی ازنهایت عشق تا بی نهایت نفرت اشعارعاشقانه
--------------------------------------------------------------------------------
آنکه ميگويد دوستت مي دارم
خنياگر ِ غمگينيست
که آوازش را از دست داده است.
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار کاکُلي شاد
در چشمان ِ توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من.
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود
آنکه مي گويد دوستت مي دارم
دل ِ اندُوه گين ِ شبيست
که مهتاب اش را ميجويد.
ای کاش عشق را
زبان ِ سخن بود
هزار آفتاب ِ خندان در خرام ِ توست
هزار ستاره گريان
در تمنای من.
عشق را
ای کاش زبان ِ سخن بود
--------------------------------------------------------------------------------
اشک رازیست
لبخند رازیست
عشق رازیست
اشک ِ آن شب لبخند ِ عشقم بود.
قصه نیستم که بگوئی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی...
من درد ِ مشترکم
مرا فریاد کن.
درخت با جنگل سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم
نامت را به من بگو
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ریشه های ِ تو را دریافته ام
با لبانت برای ِ همه لب ها سخن گفته ام
و دستهایت با دستان ِ من آشناست.
در خلوت ِ روشن با تو گریسته ام
برای ِ خاطر ِ زندگان،
و در گورستان ِ تاریک با تو خوانده ام
زیباترین ِ سرودها را
زیرا که مردگان ِ این سال
عاشقترین ِ زندگان بوده اند.
دستت را به من بده
دست های ِ تو با من آشناست
ای دیریافته با تو سخن می گویم
بسان ِ ابر که با توفان
بسان ِ علف که با صحرا
بسان ِ باران که با دریا
بسان ِ پرنده که با بهار
بسان ِ درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های ِ تو را دریافته ام
زیرا که صدای ِ من
با صدای ِ تو آشناست.
برای تعجیل در ظهور و سلامتی امام زمان (ع) یک صلوات بفرستید.
- parva
- کاربر خوب

- پست: 364
- تاریخ عضویت: سهشنبه 10 مهر 1386, 12:46 pm
- محل اقامت: اردبيــــــــــــــــل
- تماس:
Re: شاعرانه ها
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آنقدر مات که یکدم مژه بر هم نزنی
مزه بر هم نزنم تا که زدستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

آنقدر مات که یکدم مژه بر هم نزنی
مزه بر هم نزنم تا که زدستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی !
رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو
افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من ... و حتی ساده مثل سادگی هایم !
من ماندم و یک عمر خاطره ... و حتی باور نکردم این بریدن را ...
کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو
افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من ... و حتی ساده مثل سادگی هایم !
من ماندم و یک عمر خاطره ... و حتی باور نکردم این بریدن را ...
کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
- parva
- کاربر خوب

- پست: 364
- تاریخ عضویت: سهشنبه 10 مهر 1386, 12:46 pm
- محل اقامت: اردبيــــــــــــــــل
- تماس:
Re: شاعرانه ها
سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد آخر، ولی من
بجز او عالمی را بردم از یاد
به من درس محبت یاد می داد
مرا از یاد برد آخر، ولی من
بجز او عالمی را بردم از یاد
رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی !
رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو
افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من ... و حتی ساده مثل سادگی هایم !
من ماندم و یک عمر خاطره ... و حتی باور نکردم این بریدن را ...
کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو
افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من ... و حتی ساده مثل سادگی هایم !
من ماندم و یک عمر خاطره ... و حتی باور نکردم این بریدن را ...
کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
- parva
- کاربر خوب

- پست: 364
- تاریخ عضویت: سهشنبه 10 مهر 1386, 12:46 pm
- محل اقامت: اردبيــــــــــــــــل
- تماس:
Re: شاعرانه ها
هديه دوست
گلي را كه ديروز
به ديدار من هديه آوردي اي دوست
دور از رخ نازنين تو
امروز پژمرد
همه لطف و زيبايي اش را
كه حسرت به روي تو مي خورد و
هوش از سر ما به تاراج مي برد
گرماي شب برد
صفاي تو اما گلي پايدار است
بهشتي هميشه بهار است
گل مهر تو در دل و جان
گل بي خزان
گل تا كه من زنده ام ماندگار است
گلي را كه ديروز
به ديدار من هديه آوردي اي دوست
دور از رخ نازنين تو
امروز پژمرد
همه لطف و زيبايي اش را
كه حسرت به روي تو مي خورد و
هوش از سر ما به تاراج مي برد
گرماي شب برد
صفاي تو اما گلي پايدار است
بهشتي هميشه بهار است
گل مهر تو در دل و جان
گل بي خزان
گل تا كه من زنده ام ماندگار است
رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی !
رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو
افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من ... و حتی ساده مثل سادگی هایم !
من ماندم و یک عمر خاطره ... و حتی باور نکردم این بریدن را ...
کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو
افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من ... و حتی ساده مثل سادگی هایم !
من ماندم و یک عمر خاطره ... و حتی باور نکردم این بریدن را ...
کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
Re: شاعرانه ها
هر چه گشتيم در اين شهر نبوداهل دلی
كه بداند غم دلتنگي وتنهائي ما
مهرلیلا صفتی رهزن این مجنون شد
هوس دربدری در دل صحرا کردم
کس ندیدهست ز مشک ختن و نافه چین
آن چه من هر سحر از باد صبا میبینم
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
كه بداند غم دلتنگي وتنهائي ما
مهرلیلا صفتی رهزن این مجنون شد
هوس دربدری در دل صحرا کردم
کس ندیدهست ز مشک ختن و نافه چین
آن چه من هر سحر از باد صبا میبینم
عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
Re: شاعرانه ها
اي دل نگفتمت مرو از راه عاشقي
رفتي بسوز اين همه آتش سزاي توست
رفتي بسوز اين همه آتش سزاي توست
باشد اندر پرده بازي هاي پنهان , غم مخور.
Re: شاعرانه ها
امروز تو را دسترس فردا نیست
و اندشه فردات بجز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست "خیام"

و اندشه فردات بجز سودا نیست
ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
کاین باقی عمر را بها پیدا نیست "خیام"
سعدی : " مبین که میگوید ببین چه میگوید " .
--------
فردریش نیچه :"زندگی بدون موسیقی اشتباه است" .
--------
فردریش نیچه :"زندگی بدون موسیقی اشتباه است" .
- parva
- کاربر خوب

- پست: 364
- تاریخ عضویت: سهشنبه 10 مهر 1386, 12:46 pm
- محل اقامت: اردبيــــــــــــــــل
- تماس:
Re: شاعرانه ها
عشق بود و گرم بازارش نبود
جام مي در دست مستانش نبود
ميکده در غکمده اطراق بود
ساغري در فکر يارانش نبود
دل ز ياد ياورش پر بغض بود
چشم ياد درد اشکانش نبود
عشق داد مي زد کي وصال
چشم شيريني به فرهادش نبود
قيمت عشق چه کم بود ولي
آدمي اصلا خريدارش نبود
جام مي در دست مستانش نبود
ميکده در غکمده اطراق بود
ساغري در فکر يارانش نبود
دل ز ياد ياورش پر بغض بود
چشم ياد درد اشکانش نبود
عشق داد مي زد کي وصال
چشم شيريني به فرهادش نبود
قيمت عشق چه کم بود ولي
آدمي اصلا خريدارش نبود
رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی !
رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو
افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من ... و حتی ساده مثل سادگی هایم !
من ماندم و یک عمر خاطره ... و حتی باور نکردم این بریدن را ...
کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو
افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من ... و حتی ساده مثل سادگی هایم !
من ماندم و یک عمر خاطره ... و حتی باور نکردم این بریدن را ...
کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
- parva
- کاربر خوب

- پست: 364
- تاریخ عضویت: سهشنبه 10 مهر 1386, 12:46 pm
- محل اقامت: اردبيــــــــــــــــل
- تماس:
Re: شاعرانه ها
گر بدينسان زيست بايد پست
من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزم
بر بلند کاج خشک کوچه بن بست
گر بدين سان مرد بايد پاک
من چه نا پاکم اگر ننشانم از ايمان خودچون کوه
يادگاري جاودانه بر فراز بي بقاي خاک
من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزم
بر بلند کاج خشک کوچه بن بست
گر بدين سان مرد بايد پاک
من چه نا پاکم اگر ننشانم از ايمان خودچون کوه
يادگاري جاودانه بر فراز بي بقاي خاک
رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی !
رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو
افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من ... و حتی ساده مثل سادگی هایم !
من ماندم و یک عمر خاطره ... و حتی باور نکردم این بریدن را ...
کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو
افسوس رفتی ... ساده ، ساده مثل دلتنگی های من ... و حتی ساده مثل سادگی هایم !
من ماندم و یک عمر خاطره ... و حتی باور نکردم این بریدن را ...
کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !
قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
Re: شاعرانه ها
سلام
راستش می دونم که فینگلیش حرام اما این قطعه شعر انگلیسیه و واقعا زیباست حالا این دفعه رو ببخشید
Each Small Candle:اسم شعر
Not the torturer will scare me
Nor the body's final fall
Nor the barrels of death's rifles
Nor the shadows on the wall
Nor the night when to the ground
The last dim star of pain, is held
But the blind indifference
Of a merciless unfeeling world
.
.
.
.
And Each Small Candle lights a corner of the dark
راستش می دونم که فینگلیش حرام اما این قطعه شعر انگلیسیه و واقعا زیباست حالا این دفعه رو ببخشید
Each Small Candle:اسم شعر
Not the torturer will scare me
Nor the body's final fall
Nor the barrels of death's rifles
Nor the shadows on the wall
Nor the night when to the ground
The last dim star of pain, is held
But the blind indifference
Of a merciless unfeeling world
.
.
.
.
And Each Small Candle lights a corner of the dark
سعدی : " مبین که میگوید ببین چه میگوید " .
--------
فردریش نیچه :"زندگی بدون موسیقی اشتباه است" .
--------
فردریش نیچه :"زندگی بدون موسیقی اشتباه است" .
Re: شاعرانه ها
بر نگه سرد من به گرمي خورشيد
مي نگرد هر زمان دو چشم سياهت
تشنه ي اين چشمه ام، چه سود، خدا را
شبنم جان مرا نه تاب نگاهت
جز گل خشكيده اي و برق نگاهي
از تو در اين گوشه يادگار ندارم
زان شب غمگين كه از كنار تو رفتم
يك نفس از دست غم قرار ندارم
اي گل زيبا، بهاي هستي من بود
گر گل خشكيده اي ز كوي تو بردم
گوشه ي تنها، چه اشك ها كه فشاندم
وان گل خشكيده را به سينه فشردم
آن گل خشكيده، شرح حال دلم بود
از دل پر درد خويش با تو چه گويم؟
جز به تو، از سوز عشق با كه بنالم
جز ز تو، درمان درد، از كه بجويم؟
من، دگر آن نيستم، به خويش مخوانم
من گل خشكيده ام، به هيچ نيرزم
عشق فريبم دهد كه مهر ببندم
مرگ نهيبم زند كه عشق نورزم
پاي اميد دلم اگر چه شكسته است
دست تمناي جان هميشه دراز است
تا نفسي مي كشم ز سينه ي پر درد
چشم خدا بين من به روي تو باز است
مي نگرد هر زمان دو چشم سياهت
تشنه ي اين چشمه ام، چه سود، خدا را
شبنم جان مرا نه تاب نگاهت
جز گل خشكيده اي و برق نگاهي
از تو در اين گوشه يادگار ندارم
زان شب غمگين كه از كنار تو رفتم
يك نفس از دست غم قرار ندارم
اي گل زيبا، بهاي هستي من بود
گر گل خشكيده اي ز كوي تو بردم
گوشه ي تنها، چه اشك ها كه فشاندم
وان گل خشكيده را به سينه فشردم
آن گل خشكيده، شرح حال دلم بود
از دل پر درد خويش با تو چه گويم؟
جز به تو، از سوز عشق با كه بنالم
جز ز تو، درمان درد، از كه بجويم؟
من، دگر آن نيستم، به خويش مخوانم
من گل خشكيده ام، به هيچ نيرزم
عشق فريبم دهد كه مهر ببندم
مرگ نهيبم زند كه عشق نورزم
پاي اميد دلم اگر چه شكسته است
دست تمناي جان هميشه دراز است
تا نفسي مي كشم ز سينه ي پر درد
چشم خدا بين من به روي تو باز است
فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد
Re: شاعرانه ها
این که فینگلیش نبود که ! خود انگلیسی بود که انگلیسی نوشتن اصلا هم اشکال نداره !russfm نوشته شده:سلام
راستش می دونم که فینگلیش حرام اما این قطعه شعر انگلیسیه و واقعا زیباست حالا این دفعه رو ببخشید
Each Small Candle:اسم شعر
Not the torturer will scare me
Nor the body's final fall
Nor the barrels of death's rifles
Nor the shadows on the wall
Nor the night when to the ground
The last dim star of pain, is held
But the blind indifference
Of a merciless unfeeling world
.
.
.
.
And Each Small Candle lights a corner of the dark

این شعر هم بد نیست ، لااقل واسه من کلی خاطره داره ...
Playground school bell rings again
Rain clouds come to play again
Has no one told you she's not breathing
Hello I am your mind giving you someone to talk to
Hello
If I smile and don't believe
Soon I know I'll wake from this dream
Don't try to fix me, I'm not broken
Hello I'm the lie living for you so you can hide
Don't cry
Suddenly I know I'm not sleeping
Hello I'm still here
All that's left of yesterday

Re: شاعرانه ها
همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي
كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستي
كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستي
باشد اندر پرده بازي هاي پنهان , غم مخور.




