نغمه های غم

عاشقان شعر و ادبیات بیایید اینجا

مدیر انجمن: Moh3n II

قفل شده
stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » پنج‌شنبه 23 خرداد 1387, 8:31 pm

با تو ، از نام تو هم آبي ترم
خلوتي سرشار از نيلوفرم
عشق ، همرنگ نگاهت مي شود
وقتي از چشم تو ، نامي مي برم
لحظه هاي تازه ات را مثل گل
مي گذارم لابه لاي دفترم
وقتي از دست زمين و آسمان
لعنت و دشنام ، مي ريزد سرم؛
خستگي هاي خودم را ، پيش تو
در کنار دفترم مي گسترم
بعد از آن ، حرف دلم را بيت بيت
اندک اندک ، بر زبان مي آورم
ما دو تا ، از خويش خالي نيستيم
تو لجوجي ، من پر از شور و شرم
گرچه تو از من ، کمي شيدا تري
من هم از تو ، اندکي عاشق ترم
تو اگر يک لحظه پروازم دهي
شايد از هفت آسمان هم ، بگذرم...
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » پنج‌شنبه 23 خرداد 1387, 8:35 pm

واژه هاي درون قلبم را يك به يك مرور مي كنم
عشق
اشك
انتظار
بيقراري
ديوانگي
آرزوهاي محال
نگاه عاشقانه
و ...
اما باز هم يك واژه را كم دارم
آن واژه تو هستي
آري من باز هم ( تو ) را كم دارم
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » پنج‌شنبه 23 خرداد 1387, 10:49 pm

سردی نگاه رو بشکن ، این سکوت حق من نیست
تو بدون واسه همیشه این شکستن ها حق من نیست
بودن تو آرزومه
حتی واسه یه لحظه
شعرهای من یه بهانست
یه سرود عاشقانست
من برات ترانه میگم
تا بدونی که باهاتم
تو خود دلیل بودنم
بی تو شب سحر نمیشه
میمیرم بی تو
من عشقت رو به همه دنیا نمیدم
حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم
با تو میمونم واسه همیشه
خاطرات تو رو چه خوب چه بد حک میکنم
توی تنهایی هام فقط به تو فکر میکنم
اگر دنیا بخواد من و نتها بمونیم
واست میمیرم جواب دنیا رو میدم
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » پنج‌شنبه 23 خرداد 1387, 11:26 pm

در وارونه دنيای عشق

در سنگين سکوت تنهایی

در خلوت زمزمه ی بغض

در آينه نگاه چشمان خسته

و در دلی غرق از احساسی آشنا

و در اين لحظه که نداشتن تو از آن من است!

خواب تو را به خدا خواهش می کنم
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » پنج‌شنبه 23 خرداد 1387, 11:29 pm

نميخواهم که با من يارباشی
که در دشت دلم گلزار باشی

نميخواهم که در تنهائی و غم
کنارم باشی و غمخوار باشی

نميخواهم که اين بيمار دل را
بيايی برسرش تيمار باشی

نميخواهم که در شبهای تارم
چو شمعی تا سحر بيدار باشی

نميخواهم که ديگر تابه هرگز
به ظاهر يار و در دل خار باشي
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » جمعه 24 خرداد 1387, 12:01 am

گریستن را همچون تمنایی ناممکن و محکوم آموخته ام

و من آن پرنده نازک بالم

تا کی مجال پریدن در آسمان فلزی را دارم؟

گویا تارک دنیا شدم

و بهترین نماد دلتنگی ام

باران

و تمام تلاش خود را با سکوتی مات و غمگین گذاشتم

و من همه چیز داشتم و اکنون هیچ ندارم

برگشته ام به زندگی عادی ام

رسیدگی به تنهایی هایم !!!
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » جمعه 24 خرداد 1387, 12:07 am

اگه می تونستم تو دنیا یه چیزه دیگه باشم
دوست داشتم اشک تو باشم
که تو چشمات متولد شم
رو گونه هات زندگی کنم
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

آواتار کاربر
eli
مدیر نمونه سایت کارشناسی
مدیر نمونه سایت کارشناسی
پست: 2590
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 مرداد 1386, 9:45 pm

پست توسط eli » جمعه 24 خرداد 1387, 12:08 am

یکی در مرگِ شقایق
یکی در فصل ِ خزان
و هر بار تو به من زندگانی بخشیدی!
تو مهربانانه به من عاطفه بخشیدی!
تو به من گفتی بمان
و من ماندم!

مـــــاندم!

من ماندم که با تو بروم به سر قله احساس
که قدم بزنیم در کوچه بن بستِ شکوه

خالی از شک

خالی از ترس

خالی ازبیم


و من اکنون تنها به ابدیت خواهم رفت
به تنهایی با بید سخن خواهم گفت
و به آن دنیای دگر خواهم رفت....

آرام خواهم رفت!
در قفس کـــــــــه باشی دیگر شیـــــــــر یا قنـــــــــاری بودنت مهم نیســـــــــت.

آزادی یـــــــــک دنیـــــــــاست پراز حرفـــــــــای نگفتـــــــــه.

در کشـــــــــور مـــــــــن آزادی فقط نام یک میدان است.

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » جمعه 24 خرداد 1387, 12:08 am

ای غنچه مهربانی
چون گل شکفتی به يادم
با سوز و ساز جوانی
در شهر تو پا نهادم
در دام عشقت فتادم
سرگشته ام در شهر تو
از هر طرف رانده
آن اولين ديدار ما
در خاطرم مانده
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » جمعه 24 خرداد 1387, 12:21 am

عجب چشمه ايست اين چشمه چشمان من
نميخشكد هرگز اين چشمه جوشان من
تا دردي در دل من خزيد
اشكي ز چشم من چكيد
اين درد و اينهم اشك
صد درد و آن يك قطره اشك
يك قطره اشك صد درد است
صد قطره اشك چند درد است؟
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » جمعه 24 خرداد 1387, 10:58 pm

سفر نکن خورشیدکم
ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه
راهی این سفر نشو
نزار که عشق منو تو
اینجا به آخر برسه
بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه

نوازشم کن و ببین
عشق میریزه از صدام
صدام کن و ببین که باز
غنچه میدن ترانه هام
اگرچه من به چشم تو
کمم قدیمیم گمم
آتشفشان عشقم و
دریای پر تلاطمم

گریه نمیکنم نرو
آه نمیکشم بشین
حرف نمیزنم بمون
بغض نمیکنم ببین
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » جمعه 24 خرداد 1387, 11:48 pm

ای غم به من چه ها نکردی
تو هم به من وفا نکردی
باز آ اگر چو من به دنيا
تنها تری پيدا نکردی
سرگشته اي در دنيای دردم
غير از وفا من با تو چه کردم
آی غير از وفا من با تو چه کردم
ای خدا غمگينم امشب
درد بی تسکينم امشب ای خدا
دانه های اشک حصرت
از مژه برچينم امشب ای خدا
اين منم در شام بی فردا نشسته
آه از اين دير آشنايي
چه کنم که بيوفايي
جز نوای بال مرغکان خسته
نشنوم ديگر صدايي
همچون خزان بی بهارم
غمگين به دشت انتظارم
از خاطرات رفته در دل
غم مانده تنها يادگارم
آه غم مانده تنها يادگارم
اين منم در شام بی فردا نشسته
آه از اين دير آشنايي
چه کنم که بيوفايي
جز نوای بال مرغکان خسته
نشنوم ديگر نوايي
نشنوم ديگر نوايي
همچون خزان بی بهارم
غمگين به دشت انتظارم
از خاطرات رفته در دل
غم مانده تنها يادگارم
آه غم مانده تنها يادگارم
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » شنبه 25 خرداد 1387, 9:59 am

شب آشیانه شب زده
چکاوک شکسته پر
رسیده ام به نا کجا
مرا به خانه ام ببر
کسی به یاد عشق نیست
کسی به فکر ما شدن
از آن تبار خود شکن
تو مانده ای و بغض من
از این چراغ مردگی
از این بر آب سوختن
از این پرنده کشتن و
از این قفس فروختن
چگونه گریه سر کنم
که یار غم گسار نیست
مرا به خانه ام ببر
که شهر ، شهر یار نیست
مرا به خانه ام ببر
ستاره دل نواز نیست
سکوت نعره میزند
که شب ترانه ساز نیست
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » شنبه 25 خرداد 1387, 10:05 am

شیرین من تلخی نکن با عاشق
تموم میشن ، گم میشن این دقایق

دنیای ما مال من و تو این نیست
رو کوه دیگه فرهاد کوه کنی نیست

یه روزی میاد که نمیدونیم چی هستیم
یار کی بودیم و عشق کی بودیم و چی هستیم

شیرین شیرینم واسه تو شدم یه فرهاد
شیرین شیرینم نده زندگیم رو بر باد

من نمیگم فرهاد کوه کنم من
تیشه به کوه ها که نمیزنم من

فرهاد عاشقم قلم تیشمه
از تو نوشتن همه اندیشمه

عاشق تو بی تو به کوه نمیره
وقتی نباشی تو خودش میمیره
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

stella
کاربر معمولي
کاربر معمولي
پست: 77
تاریخ عضویت: جمعه 20 اردیبهشت 1387, 1:40 pm

پست توسط stella » شنبه 25 خرداد 1387, 1:22 pm

دیگه تو رو ندارم ، تو رو ازم گرفتتن
گفتند فراموشت کنم ، منو دست کم گرفتن

گفتن عشق تو کجا لایق اسم اون میشه
گفتند برو که عشق اون قسمت دیگرون بشه

اگه که خالیه دستام ، اگه هیچی ندارم
عوض برای تو یه قلب دیوونه دارم

اگه که تو رو گرفتن ، اگه که تو داری میری
عوضش توی خیالم با تو پروازی دارم
دلم گرفته از ادمايي که ميگن دوستت دارم اما معنيشو نميدونن،از ادمايي که ميخوان ماله اونا باشي اما خودشون ماله تو نيستن،از اونايي که زير بارون برات ميميرن و وقتي افتاب ميشه همه چيز يادشون ميره
--------------------------
خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني ... خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت ميتواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد !

قفل شده