kanan نوشته شده:maryam نوشته شده:musicjet نوشته شده:مریم جان ممنون.
امروز با معاون دانشگاه کاشان تماس گرفته بودم! ایشون میگفتن اگه عقد کنین اصلا لازم نیست حتی یک ترم اینجا درس بخونین! خیلی راحت به هر واحدی تو تهران که بخواین خودمون انتقالی میدیم وکاراشو میکنیم! فقط گفتن دیگه الان برای ترم جاری ثبت نام نمیکنن و باید تابستون یا مهر واحد برداریم.
در مورد علمی کاربردی میخواستم بپرسم برای دادن اعتراض چه مراحلی رو باید بگذرونیم؟ حضوری هم میشه اعتراض کرد یا فقط با نامه نگاری؟ یکی از دوستان سراسری چند سال پیش موفق شده بود با اعتراض قبول بشه! پس لطفا نگید امید نداشته باش که بشه کاری کرد.
بازم ممنون
خیلی خوبه ! حقیقتا فکر نمی کردم دانشگاه آزاد اینقدر راحت راه بیاد .
به هر حال برای علمی کاربردی هم معمولا خودشون که میگن از طریق مکاتبه پیگیری کنید ولی من فکر می کنم حضورا پیگیری کنید خیلی سریعتر به نتیجه برسید . در ضمن اگر از طریق خود سازمان سنجش پیگیری کنید زودتر به نتیجه می رسید چون یکی از دوستان سال گذشته به خاطر مشکل مشابه مشکل شما به دانشگاه علمی کاربردی مراجعه کرده بود ولی برخورد درستی با ایشون نشده بود و بعد از پیگیری ها و دوندگی های زیاد به نتیجه دلخواه نرسید هر چند من پیشنهاد می کنم تمام راهها رو امتحان کنید حتی اگه به نظرتون غیرممکن بیاد . به هر حال این قضیه نیاز به پیگیری و دوندگی های زیادی داره ، ضمنا تجربیات این دوستتون هم خیلی می تونه بهتون کمک کنه که توصیه می کنم اگر بهشون دسترسی دارید حتما ازشون راهنمایی بخواید. از صمیم قلب براتون آرزوی موفقیت دارم ...!
دوست عزيز من هزار بار گفتم بازم ميگم اينجا ايرانه
چيزي به نام نشد يا نميشه نداريم همه چي ميشه فقط بايد راه حلش پيدا كني
كه فكر كنم راه حلش فهميدي همون بند "پ" هستش
اول : سلام .
خوب زودتر از همه چیز نامزدیتونو تبریک میگم دوم ان شاالله زودتر هم به ازدواج شیرین برسید و زندگی شیرنی رو با هم شروع کنید .
برادر جان من : من هم یه سری با این داشگاه ها قاطی شدم و بد جوری هم گیر به گیر بود.
من کلی یه چیزای خوندم و کلی هم جواب می دم :
من کاردانی روزانه دولتی قبول شده بودم . راهم تا به دانشگاه یکمی بگی نگی راه دور بود .
خوب همون ترم اول نه خیلی از دوری اونم جای که دوست نداشتم بمونم !! خوشم می اومد : می خواستم انگالی به کوفه آباد دیگه ای بگیرم .....
اول خوب نمی دونستم چی به چیه که : رفتم اموزش : فقط می گفت : بچه کجای ترم چندی / کجا می خوای بری / برای چی می خوای بری / روزانه اییییییییییییییییی ؟؟؟؟؟؟؟؟ // نهههههههههههه نمی شه .......
خوب اینو بگم : چرا روزانه / یا شبانه دولتی / : سخت انقالی می دن : ؟ چون برای هر دانشجو هر ترمی روطانه باشه : تقریبی : 600 هزار تومنی یکم این طرف یا اون طرف تر به حساب دانشگاه ها واریز می کنن : وشبانه ها هم که دیگه ::::: !!!!!
خب : همون : اولا روز 3 یا 4 بود که یه بچه سوسول تهرونی اومده بود : که هر روی برد دانشگاه تراز در ها و نمرات رو گذاشته بودن که سر جم 2 تا 3 در رو بالای 30 نزده بود و حتی منفی هم داشت !!!!!!!!!!!!! قبول هم شده بود : و روز 3 یا 4 دانشگاه بابا جانشان که ما ها خیلی اداره مندشان هستیم : اومد و این بچه جوجه رو گرفت بردتش کجا ؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آخ هر وقتی یادش می افتم : بر دتش به شهید شمسی پور تهرا ن
خوب ما که اول راه بودم وهنوز جوجه بودیم : ترم اولو تصفه و نیمه رفتم تا که رسید به آخرای ترم اول و در خواست داده بودم برای دانشگاهی که چی : اونم مرکز استان که دیگه همه افداش یه گامگستری برای خودشونن و چارک بالای ترازش از شهید شمسی پور هم بیشتر بود ........ یعنی برای رفتن به اونجا باید ریاستش پسر خالت باشه .......
خوب در خواست دادیم : و ما چی کار کردیم :: با با جان :::: آهان !!!
یه سرداری رفیقش بود : یه زنگ به ریاست / وریاست دستور / و روی برد قبولی ها انتقالی اسممون رو دیدیم .
خوب رسیدیم به کجا : به مقصدی که می خواستیم بریم ........
آقا جان //: نمیشه قبول نمی کنیم : روزانه ای / شبانه بیا / وشهریه رو این جوری اون جوری بده / اییییییییی بابا ...........
چوت شریه رو نصف کردن / و اقساطی / قبول کردیم / رفتیم تا ترم 3 شد ......
می خواستم دائم بگیرم : آقا نه و نمیشه ....... ا ِ ه آراه امتون : 100 میلیون یا 150 میلیون بازم بودجه ندارید !!! فشار آوردیم ( خیلی هم اذیت شدیم / نمیشه ومیشه ها و برو بیا و........ ) تا که ترم 3 رو روزانه گذراندم و 1 تومنی هم ندادم
یه نکته : شانسی : هر فرد عادی ( خانواده کامل و سالم ) فقط یه بار بهش انتفالی رو میدن : خوب من که یه بار گرفته بودم : ( ترم 2 ) و حالا ترم (3) رو که نمی دادند .....
رفتیم پیش ریاست : و اون دستور داد .... ولآموزش و ..... نمی زاشتن حسود حسوددددددد ..... که وایسادم توی سالن ..... و از قبل یه حرفای رو آماده کرده بودم ... و اتاق معاون خالی شد زودی رفتم و گفتم ....... .... ... .. .. و زیر برگه رو امضا کرد....... برگه رو بردم آموزش ترکیدن ........ آتیشییییی شدن ... چه جوررر : آه چیه فکر کردیم ما ....
و این جوری ترم 3 رو هم رد کردیم ...
برای ترم 4 : بازم این شد ... ولی مقصد قبول نمی کرد ::: چک چونه / قبوب کرد / عمومی بردارم / ولی آموزش اون جا رفیق بود گفت برات درست میکنم و...
ولی من نخواستم و برگشتم به همون دانشگاه خودم
تازه یه چیزی : من فراگیر : شرکت کردم .. خوب تا تابستون کتردانی تموم نمیشد و پیش دانشگاهی هم نداشتم / خوب باید پیش می گرفتم .
فقط خلاصه بگم : جوری شده بود که در اداره آموزش و پرورش قسمت امتحانات و ریس امتحانات می گفتن نمیشه و خواستیم گوش نکنیم رفتیم مدارس نیمه حضوری می گفتن نمیشه / یه زنگ به امتحانات بزنیم و ببینیم و...... که من سر این موضوع 1 ماه دیونگی کشیدم و توی عید دیونگی کشیدمو کشیدیم ... تا شد رو 18 که رفتیم باز نمیشه نمیشه : 2 جا با هم درس بخونی .... ( بهم می گفتن : از دانگشاه باید بیای بیرون بعد سربازی باید خاکی تو سرت بریزی .. و بعد بیایییی .....//// گفتم چشم منتظرتم ::: دوباره : راه افتادم : ومعاون آموزش و پرورش رو دیدیم : گفت به صورت متفرقه میشه برو امتحا بده و ا.....
رفتیم اسم نوشتیم و توکل به خدا .
************************************************************
برای مرد وجو داره که سربازی رو جای بگذرونه که نزدیک ترین محل به خانمش باشه
*********************************************************
یه گوشت رو باید کند : چرا بازی گوشی می کنی هاا ( شوخی میکنما ناراحت نشی ) : احتمال اینکه باهم بیوفتین توی یه دانشگاه : خوب 20 بخوان 10 به 10 ختر پسر حساب کنید ...
**************************************************
حالا یه چیزی : چه گیریه : تهران : هر جا شد برین ... از من گفتن : برید که با هم باشید توی تهرا ن 72 ملت خیلی سخته که 2 تا دانشجو باشین مگر خانوادها تون باشن نرید تهررررررررررررراااااااااااااا ن .
*******************************
خوب شما چی کار کنید :
هر کدومتون که یه رشته حالا هر کجا قبول شدید : اگه باهنم بودید : که عالیه : ولی نشد چی اونی جای که بهتر رو نتنخاب کنید و یکی باید بیاد به این طرف .....
اول همه هر فها رو یکی کنید : و ببخشیدا سر هم کنید که یکی از والده ها مریضه و به شما نیاز داره ... .. می خواید زودتر مراسم بگیرید ..... از نظر مالی مشکل دارید ..... راهتون دوره و مشکلات راه برا همسر ( همسر ) وجود داره .... و یا هر چیز مهم و اساسی ....
و سعی کن قبل اقدا خوب : معاونین و ریس و برسی منید و اخلاقشون رو بررسی کنید .
و به موقع برید و.......... سرووضع درست و مردونه کار گر نما برو و......
ویه چیزی بگما براتون سخت نمیگیرن : چون علمی کاربردی و..... گیر زیادی فکر نکنم بدن ....
خوب : شازده داماد من که کلی در به دری کشیدم : فقط خصوصی به خودت بگم : کس دیگه ای نخونه :
طاقت بیار و مرد باش و دست زنت رو بگیر و اصلا ً تا سر حد مرگ هم تسلیم 4 تا آدم ..****...**** نشو و محکم و مقاوم باش .
موفق باشید و بازم آرزو می کنم که هر چی گرست از سر راه جونوا بخصوص اونای که خوب ترند و درس می خونن بر طرف بشه .
********************************************************************
یا علی .